شبکه تحقیقاتی ارواح متعالی مرکز تحقیقات متافیزیک اسلامی آمریکا Arvaah Forums of USA Islamic Metaphysics Research Center
اخبار: این سایت متعلق به انستیتو بین المللی مطالعات پیشرفته آمریکا بوده و کلیه حقوق برای انستیتو محفوظ میباشد.
 
*
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید. 13 شهريور 1389,ساعت 08:52:13


لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید


صفحه: [1]   پایین
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: جهان های روحی  (دفعات بازدید: 262 بار)
0 کاربر و 1 مهمان درحال دیدن موضوع.
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« : 10 بهمن 1388,ساعت 00:02:45 »

                                                                                                          جهان اول

انسان از ازل تاكنون كه تاریخی را بر آن متصور نیستیم در حركت می باشد و فعلا به مراحل آزمایش در جهان مادی كه به نام جهان اول نام گذاری شده رسیده.
جهان اول شامل تمام مراحل سیر تكاملی انسان در ماده میگردد حالا از چه زمانی تا چه زمانی خداوند آگاه است و تمام كاینات تا چشم كار میكند و تا جایی كه حتی قوی ترین تلسكوپ ها برای پایان آن حدی متصور نیستند با تمام ممكنات و موجودات جهان اول نامیده میشود.
وقتی انسان به واسطه ی مرگ از جهان اول فارغ میشویم جهان دوم یا حالا هر اسمی كه بتوان مقتضیات بر آن نام نهاد مثلا" جهنم یا جهان ظلمت یا برزخ آغاز میگردد.
من در اینجا بهترین نام را كه همراه با خصوصیات آن است بر آن می نهم و آنرا جهان ظلمت می نامم.
كسانی كه به واسطه اعمال و عدوم تكامل مقرره غیر صحیح خود را لایق آن جهان میگردانند پس از طی تطور از آن جهان خارج میگردند .
هم چنانكه در قرآن آمده خداوند هفت جهان بالای این جهان آفرید كه هر كدام طبقه ای از بهشت نامیده شدند.جهان دوم سوای جهان های هفتگانه می باشد.میتوان در مجموع از نه جهان اسم برد كه نهمی را جهان نتوان گفت بلكه ماورای جهان ها نامیده می شود كه شامل بی نهایت جهان است.ما چون اسمی بر آن نمیتوانیم بگذاریم و از قدرت درك ما خارج است فقط از لغت ماورای جهان ها استفاده می نماییم.كه جهان ضد ماده می باشد.
جهان سوم روحی طبقه اول بهشت شمرده میشود و جهان چهارم طبقه دوم الی جهان هشتم .طبقه ششم و ماورای جهان ها طبقه ی هفتم كه شامل بی نهایت محدوده های غیر قابل فهم و درك و ناشناختی برای ما است.فرمان خداوند در مرحله اول به لوح محفوظ وارد و در آن ثبت میگردد ار آن پس به عالم ملكوت به سطوح جهان نهم كه در راس حضرت محمد(ص)نماینده خداوند و بعد از او حضرت امیرالمومنان علی(ع)و امامان معصوم كه در اعلی مرتبه یعنی ماوراء جهان ها قرار دارند وارد میشوند.
آنان نمایندگان قانون در مرتبه اول می باشد و تمامی امور آفرینش بدانها محول گردیده و اعمال همه ی انسان ها را خداوند به واسطه ی آنان قبول می فرماید و او امر خداوند به آنان ابلاغ می گردد و از طریق آنان به نماینده قانون در جهان های پایین تر به ترتیب از جهانی به جهان دیگر تا در تاریخ به نماینده قانون در جهان سوم میرسد.
در جهان نهم چهارده معصوم و پیامبران اولولعزم قرار دارند اما پیامبران اولوالعزم كه صاحب كتاب هستند تابع رسول خدا می باشند.و به ترتیب پیامبرانی كه نسبت به پیامبران اولولعزم دارای درجات كمتری هستند به جهان های  هستم و هفتم و غیره تعلق دارند.
قانون فقط تا كنون در 7 هفت جهان((هفت طبقه ی بهشت))برتر ما.قرار داشته است.در هر جهان((از جهان سوم به بالا))نقطه ای خاص مجود دارد كه به آن منبع قانون میگویند.
در هر جهان برتر جهان دوم روحی شخصی برگزیده از طرف خداوند وجود دارد كه انسان است و او دارای مراتب عالی می باشد و برای انجام ماموریت به جهان پایین تر خود وارد و در آنجا به امر خداوند به عنوان نماینده قانون انجام وظیفه مینماید.اینان نسبت به افراد جهان مورد ماموریت افراد ناشناخته هستند و بنا به مقتضیات و برای خدمتگذاری از حد جهانی خود به پایین آمده و مثلا" در جهان سوم به نام نماینده قانون انجام وظیفه می نمایند.هر جهانی به جز جهان اول و دوم دارای نمایندۀ قانون می باشد كه تمامی پیام ها از بالا به او ابلاغ و توسط او اجرا میگردد در حقیقت نمایندگان قانون پادشاه آن جهان هستند.
هر نماینده قانون پیكی برای صعود به جهان بالاتر خود دارد كه به وسیله او تماس خود را با جهان بالاتر خود برقرار میكند.قانون جهان سوم جهان دوم و جهان اول را نیز در بر میگیرد و این جهان 3 سه جهان در واقع تابع قانون جهان سوم هستند.
نمایندگان قانون جزو والاترین ارواح می باشند كه از نطر تكامل نسبت به جهانی كه بر آن نظارت دارند تسلط كامل دارند.
این به واسطه انرژی می باشد كه از طرف خداوند به نام انرژی قانون به این نمایندگان اعطا میگردد.
به واسطه همین انرژی آنان بر جهان مورد ماموریت خود تسلط كامل پیدا كرده و هر امری نوسط آنها انجام میگرد.
روحی كه آماده وارد شدن به جهان مادی میگردد حالا در هر نقطه از كاینات كه باشد در مرحله اول بعد از آماده شدن به نقطه قانون فراخوانده میشود و از طرف قانون معلوم می گردد كه آن روح چه توانایی دارد و تا چه حدودی میتواند عمل نماید.تمام موارد به واسطه همان نیروی قانون كه به رهبر جهان سوم از طرف خداوند اعطاء شده معلوم می گردد و با توجه به توانایی روح مورد بحث و خصوصیات روحی او.زندگی اش در ماده انتخاب و وارد جنین می گردد و قبل از ورود به جنین روی تمام آگاهی های ماورای ماده وی پوششی در جهان قرار میگیرد كه دیگر نتواند از آن اطلاعی پیدا كند و بدینصورت در جهان مادی شروع به حیات می نماید.
زندگی ما در ماده زیر نظر قانون شروع و با نظر آن خاتمه می یابد.
امر خداوند به وسیله قانون اجراء میگردد.
قانون در هر زمان چه شب و چه روز چه در بیداری و چه در خواب و مستی و در رویاهایمان بر ما نظارت دارد حتی رویایی كه ما ببینیم زیر نظر قانون انجام می گیرد.
در رویا با اشخاص یا ارواح گذشتگان ملاقات داریم حتی ارواح حق ورود به روباهای ما را ندارند مگر از جانب قانون به آنها ماموریت داده شده باشد.یعنی كسی سر خود به حیات ادامه نمیدهد.
حتی كسانی كه ارتباط روحی برقرار میكنند بدون اینكه خود بدانند ارواحی كه با آنها تماس میگیرد از طرف قانون نظارت و دستور میگیرند.




منبع: http://www.arvahh.mihanblog.com
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #1 : 10 بهمن 1388,ساعت 00:18:50 »

                                                                                                  جهان هاي روحي(جهان دوم)

بعد از مرگ كليه ي كساني كه داراي نواقصي در سير تكاملي روحي خود هستند بنا به قانون حاكم وارد جهان دوم ميگردند و جهان دوم جهان ظلمت ناميده ميشود منظور از جهان ظلمت يك محيط خاصي نيست بلكه محيطي هزاران مرتبه بالاتر از محيط مادي و گشترده تر از آن كه خود داراي طبقاتي مي باشد.است.هرچه به سطوح پايين آن برويم ظلمت و تاريكي حاكم است و در تاريكي ترين نقاط آن ارواح شرور بنا به حكم قانون به ساير ارواح حاكميت دارند و آنان هميشه در آزار و اذيت يكديگر هستند و اين رودند تا زماني ادامه دارد كه آنان به حدود خاصي از درك وارد گردند.
سطوحي بالاي جخان ظلمت.نسبت به سطوح پاييني آن بسيار عالي است ولي در نوع خود ارواح محلي براي تطهير و رسيدن به درك لازم مي باشد و در آنجا ارواحي جهت ارشاد و پاك سازي روحي هميشه از جهان هاي قانون بالا براي انجام ماموريت وجود داردند و جهان دوم مستقيما زير نظر قانون جهان سوم اداره مي گردد و در آنجا بسيار بد جايگاهي است.
از سطوح جهان ماده هر كسي توانايي ورود به جهان دوم و سوم و جهان هاي بالاتر را قبل از مرگ ندارد.
هر كسي بخواهد به جهان هاي بالاتر وارد گردد به حكم قانون لايتغير امكان برگشت دوباره به ماده را ندارد ولي كساني كه در حالات روحي موفق به درك جهان دوم يا سوم يا جهان هاي بالا ميگردند در حقيقت به اين جهان ها وارد نمي گردند بلكه آنها سير خود را در ابرآگاهي نسبت به جهان هاي بالا توسط ارواحي كه شايد او را ببيند و يا نبيند انجام مي دهند.و شخص خيال مي كند كه واقعا به آن جهان ها وارد گرديده و يا مشابهي از شرايط جهان هاي بالا را به امر قانون در جهان مادي توسط ارواح راهنما براي شخص مذكور به مجود مي آورند.
قانون اينست كه تا كسي خود عملا به جهان دوم يا سوم يا بالاتر وارد نگردد از اسرار آن با خبر نمي گردد و هيچگونه اطلاعاتي به جر آن مواردي كه از طرف قانون صلاح ديده شده و لازم است از آن جهان ها درز نميكند و اگر كسي هم به نوعي در ابر آگاهي از آن اطلاع پيدا يابد ميبيند كه موقع بيداري قسمت اعظم رويا و سير و سفر وي به ذهن آگاهي عادي اش وارد نشده و چيزي به يادش نمي آيد شايد كساني باشند كه از لحاظ گانه از چهار به بالاتر باشند.همين ها هم اگر به آن جهان ها سير كنند باز موقع رجعت مقداري از آن اطلاعاتي كه محرمانه است از خاطر آنان پاك ميگردد و فكر ميكنند كه توانسته اند جهان هاي بالا را ببينند.ولي غافل از آنند كه تمام سير و سلوك اينان حداكثر در محدوده ابر آگاهي رويداده است و كسي حق ورود به جهان هاي بالاتر را ندارد و اگر اينان به حق خود منصف باشند و آن قدرت لازمه تشخيص و كارآيي در مورد ارتباطات با ارواح از سطوح بالا را دارند اگر موارد مذكور را بررسي كنند به نتايج بالا خواهند رسيد كه سير و سفر در جهان هاي بالا فقط با انرژي قانون ميسر است و آن انرژي نيز تا كنون در اختيار كسي نبوده كه از آن استفاده نمايد به جز شخصي كه به او داده شده و نماينده قانون است.
كساني كه سلسله وار پشت سر هم يكي بعد از ديگري نماينده قانون خواهد بود از قانون حق استفاده از آن انرژي به او خواهد داد تا بتواند بعضي از افراد را بنا به صلاحديد در جهان هاي بالا البته با توجه به حدود و قدرت حاكميت وي كه از قانون تعيين ميگردد سير دهد باز همين اشخاص نيز ميتوانند از مواردي كه ورود آنان به جهان مادي صلاح نيست اقدام به انتقال اطلاعات ممنوعه به جهان مادي گردند.
فقط نماينده قانون انرژي لازم جهت سير اشخاص در جهان هاي بالا به نسبت اجازه اي كه داده شده دارد و هر كس اين ادعا را ميكند كه توانسته در جهان هاي بالا سير كند كذب كاذب است و اگر بخت يار بوده حداكثر در ابرآگاهي ميتواند باشد.
كساني كه محدوده جهان ظلمت را سير نموده اند آن را بسيار بد جايگاهي ميدانند البته آن خود نيز از رجمت خداوندي است.همچنان كه در قرآن كريد ميفرمايد:جهنم از ظاهر عذاب دوزخ است و از باطن در رحمت.
و اينگونه اشخاص پس از سير خود از ديدن آنجا بسيار غمگين و فشار خاصي را متحمل ميگردند و به خود فرو ميروند وآنان حتي از نگاه كردن به جهان دوم كراهت از خود نشان ميدهند و موقع سير از روي آن تمايلي به ديدن آن ندارند و از ارواحي كه در آن هستند بسيار گريزانند و نمي خواهند اعمال آن ها گريبانگر اينان گردد.
حتي نگاه كردن از دور به جهان دوم بسيار ناراحت كننده است.انسان هايي كه در آن محيط قرار دارند تمام اعمالشان را با خود حمل ميكنند و در ديدن اين افكار و حالات روحي بسيار زننده و دلگير است.اما غافل از آن كه همه خود ميدانند ولي بدان عمل نميكنند .با اعمالي كه انجام داده اند با اينكه از آن گريزانند بعد از مرگ به جهان دوم مي رومد.نفس شيطان در جهان دوم حاكم است پس هر كس متواند نفس شيطان را از خود دور كند تا زماني كه حتي ذره اي از آن باقي باشد حق ورود به جهان سوم را ندارند.البته راه براي آنان هميشه باز است ولي حيائي كه به جهان سوم حاكم است از شرم آنان را خرد خواهد كرد.آنهايي كه به همه اسفل السافلين يا قعر جهان دوم ميروند.روح آنان مرده است وتحمل فشار حاكي از شرم و حيا را نخواهد داشت و به خود جازه ورود به جهان سوم را نخواهند داد.هر كس بميرد به نسبت اعمالي كه انجام داده روح اش داراي انرژي خاصي خواهد بود و اين انرژي كه محدود به اعمال اشخاص است آنان را از روي جهان دوم رد مي كند.
و هركجا كه سطح ارتعاش آنان با آن برابر است فرود مي آورد.قعر جهان دوم اواسط يا اواخر جهان دوم و شايد انشاالله تا جهان سوم كه تماما" بستگي به انرژي دارد كه آن را به طور صحيح در خود انباشته است.
هر كسي كه ميميرد سوار تاب الهي ميگردد(پل صراط)و تاب الهي او را با خود به بالا مي برد و تا آنجا كه انرژي دارد سوار آن است.در جايي كه انرژي اش تمام شد از آن پياده ميشود.
انرژي انسان را حداقل به جهان سوم ميرساند از نوع انرژي طلايي يا قانون است و كساني كه نتوانند به انرژي طلايي دسترسي پيدا كنند لاجرم لايق جهان دوم خواهند بود و بعد از طي مراحلي كه مربوط به تطهير روحي آنان است ميتوانند به آن انرژي دسترسي و به وسيله آن به جهان سوم وارد گردند.
كساني كه به طور آزمايشي از طرف قانون به جهان سوم فقط براي يك لحظه وارد شده اند گفته اند اگر انرژي قانون از ما حمايت نمي كرد بر اثر شرك و حيايي كه داشتيم و خود را لايق آن جهان نميديديم خرد ميشديم و امكان تحمل چنان فشاري براي ما ميسر نيست و اگر كساني توسط يك انرژي برتر به جهان بالاتر از حدود خود بروند به محض اينكه حمايت آن انرژي از آنان قطع گردد قورا" به سطح جهاني كه لابق آن هستند بر ميگردند.
اكثريت انسان هاي روي زمين كه يك گانه اول را دارا هستند حتي لايق ورود به جهان دوم نيز نميباشند.براي درك جهان د.م بايد داراي گانه دوم باشند و با استفاده از كالبد دوم توسط گانه دوم كه به حركت در مي آيد وارد جهان دوم ميگردند و آن را درك كنند.
اين از رحمت خداوندي است كه هر فرد يگانه كه ميميرد خداوند از در رحمتش گانه دوم را به او عطا ميكند تا با آن وارد جهان دوم گردد.




منبع: http://www.pcparsi.com
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #2 : 10 بهمن 1388,ساعت 13:13:36 »

برای اینکه بخواهیم جهانهای روحی را بشناسیم , در مرحله نخست اشاره ای به حالت کوچکترین ذره اتم می نمائیم و پس از آن به بیان چگونگی جهانهای روحی می پردازیم.
در هر اتم به جز شبکه هایی از مسیر حرکت الکترون و پروتون و نوترون ها , ذرات دیگری هم وجود دارند ولی مابقی فضای اتم را خلا فراگرفته است . فاصله بین الکترون ها و پروتون های یک اتم به نسبت حجمشان برابر است با فاصله تقریبی میان زمین و ستارگان . از نظر ظاهری , داخل این شبکه های اتم را خلا پر کرده , ولی در اصل خلائی در آنجا وجود ندارد بلکه تمام آن فواصل از عناصر اثیری پر شده اند و در حقیقت این عنصر اثیری است که عقل آن باعث ادامه نیروی چرخش و گردش الکترون ها و پروتون ها و نترون ها در هر ذره ای از عالم هستی می شوند . یعنی اگر کره زمین را نسبت به کائنات یک اتم بدانیم , عالم اثیری که همان عالم روحی است تمام فضای های خالی آن را در بر گرفته است. عالم روحی بطور کلی , خلقت جهانهای خاکی را در بر دارد و ارواح فراوانی در این عالم مانند ارواح نگهبان , مرشد , ارواح ناظر و ارواح سرگردان و برزخی و غیره حضور دارند.

برخی از ارواح که تازه از جسم خود جدا شده و تا مدت ها قادر به ترک آن نمی باشند و ارواح دیگر که بطور دائم در اطراف کره خاکی در حال رفت و آمد می باشند . گروهی از ارواح هستند که , همیشه در این جهان حضور دارند و با مردم خاکی زندگانی مشترکی دارند , ولی متاسفانه بشر از شناخت وجود آنان عاجز و غافل است . موجوداتی که در عوالم خاکی و روحی زندگانی می کنند , هر یک بر حسب ارتعاشات مواد موجود در آن جهان که متناسب با تکامل آنان می باشد ,قادر به درک حقایق عالم مخصوص به خود بوده و تنها از آن عالم آگاهی کامل دارند و از درک و شناخت عالم دیگر و یا بالاتر از خود عاجز هستند. چون برابر قوانین حیات هستی , زندگی نسل بشر در هر دو عالم (جسمانی و روحی ) عبارت از درک درجات مختلفی از ارتعاشاتی است که هر یک از عناصر , تنها توان دریافت اندازه معیت و مشخصی از آن را دارا می باشند , زیرا رفتن به جهان های بالاتر , نیازمند پذیرفتن امواجی با دامنه های وسیع تر و سرعتی بیشتر است , ولی اگر ارواح بخواهند به عالم خاکی یا جهانهای فیزیکی گذشته خود برگردند , نیاز به استفاده از امواجی با دامنه ای ضعیف تر و سرعتی کمتر دارند تا بتوانند خود را به جهانهای مادی برسانند .انتخاب امواج پائین تر با فرکانس و سرعتی کمتر , در اختیار عقل ارواح می باشد . یعنی ارواح بنا به خواست خود و با استفاده از نیروی عقلی , تنها می توانند امواج پائین تری را در جهان های مادی انتخاب نمایند . چون انتخاب امواج بالاتر , مربوط به تکامل روحی و رشد عقلی آنان است.

در واقع برخی از ارواح که در طبقه سوم جهان سوم روحی زندگی می کنند , طی شرایط خاصی , می توانند تا طبقات نهم جهان سوم رفت و آمد کنند و هرگز قادر نیستند از امواج جهان چهارم روحی استفاده نمایند و خود را به جهانهای بالاتر روحی برسانند.

علم روحی جدید معتقد است , عنصر اثیری ای که در حیات روحی , کلیه خلاء های جهان را پر کرده و در تمام نقاط آن وجود دارد , باید تمام کائنات را در بر گرفته و آن را پوشانیده باشد. یعنی این عنصر اثیری , در سطح زمین و بالاتر از این سطح , تا ارتفاع نا محدودی قرار گرفته است و کلیه عناصری را که تشکیل دهنده حیات , در خلقت می باشند , احاطه کرده است . این مواد اثیری به دلیل دارا بودن ارتعاشات سریع , از حد علم و درک و فهم بشر خارج است . علم فیزیک تجربی می گوید , هر ماده دارای طول موج و ارتعاشات مربوط به خود می باشد و قوه بینایی بشر می تواند تنها طول موج هایی را که بین چهار تا هشت میکرون قرار دارند ببیند و یا با بینایی مادی بدن انسان , نمی توان موجهایی را که از رنگ بنفش بالاتر و از رنگ قرمز پائین تر هستند را درک کرد.

مواردی در عالم وجود دارند که آنها هم برای بشر قابل لمس و درک و دیدن نیستند و مواد اثیری جهان آفرینش از همین دسته می باشند و با توجه به مطالب فوق , باید این حقیقت را باور داشت که تمام خلاء های موجود در کائنات , از ماده اثیری پر شده و جهان خاکی نیز در داخل این عالم اثیری قرار دارد . پس می توان گفت که عالم روحی در عالمی وجود دارد که بشر هم در آن عالم زندگی می کند. بهتر است بگوئیم , عالم ارواح هرگز از عالم مادی که بشر در آن حیات مادی خود را می گذراند , جدا نیست و تقریبا زندگانی مشترک و همزیستی دائم با ارواح دارد.

کل جهان ارواح از هر سمت بر جهان , بر جهان خاکی ما تسلط دارد و آن را در بر می گیرد بدون آنکه هیچیک از افراد بشر بتواند امواج تولید شده و یا حرکت ارواح را به سادگی ببیند یا درک بکنند.


جهان های مختلفی که در خلقت وجود دارند و ماده اثیری آنها را در بر گرفته , عبارت است از:

1 - جهان اول اثیری : عالم برزخ , کره مادی و هر کره دیگری که در خلقت , حیات مادی در آنها وجود دارد را در بر می گیرد و ارواحی که ماده پرست هستند و یا گناه فراوانی دارند , مدتها در این قسمت زندگی می کنند و دائما در زجر و ناراحتی بسر می برند . چون مدتها شاهد از بین رفتن دلبستگی های مادی زمان حیات خود می باشند و هیچگونه عمل یا عکس العملی در این مورد نمی توانند انجام دهند و پس از مدتی که زجر از بین رفتن مادیات حیات را دیدند , به جهان از پیش تعین شده برای کیفر اعمال زمان حیات مادی خویش برده می شوند.


جهان اول روحی ( جهنم ) : قانون عدالت در عوالم روحی به نام قانون الهی است , که برای درستکاران اجر و ثواب و برای گناهکارانی که مرتکب اعمال خلاف در زندگی مادی خود شده اند , مجازات واحدی معین می نماید و این عدالت الهی طوری است که مجازات ارواح خاطی در عوالم روحی هرگز فراموش نمی شود و تبعیضی هم برای هیچ روحی قائل نخواهد شد و در عوالم روحی فرار از مجازات نیز امکانپذیر نمی شود.

در حیات زمینی یا مادی دو نیروی کلی وجود دارند که هر کدام از آنها بر دیگری غلبه کند , فرد را به سوی خود خواهد کشانید:


1- نیرو یا قدرت نفسانی و جسمی (شخصیت مادی ) : معمولا اکثریت قریب به اتفاق افراد بشر , کلیه قدرت های حیات را در نیروی جسمانی خویش می دانند و باور ندارند که در ذات وجودشان غیر از قدرت خواست و امیال جسمی , قدرت دیگری نیز هست و هر آنچه را که نفس آنها تصور می نماید همان صحیح است و اغلب مشاهده می شود که این قبیل افراد تا آخر عمر به همین عقیده و صورت باقی می مانند و معمولا افرادی خود خواه , مغرور , متکبر و نفوذپذیر هستند,آنان واقعیت آخرت و زندگی پس از مرگرا نیز باور ندارند و اگر هم در زمان حیات مادی خود کار خیری انجام دهند , تنها برای تظاهر و ریا است و هرگز بخاطر رضای خدا و سعادت آخرت خود عملی را انجام نمی دهند.


2 - نیرو یا قدرت روحی ( شخصیت ذاتی یا واقعیت وجود ) : این نیرو در وجود نهانی هر فردی به نسبت تکاملی او قرار دارد و به سادگی قابل درک و تشخیص نمی باشد . شخصیت واقعی هر فرد در قدرت روحی او قرار دارد و در اصل روح است که موجب بروز شخصیت افراد می گردد . قدرت های نفسانی و مادی , به نسبت کم یا زیاد , شخصیت واقعی و روحی , فرد را بگونه ای تحت تاثیر قدرتهای خود قرار می دهند و در بعضی موارد , نزد اشخاصی که تکامل زیادی نیافته اند , شخصیت روحی را به کنار زده و خود یکه تاز میدان زندگی می گردند و هر خواست نادرست و هوسی را که فرد خواسته باشد , به نسبت مقدورات , جامعه عمل می پوشانند و به همین علت هم افراد ماده پرست و دنیا دوست , کمتر قادرند بر تمایلات نفسانی خویش غالب آیند.


در مورد حالت و چگونگی جهان اول روحی حقایق بسیاری را ارواح رفتگان گفته اند و اینک مطلبی که در این زمینه از طرف یک روح پیشرفته اظهار شده است , ذیلا شرح داده می شوند:

پس از مرگ جسمی , روح هر یک از افراد بشر , در حد لیاقت و اعمال انجام داده , بنا به حکم خالق و فطرت های روحی , به قسمتی از جهانهای روحی انتقال می یابد , روح گروهی از افراد به نسبت اعمال و کردارشان به جهان یکم یا جهنم جذب و کشیده می شوند . روح کسانی به این جهان پست فرستاده می شود که در زمان حیات مادی , تابع امیال نفسانی و ماده پرستی شدیدی قرار گرغته بودند و در آن زمان از هیچگونه خیانت و جنایتی روی گردان نبوده اند.

در این جهان از نعمات و الطاف الهی خبری نیست و این جهان را ظلمت و سرما و گرمای خاصی فراگرفته , به طوریکه کمترین نوری را در آنجا نمی توان مشاهده کرد و تاب تحمل سرما و گرما, از حد بیان خارج است.

این جهان مربوط به روح زنان و مردانی است که در زمان حیات مادی خود , از دستورات الهی سر باز زده اند و قدمی را در راه حق و حقیقت بر نداشته و همیشه در ارضاء تمایلات نفسانی و شخصیت مادی خویش , غوطه ور بوده اند.

روح چنین اشخاصی , به محض رهایی کامل از ماده , بنا به حکمت روحی و دستورات الهی , به این جهان آورده می شوند و پس از رسیدن به این جهان عقوبت و زجر و عذاب آنها شروع می شود و هر روح به نسبت اعمال و رفتار گذشته خود , گرفتار درد و عذاب های بخصوصی خواهد شد . ادامه این زجرها برای ارواح مستمر است و آنها به قدری در این حالت زجر و شکنجه باقی خواهند ماند تا این که کلیه اعمال خلاف و گناهان زمان حیات مادی خود را به یاد آورند و بارها در مورد اعمال زشت و خلاف خود بیاندیشند و تمام معیارهای اعمال و رفتار خوب و بد گذشته خود را در همان حال بسنجند و آنها را بشناسند.

جمعیت روحی این جهان را تنها گناهکاران زمان حیات مادی پر نکرده اند , بلکه گاهی در بین آنها روح افراد بی تفاوت نیز وجود دارند , زیرا اعمال و کردار این افراد در زمان حیاتشان , کمتر از روح خلافکاران نیست , افراد بی تفاوت که در تمام طول حیات مادی خود , قدمی را در راه خیر و ثواب برای کسی یا جامعه خویش برنداشته اند و فقط به فکر وجود خویش و احتمالا خانواده خود بوده اند . همانگونه که خداوند خطاکاران را پس از مرگ جسم مادی عقوبت می فرماید , روح این افراد را پس از مرگ نیز زجر خواهد داد.

در زمان زنده بودن هر فرد خداوند مامورهایی را بر او می گمارد , تا فرشتگان , اعمال مثبت و منفی وی را ثبت نمایند و در جهان آخرت در اختیار قدرت کائنات قرار دهند و این عمل را روح شخص و روح نگهبان هر شب , وقتی که فرد در خواب است انجام می دهند و تمام اطلاعات مثبت و منفی وی را به عوالم روحی خبر می دهند.

در این قسمت می بایست مطلب بسیار مختصری درباره این مامور خداوند شرح داده شود , تا خوانندگان از چگونگی وجود و شناخت آن آگاهی بیشتری بیابند و روح نگهبان افراد بشر , مامورانی هستند که از سوی خداوند متعال بر تمام بندگان گمارده می شوند و آنها مسئول ثبت کلیه فعل و انفعالاتی هستند که فرد در طول حیات مادی خود مرتکب می شود و در اصل این ارواح هستند که هر واقعه یا اتفاق مثبت یا منفی را برای فرد ثبت می نمایند.

برخی از دگرگونی های روحی , مادی و معنوی در گروهی از افراد بشر بطور ناگهانی مشاهده می شود که بوجود آمدن این حالت در آنها غیر طبیعی است و علت بروز آن به این دلیل است که آنها در طول عمر خود مورد آزمایش تکامل روحی از طرف ذات احدیت قرار گرفته اند و در هر تکامل روح نگهبان آنها چندین بار تغییر می یابد و به همین علت هم افراد , شخصیت های مادی و معنوی و ... گوناگونی را در طول یک زندگانی عادی از خود بروز می دهند.


روح کسانی که در زمان حیات مادی خود می توانسته اند با بکارگیری روش های مختلفی به دیگران کمک کنند و آنها را از گرفتاری و درد و عذاب های مختلف برهانند , ولی در این زمینه کوتاهی کرده اند نیز مستوجب عقوبت و عذاب های الهی خواهند شد.

پس از گذشت زمانی طولانی که این مدت نسبت به خطاهای افراد متفاوت و متغیر است , ارواح بر خود مسلط می شوند و تمام اعمال خلاف و خطاهای خود را به یاد می آورند و آنها را قبول می کنند و پس از آگاهی کامل و درک خطاهای گذشته , از درد و آلام آنها تا حدی کاسته می شود و از این زمان به بعد است که ارواح رفته رفته به عقل روحی مختصری دست می یابند و از اعمال گذشته و خطاهای خود , به درگاه خداوند , توبه می کنند , تا شاید مورد عفو الهی قرار بگیرند.

زمانی که این ارواح خطا کار , توانستند خوبی ها را از بدی و زشتی ها را از زیبایی ها به طور کامل تشخیص بدهند و تمام آنها را به یقین درک کنند , ازآن پس بنا به حکم الهی , ارواح مترقی و نیکوکار به سراغ آنها می شتابند و درصدد ارشاد و راهنمایی چنین ارواحی بر خواهند آمد . زیرا ارواح مترقی و پاک , بنا به فرمان خالق , زمانی به کمک ارواح پست می آیند که آنها حقایق حیات و عالم روحی را به طور کامل درک کرده باشند و از کلیه خطاهای خویش در زمان حیات مادی آگاه شده باشند.

رحمت و بخشش خداوند متعال همیشه و در همه جا شامل حال بندگان خطاکاری که به اعمال خلاف و بد خود پی برده و از گرده های گذشته خویش نادم و پشیمان شده باشند خواهد شد.

بخشش های الهی در جهنم نیز شامل حال این ارواح می شود و رحمت مختصری بر آنها وارد خواهد شد.

ارواح مترقی در صدد کمک به ارواحی بر خواهند امد که خود را نیازمند دانستن حقایق روحی بدانند و تسلط کاملی نیز بر ذات وجود خود یافته باشند و با شناخت کلیه اعمال خلاف و خطاهای گذشته , به درگاه احدیت روی آورند. زیرا درک و فهم خطاها پس از هر زمان , تا اندازه ای از بار گناهان می کاهد , حتی اگر روحی در قعر جهنم در حال عذاب کشیدن بسیار سختی باشد ( جهنم دارای طبقه نیست بلکه عمق دارد و هرچه فردی گناهکارتر باشد , جایگاه او در عمق بیشتری از جهنم خواهد بود )

پیمودن مسیرهای ترقی و تعالی در جهان اول بسیار آهسته و به کندی صورت می پذیرد . یعنی ارواحی که در جهنم بر اعمال و رفتار و کرده های خلاف خود آگاهی یافته و بر خویش مسلط شده و از آن کرده ها پشیمان و نادم گردیده اند , پس از مدتی از ذلت و بدبختی و درد و زجر دائم نجات پیدا می کنند و در همان جهان وضعیتی بهتر به زندگی خود می گیرند . ولی آنها از عذاب و عقوبت الهی هنوز رهایی نیافته اند.

پس از گذشت زمانی بسیار طولانی و به دست آوردن عقل و درک بیشتری , این ارواح به قسمت پایین جهان دوم روحی منتقل می شوند و احتمال این که برخی از ارواح به قسمت بالاتر جهان دوم روحی نیز راه یابند وجود دارد , ولی معمولا اکثر ارواح , از طبقه پایین جهان دوم , جهت تکامل روحی مجدد , دوباره به ماده رجعت داده می شوند تا بتوانند در این سفر , با آگاهی هایی که از جهنم به دست آورده اند , خود را به تکامل بیشتری برسانند.

عذاب ارواح در جهان اول روحی بسیار سخت و غیر قابل تحمل است و به همین دلیل هم , اکثر ارواح شریر و بد , بیشتر از یک بار به قعر جهنم انتقال نخواهند یافت . زیرا هر روحی که یک بار درد و رنج و سختی جهان اول را چشیده باشد , در مسیرهای تکاملی خود هرگز اعمالی را انجام نخواهد داد که دوباره مستوجب عقوبت در جهان یکم یا جهنم باشد

از ارواح جهان دوم یا اعراف , نمی توان اطلاعات صحیح و دقیقی درباره زندگی پس از مرگ بدست آورد . زیرا ارواح این جهان اجازه خروج از آن را ندارند , ضمن اینکه این ارواح , به عقل کامل روحی و تکامل کافی هنوز نرسیده اند تا اینکه بتوانند با علوم روحی و چگونگی زندگانی پس از مرگ آشنایی کامل داشته باشند.

افرادی که با جاودانگی حیات و زندگی روحی آشنا هستند , بخوبی می دانند که , هر لذت و گشایش , و هر سختی و رنجی که ناخواسته و از طرف کائنات بر آنها وارد شود , در اصل یک آزمایش الهی ( یک قضا یا قدر الهی ) است که در زمان حیات مادی او , بایستی تحقق پذیرد , زیرا که هر فردی , برای نیل به کمالات بیشتر , باید از مسیر و آزمایش های مختلفی بگذرد و قضا و قدرهای متعددی را تحمل نماید . لذا در فرصتی که از عمر هر کسی باقی است باید سعی کند تا شناخت خود را نسبت به حقایق آفرینش بیشتر کند و هرچه ممکن است در اصلاح اعمال و رفتار و کردار و افعال خود بکوشد و آنچه را که از سوی پروردگار بر وی می رسد , تمامی را به جان و دل بپذیرد تا اینکه پس از مرگ جسم مادی , روحی وی در آرامش بیشتری به نسبت کرده هایش در راه خلق و پروردگار قرار گیرد.




منبع: http://www.arvah.net
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #3 : 10 بهمن 1388,ساعت 19:14:49 »

                                                                                         نظر یکی از ارواح درباره زمان انتقال به جهان های روحی

انتقال از جهان حیات به عوالم روحی معمولا به دو صورت انجام می گیرد:

1-مرگ معمولی یا طبیعی

عده ای از افراد پس از آنکه به کسالتی دچار می شوند مدتی در بستر بیماری بسر می برند و از نیروی حیات جسمانی آنها بتدریج کاسته می شود و کلیه سیالات حیات بتدریج قدرت خود را از دست می دهند و وقتی که سیالات حیات از بین رفتند و از جسم جدا شدند سر انجام آن فرد فوت می کند.

2-مرگ ناگهانی

این حالت از مرگ بر اثر سانحه یا سقوط یا جنگ و یا دلایل ناگهانی دیگری در مدت زمان کوتاهی رخ می دهد و فردی جان خود را به سرعت از دست می دهد . در این صورت دگرگونی در تغییر حالتهای روحی و جسمی بسیار سریع و ناگهانی برای وی به وجد می آید که شناخت و درک چگونگی انتقال روح و تن پوش در این حالت به جهانهای روحی در زمان مرگ برای بشر مهم و ارزنده است.


در یکی از جلسات روحی از روح حاضر در جلسه درباره چگونگی حالت و زمان مرگ سوال شد که وی در پاسخ چنین گفت: من در آخرین روزهای بیماری به بیمارستان منتقل شدم و در یک اتاق چهار تخته بستری شدم و قرار بود صبح روز بعد از من آزمایشاتی به عمل بیاید.از آغاز غروب به من احساس بسیار شاد و خوبی دست داده بود و هر لحظه این احساس خوشی در وجود من بیشتر می شد به طوری که در اواخر شب حالت خلسه کاملی فرو رفته بودم.در نیمه های شب متوجه شدم که بدنم در رخوت و سستی خاصی فرو رفته است. در وهله نخست فکر کردم که به علت داروهای مختلف و یا محیط بیمارستان چنین حالتی به من دست داده ولی هر چه زمان می گذشت بدنم بیشتر کرخت و سنگین می شد به طوری که دیگر نمی توانستم پلک چشمهایم را باز کنم ضمن اینکه احساس لذت و آرامش زیادی در من بوجود آمده بود.حس می کردم پاهایم سرد شده گویی بدنم در داخل آب سردی فرو رفته و این سرما به تدریج تمامی بدنم را در بر گرفت با قدرتی زیاد تلاش کردم تا توانستم خود را از آن کوه یخ برهانم.در این حال خود را کاملا آزاد احساس کردم ولی جسمم چون تکه چوبی روی تخت بیمارستان ساکت و آرام افتاده بود . در تعجب بودم که چگونه تاکنون توانسته بودم با این جسم سنگین و سرد زندگی کنم.در آن وقت در چنان حالت خوب و آرامشی بسر می کردم که هرگز در تمام طول عمر خود به این گونه لذت و خوشی و احساسی دست نیافته بودم در این زمان پرستار جهت دادن دارو به بیماران وارد اتاق شد و تا چشمش به صورت من افتاد متوحش شد و دیگران را صدا زد در این هنگام همه به تکاپو افتاده بودند و هر یک عملی انجام می داد که جسم مرا دوباره زنده کند ولی من از این کارهای بی نتیجه آنها نگران بودم زیرا تمایلی به زندگی با جسم مادی نداشتم . در همین کشمکش های روحی و جسمی بودم که صدای خنده بلندی دقت مرا جلب کرد و متوجه شدم پدر و مادر و برادر و خواهر و پسر خاله و ... وارد اتاق شدند.جوان نیرو مندی را دیدم که مرا بوسید تاکنون او را ندیده بودم و خود را به من معرفی کرد فهمیدم که امیر پسری است که در دو سالگی او را از دست داده بودم.آنان می خواستند مرا از بیمارستان خارج کرده وهمراه آنها به عوالم روحی بروم من برای آخرین بار نگاه نفرت باری به جسم مادی خود انداختم وبا سرعت زیادی فاصله بین بیمارستان و منزل را پیمودم.زمانی که وارد خانه شدم همگی افراد خوانواده غیر از همسرم خوابیده بودند .خیلی کوشش کردم که حقیقت را به او بگویم ولی نتوانستم. همراهانم به من فهماندند که در حال حاضر نمی توانم با کسی از افراد خانواده تماس بر قرار کنم.لذا به همراه آنان منزل را ترک کرده و در مسیری حرکت کردم که برایم ناشناس بود . در راه خیلی ها را می دیدم که در رفت و آمد هستند و ارواح زیادی هم با ما همراه بودند تا اینکه به جایی رسیدیم که من هیچگونه آگاهی از از آن محل نداشتم که پی از آن دانستم که در جهان سوم روحی یا بهشت و در طبقه سوم مکان دارم.مدتی به فراگیری علوم مختلف روحی والهی پرداختم و پی از آموزشهای بسیار به سمت استاد نقاشی در همان جهان مشغول بکار شدم و به ارواح درس نقاشی روحی می دهم. برای بالا بردن سطح زندگیم می بایست کارهای
مفید تری را نیز انجام دهم لذا جهت این منظور باید حفاظت یک نفر را در جهان های مادی به عهده می گرفتم و من روح نگهبان یکی از فرزندانم شدم و اکنون به نگهبانی و مراقبت از او بر مبنای سرنوشت مشغول هستم.


سوال شد منظور شما از روح نگهبان چیست؟

وی گفت: در عوالم روحی زمان و مکان برای ارواح مفهومی ندارد و ارواح در هر لحظه از زمان قادر خواهند بود میلیون ها کیلومتر راه را بپیمایند همان طوری که رشته های حیات در زمان زندگی بین جسم و روح افراد در ارتباط است رشته های حیات روحی هم بین من و فرزندم بر قرار است .یعنی همان طوری که شب فردی در خواب است و روح وی از جسم فاصله بسیار زیادی دارد و در اثر کوچکترین حرکت و یا سر و صدا یا ارتعاش این رشته های روحی فورا" به جسم باز می گردد و شخص از خواب بیدار می شود .درست همین حالت و با سرعت زیادتری بین من و روح فرزندم برقرار است و در اثر کوچکترین نیاز و یا خواستهایبا به ارتعاش در آمدن این رشته ها من که روح نگهبان وی هستم از ماجرا خبر دار می شوم و به سوی او خواهم شتافتیعنی با اولین فرکانس مغزی و روحی وی که انعکاس آن به رشته های پیوند روحی من اثر می گذارد خود رابه محلی که وی در آنجاست می رسانم

مجددا از روح حاضر سوال شد زمانی که شما به جهان روحی سفر کردید محیط برایتان چگونه بود؟

در پاسخ گفت:پس از مرگ به جهانی انتقال پیدا کردم درست محیطی مانند کره زمین را مشاهده کردم ولی به مراتب زیباتر و بهتر از آن بود.ساختمان و خیابان و درخت و گل و تمام زیبایی هایی را که در زمین می توان یافت در هر نقطه ای از این جهان وجود دارد.

از وی سوال شد آیا زمانی که وارد جهان سوم شدی  پوشیده بودی یعنی لباس به تن داشتی؟

او جواب داد بلی مدت ها با همان لباس زمان حیات زندگی می کردم ولی پس از تسلط بر عقل آنها را با لباس مورد علاقه ام تعویض کردم و لباس تازه ای به تن کردم.

از روح سوال شد از گریه و زاری زن و فرزندانت پس از مرگ چه احساسی داشتی؟

در این باره گفت:از این کار لذت نمی بردم بسیار هم ناراحت می شدم.خیلی کوشش کردم که در خواب و یا بیداری به افراد خانواده ام بفهمانم که اشتباه می کنند چون وضع من در جهان روحی خیلی بهتر از زندگی در زمان مادی است ولی موفق نشدم و مدت های زیادی از گریه و زاری خانواده ام افسرده و ناراحت بودم .این مطلب باید به افراد نسل بشر گفته شود که انجام کلیه این اعمال گریه و زاری ها و دلسوزی ها را می بایست به خاطر آینده خود پس از مردن داشته باشند و روح فرد سالمی که زندگی پاکی داشته نیاز به گریه و غم و اندوه ندارد تا ارواح بتوانند با اجرای آخرین مراسم زندگی مادی در جلساتی که برای یادبود آنان تشکیل شده و همگان حظور دارند شرکت داشته باشند در غیر این صورت ارواح در مراسم خانوادگی شرکت نمی کنند.




منبع: http://www.axiom-elf.blogfa.com
منبع اولیه : کتاب کلیات علوم روحی
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #4 : 10 بهمن 1388,ساعت 20:14:10 »

                                                                                    حالت های سنی در عوالم روحی


در جلسات تجسدی ارواح , گاهی مشاهده می شود , روحی که تجسد یافته , با وجود این که سالیان بسیار درازی فوت نموده است , معهذا با همان قیافه و شکل و لباس زمان حیات مادی خود ظاهر شده است و یا در خواب , بدون تغییر حالت و حتی جوانتر ظاهر می شوند.

ارواح در این مورد اظهار می دارند : نظر به این که ارواح می بایست توسط دوستان یا بازماندگانشان در جلسات روحی شناسایی شوند , لذا به این صورت تجسد کرده اند , ولی شکل و قیافه ارواح در رابطه با سن آنها مطلب دیگری است و قیافه اصلی آنها , ارتباطی با آن زمان تظاهرات روحی ندارد , زیرا اثرات ظاهری پیری در افراد بشر , مربوط به جسم مادی آنها است نه جسم اثیری و همیشه ماده در معرض نابودی یا تغییر شکل است.

در بهشت و جهان های بالاتر روحی ,پیری وجود ندارد و اگر بخواهیم شکل ظاهری افراد کره زمین را از نظر سنی با ارواح مقایسه کنیم , ظاهر سن تقریبی ارواح پس از دستیابی به عقل کامل روحی , همیشه در حد سی تا چهل سالگی قیافه مادی افراد زمینی آنها باید در نظر گرفت.

اگر ارواح بنا به خواست خود بخواهند به دلیلی جوان یا پیرتر از حد معمول به نظر آیند , این عمل از طریق تاثیرگذاری عقل بر ماده , برای آنها به سادگی امکان پذیر است . ارواح علاوه بر به وجود آمدن حالت های سنی در جلسات تجسد روحی می توانند علائم مشخصه ظاهری زمان حیات مادی خود را نیز در تجسدات یا تظاهرات به وجود آورند . فرضا کسی که در زمان حیات مادی خود از دو پا فلج بوده است , در زمان تجسد یافتن نیز می تواند خود را به همان شکل فلج به حضار نشان دهد.

زمانی که روحی جهت ترکیب شدن با ماده , به جهان خاکی می آید , محققا می بایست تا سنین مختلفی را که از طریق خالق تعیین گردیده است را در زمین بگذراند و مدت ترکیب ماندن آن روح با ماده , می تواند از روزها و ماههای جنینی شروع شود و معمولا تا سن حدود یکصد و پنجاه سالگی پس از تولد , ادامه یابد و پس از پایان رسیدن عمرکه از طرف خداوند معین گردیده است مجددا به عوالم روحی رجعت نماید. به این دلیل هر فردی در سنی که مقرر است , به جهان های روحی باز می گردد , بعضی ها در قبل از تولد , برخی ها در زمان شیرخوارگی , گروهی در کودکی , نوجوانی , جوانی , میانسالی و بالاخره عده ای هم در پیری این جهان خاکی را ترک می کنند . در مورد وضع سنی افرادی که در سنین نوجوانی و جوانی عمر زمینی خود فوت می کنند , ارواح اظهار می کنند:(( ارواحی که پس از انعقاد نطفه تا سن قبل از نوجوانی و رسیدن به عقل کامل فوت شوند , به طور حتم و یقین به بهشت انتقال می یابند و برای اینکه تحت مراقبت های ویژه روحی قرار گیرند , به سازمان های مخصوص روحی که جهت نگاهداری و پرورش و آموزش اینگونه ارواح , فقط در بهشت بوجود آمده است , سپرده می شوند و در آنجه تا زمانی که به رشد و عقل روحی کامل دست یابند , تحت تعلیم و آموزش های مختلف ارواح مددکار قرار می گیرند , زیرا این گروه از ارواح برای رسیدن به عرش الهی انتخاب شده اند واین ارواح , معمولا نیاز به تکامل مجدد روحی ندارند , لذا اکثرا به عالم ماده مراجعت نمی نمایند و اگر هم تولد کوتاه مدتی برایشان وجود داشته باشد , فقط ار نظر تکرار دفعات ترکیب با ماده بوده است . البته در این میان تنها خداوند متعال است که از بوجود آمدن چنین حالت هائی آگاهی کامل دارد.

ارواحی که در سنین جوانی به عوالم روحی انتقاال می یابند , اگر سعادت زندگی در بهشت را کسب کرده باشند , در طبقه ای که شایستگی آن را از گذشته دارند , با همان شکل و قیافه اثیری , به فراگیری علوم روحی و الهی می پردازند , تا زمانی که به رشد کامل عقلی و جسم اثیری برسند, یعنی از نظر شکل ظاهری و حالت چهره , قیافه آنها , سنی معادل سی تا چهل سالگی افراد زمینی را نشان دهد و پس از آن تا زمانی که در بهشت هستند , با همان شکل و قیافه باقی می مانند . برخی دیگر از افراد , در سال های میانسالی یا پیری از دنیا می روند . اینگونه ارواح وقتی به بهشت می رسند , فورا تغییر قیافه نمی دهند , بلکه پس از گذشت مدتی و خو گرفتن با محیط جدید که جهان اثیری را شناختند و از قوانین آن آگاهی یافتند , و بعد از این که به عقل کامل روحی نیز دست یافتند , بتدریج تغییر شکل پیدا می کنند و به همان سنین بین سی تا چهل سالگی به ادامه حیات روحی می پردازند . به عبارت دیگر جوانتر از آنچه در کره خاکی قبلا بوده اند , دیده می شوند.

ارواحی که به جهان چهارم روحی انتقال می یابند , نیازی به شکل دادن به جسم اثیری خود ندارند , مگر گاهی از مواقع و آن هم به دلائل خلقت این عمل را انجام دهند . این ارواح اکثرا از حالت موجی شکل جسم اثیری خود استفاده می کنند و هرچه ارواح به جهان های بالاتر روحی انتقال می یابند , زندگی روحی آنها هم شکل جدیدتری را به خود می گیرد . از جهان چهارم روحی به بالا , ارواح برای رسیدن به حد تکامل ابدی تغییر حالت می دهند . و به آن خواست هایی که در جهان سوم داشتند دیگر نیازی ندارند. خواست ارواح در جهان سوم و مخصوصا طبقات پائین آن , تقریبا مشابه با نیازهای زمان حیات زمینی آنان است و هرچه به طبقات بالاتر ارتقاء می یابند , این خواست ها اغلب جنبه معنویت بیشتر پیدا می کنند تا زمانی که واجد شرایط جهان چهارم شوند و به آن انتقال یابند . در جهان های پنجم و ششم روحی , ارواح سعی بر این دارند که از جسم موجی خود هرگز خارج نشوند . گاهی برخی از ملکات و خصوصیات ارزنده معنوی و روحانی , تا جهان ششم هم با ارواح باقی می ماند و از بین نمی روند.

در جهان های روحی , معنی و استنباط ار حالت پیری , با آنچه که در زمین است کاملا متفاوت است , زیرا در زمین , گذشت زمان روی هر نوع ماده ای اثر می گذارد و چین و شکن و استهلاک و فرسودگی در هر عنصری , منجمله جسم بشر به وجود می آورد , ولی در جهان های روحی , معنی و مفهوم پیری , رسیدن به حد معینی از میزان عقلی و تکامل روحی , در هر سطح از سطوح آن جهان ها است , هر وقت که روحی بتواند , به عقل و تکامل روحی معینی در سطح آن طبقه دست یابد , به رشد خود می رسد و پیری آن سطح یا طبقه یا جهان دست رسیده است . و بروز این حالت زمانی است که او باید به سطحی دیگر از جهان های روحی انتقال پیدا کند . مراحل پیری ارواح معمولا به دو صورت تحقق می یابد:

1- ارواح در زمان حیات روحی موفق شوند با رعایت اعمال و رفتار و قوانین روحی , خود را به حد تکامل برسانند و در نتیجه این تکامل , قابلیت ارتقاء و انتقال به سطوح روحی , تغییرات جدیدی در جسم اثیری آنها بوجود می آید و این حالت جدید مربوط به تعویض و تغییراتی است که در فرکانس های جسم اثیری ارواح پدیدار می شود . در چنین مواقعی ابتدا تغییرات پیری و پس از تعویض کامل امواج اثیری , مرگ روحی به وجود می آید . سپس جسم اثیری جدید , با تکاثف کمتر در همان عالم بوجود می آید و روح از طبقه و سطح قبلی , به سطح و طبقه یا جهان جدیدتری که با فرکانس جسم اثیری جدید وی مطابقت کامل دارد منتقل می گردد .

2- حالت دوم : پیری یا مرگ روحی زمانی است که روحی نتوانسته باشد طبق فرامین و مقررات الهی و روحی عمل کند و در وقت و موعد معینی که از طرف نوامیس و قدرت های روحی جهت زمان تکاملی او در نظر گرفته شده , امتیازات کافی را برای ارتقاء به سطح بالاتر کسب نماید . در چنین مواقعی , نحوه تغییرات امواج و دگرگونی هائی که در او به وجود می آید , کاملا شبیه حالت فوق می باشد با این اختلاف که , ثقل و تکاثف جسم اثیری آن روح , سنگین تر از جسم اثیری قبلی او در عوالم یا جهان های روحی می شود و امواج تغییر شکل یافته روحی وی , در این شرایط دارای دامنه ای کوتاهتر و سرعتی کمتر خواهد شد , لذا روح به عوالم یا جهان های پائینتری جذب می شود و به عوالم پست تری سُر خواهد خورد و در این تغییرات نیز اجبارا به گونه ای با ماده ترکیب خواهد گشت.

پس رفت روحی , از موارد افول عقل در جهان های روحی است . اگر روحی بیش از حد معینی که جهت کسب تکامل او لازم است در یک سطح روحی باقی بماند و پیشرفتی حاصل نکند , عقل روحی او رو به نقصان گذاشته تا جائی که امواج سنگین و کم سرعت در او اثر می گذارند و بتدریج فرکانس امواج او را تعویض کرده و نهایتا باعث پس رفت و یا سُر خوردن او به سطوح پائین تر می گردند . ارواحی هم که بعلل مختلف درصدد تکامل روحی خود بر نیایند و در زمان معین شده از سوی نیروهای روحی درجه تکاملی مورد لزوم را کسب ننمایند یا قبلا مرتکب اعمالی شده باشند که مستوجب برگشت به کرات مادی باشند , بنا به حکم پروردگار عالم و فطرت های روحی , به صورت جدیدتری برای ادامه تکامل به عوالم مادی منتقل می گردند.




منبع: http://forum.p30parsi.com
منبع اصلی: کتاب کلیات علوم روحی
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #5 : 11 بهمن 1388,ساعت 00:43:44 »

انتقال از جهان روحی


ارواح پس از طی مراحلی وارد این جهان مادی می شوند که بسته به استعداد آنها این دوره متفاوت است.
در جایی که صحبت از خلقت می شود عده ای بر این باورند که بشری که امروزه در جهان مادی مشغول حیات است بعد از انسان های ما قبل خلق شده و پا به این جهان هستی نهاده و یا فرزندی که امروز متولد شده دیرتر از پدرش خلق گردیده در صورتی که اینطور نیست و ملاک خلقت بشر حضور در این جهان مادی نیست و این سلسله مراتب فقط در مورد خلقت جسم مادی و حضور با آن قالب در جهان مادی صدق می کند نه در مورد روح زیرا روح ممکن است هزاران سال قبل خلق شده و امروز پا به جهان مادی بگذارد همانطور که قبلاً اشاره کردم این حیات مادی اولین حیات نبوده و ارواح در ادامه و تکمیل حیات خود وارد این جهان مادی می گردند و قبل از این حیات نیز حیات روحی داشته و دارند و پس از این حیات مادی ( مرگ ) مجدداً به جهان روحی رفته و به حیات خود ادامه می دهد و در راستای حیات روحی خود وارد طبقات و جهان های مختلف روحی می گردد . روح در جهان روحی مشغول حیات می باشد که به دلایلی هنگام ورود به جهان مادی موقتاً گذشتۀ خود را فراموش می کند زیرا در غیر این صورت زندگی در قالب جسم مادی که با طبیعت روح سازگار نیست بسیار برای روح مشکل خواهد بود و به همین جهت است که گاهی انسان با اشخاص و یا مسائلی برخورد می کند که احساس می کند برایش آشنا می باشد ولی به دلیل فراموشی نمی تواند تطبیق کند که ممکن است به حیات روحی خود مربوط باشد که تمام آن حیات و خاطراتش را پس از مرگ و ورود به جهان روحی مجدداً به یاد می آورد . در حقیقت ارواح پس از تکمیل حیات روحی خود وارد جهان مادی می شوند و ممکن است یک روح این مراحل را زودتر طی کرده و یک روح دیرتر البته تا حدودی مانند همین جهان می توان مثال است البته جهت درک مطلب باید گفت مانند این جهان که یکی در سن کودکی وارد جهان روحی می شود و دیگری در سن یکصد و بیست سالگی پس نمی توان گفت که حتماً نوبتی است همانطور که پس از مرگ و ورود به جهان روحی پس از طی مراحل لازم ارواح به جهان روحی بالاتر می روند و این رشد روحی به استعداد ارواح بستگی دارد و در همه یکسان نیست و این زودتر یا دیرتر مربوط به این جهان مادی است که در آن بحث زمان وجود دارد در جهان روحی بُعد زمان و مکان مانند این جهان وجود ندارد.



منبع: http://gheyamat.mihanblog.com
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #6 : 11 بهمن 1388,ساعت 01:26:22 »

وضعیت لباس پوشیدن در بهشت روحی    


در سرتاسر کره زمین, ارواح بسیاری در مجالس روحی مختلف حاضر شده و اطلاعات فراوانی را درباره نحوه زیستن در بهشت و سایر عوالم روحی در اختیار مشتاقان گذارده اند . در این گفته های روحی , اطلاعات ذیقیمتی وجود دارند که با جمع آوری آنها می توان تا حدی نحوه زندگی در جهن روحی را شناخت . از جمله آن مطالب , نحوه لباس پوشیدن , خوردن , خوابیدن , آداب و سنن زندگانی , رفتارهای اجتماعی , موسسات آموزشی و پرورشی , محل ها و وسائل ورزشی و ... را می توان نام برد.

یکی از مواردی که دانستن آن برای افراد زمینی بسیار جالب توجه و حائز اهمیت می باشد , وضعیت لباس پوشیدن ارواح در جهان های روحی است.

ارواح در مورد لباس پوشیدن در عوالم و جهان های روحی , چنین اظهار نظر نموده اند (( ... وقتی روحی پس از گذشتن از مراحل مختلف , توانست خود را به عوالم یا جهان های روحی برساند , آن دسته از ارواحی که خود را به جهان سوم روحی یا بهشت می بینند , پس از اندک زمانی زمانی بر عقل زمان حیات مادی خود مسلط می شوند و عالم روحی را درک می نمایند . در این موقع خود را ملبس به لباس های زمان حیات مادی خود می بینند(غیر از لباس های بیمارستانی , در صورتی که مدتی قبل از فوت در بیمارستان بوده باشند) ارواح این لباس ها را با قدرت عقل خود تهیه می کنند و می پوشند . از این زمان به بعد , هر موقع که روحی اراده کند لباس جدیدی در تن داشته باشد , شکل , فرم , اندازه و سایر مشخصات آن را در ذهن خود می پروراند و عقل , آن لباس را با همان مشخصات برای او فراهم می سازد.

انتخاب فرم و رنگ و شکل و سایر مشخصات لباس در جهان سوم روحی , بستگی به رشد عقلی و طبقه ارواح و سلیقه های فردی , کشش های مادی , آداب و سنن قومی یا قبیله ای دارد. یک روح تازه وارد به جهان سوم , پس از تسلط بر عقل , ارواح گوناگونی را خواهد دید که هر یک از آنها با لباس های رنگارنگ قومی یا ملی ای که در جهان مادی می پوشیده اند , در آنجا تردد می نمایند.

در زندگی مادی , هر یک از افراد می توانند لباس های اقوام , شهر و کشورهای دیگری را در صورتی که بین آنها سفر نماید مشاهده کند , ولی در بهشت , ارواح در هر یک از طبقات روحی آن می توانند چنین مجموعه هایی را به صورت های بسیار زیبا مشاهده نمایند.

گروه بسیاری از اشخاص تصور می کنند که ارواح نیازی به لباس پوشیدن و اصولا پوشانیدن خود ندارند . در صورتی که حقیقت امر درست مخالف این عقیده است , یعنی پوشیدگی کامل جسم اثیری , در عوالم روحی مرسوم و معمول است و کلیه ارواح , از هر قوم و ملیتی که باشند , در عالم روحی مساله پوشیده بودن را کاملا رعایت می نمایند , به طوری که تمام زنان جهان , حتی آنهایی که در زندگی زمینی در مورد پوشیدگی قدری بی توجه بوده اند و به پوشیده بودن خود آن طوری که باید توجه نمی نمودند, وقتی به عوالم روحی انتقال می یابند معمولا از لباس های زمان حیات و یک پوشش عمومی که مثل تورهای حریر بهم پیچیده شده ای می باشد استفاده می نمایند و گاهی هم زنان در مجالس تماس با همان لباس تجسد پیدا می کنند . پوشیدن این نوع لباس ها برای تمام ارواح اجباری نیست.

روح مردانی که در مجالس روحی تجسد می یابند , اکثرا از لباس های معمولی زمان حیاتشان که در قوم و قبیله یا شهر و کشور خود می پوشیده اند , استفاده می کنند , زیرا آنها در این مورد اظهار می نمایند , که , با تجسد یافتن با این لباس ها , توسط حضار جلسه بهتر و سریعتر شناخته خواهند شد.

در بعضی از مجالس روحی که زنان با لباس تور حریر تجسد یافته بودند , روح شناسان قدری از لباس آنها را با اجازه خودشان بریده و در لابراتوارهای مختلف , جنس آنها را تجزیه نموده اند که جنس آن را ماده بخصوصی تشخیص داده اند که تقریبا از جنس اکتوپلاسم است . این لباس را می توان به یک شنل کلاه دار تشبیه کرد که سر و گردن روح را تا نوک انگشتان پا می پوشاند . لازم به توضیح است که , هرچه سطح روحی و تکاملی ارواح بالاتر برود , به همان نسبت هم بیشتر از لباس های مخصوص عوالم روحی استفاده خواهند نمود.

ارواح به نسبت تکامل روحی و قرار داشتن در طبقات بالاتر جهان سوم و در نتیجه با توانایی و برخورداری از قدرت عقلی بیشتر و تسهیلات الهی مطلوب تری , برای خود لباس تهیه می نمایند . برای مثال , ارواحی که در زندگی زمینی از روی غرور و حسادت و خودخواهی و تجمل گرایی با پوشیدن لباس های نامناسب باعث آزار دیگران می شوند , پس از ورود به عوالم روحی از طرف قدرت کائنات محدودیت های زیادتری در لباس پوشیدن برایشان مقرر خواهد شد.

تهیه لباس در عوالم روحی از تاثیرگذاری مستقیم عقل بر ماده نشات می گیرد , یعنی ارواحی که در زمان رسیدن به عوالم روحی عریان بوده اند , به محض آگاهی از مرگ و دستیابی بر عقل زمان حیات , اولین خواست و عمل آنها تهیه لباس است و سریع ترین لباسی که به ذهن آنها خطور می کند , همان آخرین لباس های زمان حیات مادی آنها است.

لباس ارواح از جهان سوم روحی به بعد , تغییر شکل می دهد . در جهان سوم روحی تلون و گوناگونی شکل ها و رنگ لباس ها وجود دارد . در حالی که در هیچیک از جهان های روحی بالاتر یا پائین تر , این تنوع دیده نمی شود . در بهشت رنگ های الوان بسیاری وجود دارند که بشر در قید حیات , هیچگونه شناختی نسبت به رنگ آنها ندارد , لذا تصور آنها هم برای وی مشکل است.

در جهان اول و دوم روحی , غیر از زجر و درد و عذاب و عقوبت , بخاطر اعمالگذشته , چیز دیگری که قابل ذکر باشد برای ارواح وجود ندارد. ارواح در این دو جهان از الطاف و نعمت های الهی برخوردار نیستند و تا زمانی که عقوبت آنان پایان نیافته است , در همان حالت های محرومیت از نعمات الهی باقی می مانند . از زمان ورود ارواح به جهان چهارم به بعد هم ارواح مسیر تکاملی و تبدیل به انرژی جدیدی را دنبال خواهند نمود و بر این حقیقت واقفند که پس از آن , هرگز با ماده به صورت نسل بشر ترکیب نخواهند شد , زیرا تلاش آنها از این جهان به بعد فقط می بایست در جهت رسیدن به جهان هفتم روحی باشد . جهانی که بین این دو طبقه بندی , یعنی جهان اول و دوم و چهارم قرار دارد , جهان سوم یا بهشت است . در این جهان سرنوشت ارواح از نظر طی مسیر تکاملی , به طور یکنواخت و پیشرفت , مشخص نیست , چون در این جهان یک نوع ناراحتی حاکم بر سرنوشت آنها است , زیرا آنان نمی دانند که آیا تا طبقه نهم بهشت می توانند ادامه مسیر تکاملی دهند و از این پس با ماده ترکیب نشوند و به زمین نیایند یا این که امکان مراجعت مجدد آنها وجود دارد؟ این عدم اطمینان ارواح در جهان سوم به این دلیل است که , ثقل مادی جسم اثیری و انحراف عقلی ارواح , تا طبقه آخر جهان سوم از بین نمی رود و از زمان ورود به جهان چهارم به بعد است که دیگر ارواح به یاد خاطرات مادی زمان حیات زمینی و اثیری گذشته , از جمله رنگ , فرم , شکل , لباس و شناخت های مادی گذشته خود نیستند.

رنگ و جنس اثیر عوالم روحی با یکدیگر اختلاف دارند و هر جهانی دارای رنگ اثیری مخصوص به خود است به گونه ای که وقتی ارواح به طبقات و درجات بالاتر روحی انتقال می یابند , حتی رنگ لباس آنها نیز متناسب با رنگ محیط تغییر می یابد و روشن تر می شود.

روح حاضر در جلسه ای در مورد وضع لباس ارواح در جهان های مختلف روحی مطالب زیر را بیان نمود:

(( ... رنگ لباس در هر جهان روحی کاملا مشخص و معین است و ارواحی که در قسمت های بالای جهان های اول و دوم زندگی می کنند از لباس های اجباری با رنگ های تیره استفاده می نمایند , ولی ارواح جهان سوم می توانند هر نوع لباسی که مایل باشند استفاده نمایند و در انتخاب هر رنگی به نسبت تکامل عقلی خود آزادی کامل دارند(بجز ارواحی که در طبقات پاین بهشت هستند ). ))

ما لباس های خودمان را بنا به سلیقه شخصی و از طریق قدرت عقلی تهیه می کنیم و اگر این لباس به هر دلیلی مورد پسند نبود , آن را مجددا به اثیر روحی تبدیل می نمائیم و مجددا از عناصر اثیری , لباس دیگری که مطابق سلیقه و خواست ما باشند تهیه می نمائیم.

ارواح در بهشت دارای لباس های فراوانی می باشند و هر زمانی که بخواهند از هر یک از آنها استفاده می نمایند , زیرا لباس هایی را که در اثر تاثیرگذاری عقل بر ماده تهیه کرده اند, تا مدت ها نگهداری می نمایند و زمانی که به آنها احتیاج نداشتند , آنان را به عناصر اثیر عالم روحی تبدیل می نمایند.

ارواح پس از عبور از بهشت و ورود به جهان چهارم روحی و در جهان های بالاتر از جهان چهارم , از لباس های بخصوصی استفاده می کنند که جزئی از جسم اثیری آنها می باشد و این لباس های خود را دیگر تعویض نمی نمایند تا به جهان هفتم وارد شوند.

ارواحی که از جهان چهارم به بعد از این نوع لباس ها استفاده می کنند نام آنها را لباس عافیت گذاشته اند . زمانی که ارواح از جهان چهارم روحی به جهان های دیگر انتقال می یابند , تنها تغییری که در این لباس ها بوجود می آید در فرکانس رنگ آنها است که رنگ اثیر و امواج آن عالم روحی را به خود می گیرند و جزئی از جسم ارواح به حساب می آید.




منبع: http://loghman.info/mavara
منبع اولیه : کتاب کلیات علوم روحی
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #7 : 11 بهمن 1388,ساعت 01:54:51 »

عده ای سعی دارند نشان دهند بعد از مرگ زمان حساب و کتاب و رفتن به بهشت یا جهنم است و دیگر هیچ در صورتی که اینطور نیست البته حساب و کتاب همیشه و همه جا هست ولی زندگی نیز هست و دور از حقیقت وجود خداوند بزرگ و یگانه ای است که چنین حیاتی خلق کند که چند سال به بشر اجازه زندگی بدهد و بعد هم به عده ای بگوید در این باغ بخورید و بیاشامید تا ابد و به عده ای هم بگوید در اینجا بسوزید تا ابد اصلا تصور چنین چیزی غلط است مرگ در جای خود تولدی دوباره است وخصلت تولد رنج و عذاب نیست فرصت دوباره زندگی کردن است و این فرصت به همه داده می شود چون خداوند عادل است وبعد از مرگ و ورود به مرحله جدید از مراحل حیات ارواح به سه دسته تقسیم می شوند خوب , بد و جاهل منظور از جاهل جهل به عالم بعد از مرگ است که این دسته از ارواح به دلیل عدم باور جهان روحی و یا دلبستگی به جهان مادی تا زمان آگاهی در عالم برزخ خواهند بود و دسته بد که در زندگی خاکی حیاتی ناشایست و مملو از گناه داشته اند به اولین طبقه از جهان روحی که جهنم است منتقل می شوند که آن هم ابدی نیست و دسته دیگر آنهایی که خوب هستند و البته همه یکسان نیستند شاید یکی خیلی خوب و دیگری کمتر همه به طبقه سوم جهان روحی که همان بهشت است خواهند رفت و ارواح در بهشت که نه طبقه دارد به نسبت استحقاقی که دارند به طبقات مختلف و شایسته آنها جذب می گردند و همه ارواح در هر جهانی که هستند فرصت خودسازی و رشد و ترقی روحی را دارند تا بتوانند به درجات و طبقات بالاتر روحی برسند و در این راه ارواح به یکدیگر کمک می کنند و ضمنا به زندگی روحی خود نیز ادامه می دهند و این زندگی تا اعلا درجه ارتقاء روح و الحاق آن به یگانه نیروی اعظم هستی ادامه خواهد داشت و متوقف نخواهد شد .



منبع: http://amvat.blogfa.com
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #8 : 11 بهمن 1388,ساعت 03:22:14 »

وضعیت زیستن ارواح در بهشت

جهت بیان حالت و چگونگی زیستن در جهان سوم روحی , در مرحله نخست می بایست یک بررسی سطحی درباره نحوه و خواست زندگی افراد کره زمین بنمائیم , چون کسی که در صحراهای سوزان زندگی می کند , بهشت را محلی با آب های خنک و گوارا و صاف و درختانی پر سایه و سبزه و پر میوه تصور می کند , و کسی که در قطب زندگی می نماید , بهشت را محلی با گرمای مطبوع و آفتابی درخشان تصور می کند که می تواند در تمام مدت عمر در آنجا حمام آفتاب بگیرد . به همین منوال , هر فردی از بهشت تصوری متناسب با محیط زندگی خویش دارد و وجود آن را در ذهن خود مجسم می نماید.
ارواح در تماس های روحی در مورد نحوه زیستن , طرز کار کردن و معیشت , نحوه تهیه غذا , خوردن و آشامیدن , لباس پوشیدن , مسکن و ... اطلاعات زیادی را از جهان سوم در اختیار اشخاص گذاشته اند.
در مباحث و نوشته های قبلی , در مورد قدرت های ذاتی افراد , مطالبی بیان گردید . یکی از این قدرتها یا انرژی های نهان , قدرت اکتوپلاسمی آنها است که از طرف خداوند متعال به بشر عطا گردیده است . این عنصر روحی در کلیه افراد به نسبت های متفاوتی وجود دارد و این نیرو , ساده ترین عنصری است که قابل استفاده به وسیله ارواح در مواقع تاثیر گذاری عقل بر ماده می باشد . در اثر تاثیرگذاری عقل بر ماده , تطابق فرکانس های امواج , بسیار با اهمیت است , زیرا در صورتی که فرکانس های موج عقل به طور کامل بر ماده انطباق یابد , عقل خواهد توانست ماده را به هر شکلی که بخواهد تبدیل کند یا تغییراتی در آن بوجود آورد و حتی آن ماده را جابجا نماید.
در عوالم اثیری , امواج کاملا منطبق بر ارتعاشات عقل است و در چنین شرایطی ارواح می توانند با تاثیر گذاری بر محیط خود به کلیه خواست و نیازشان دست یابند. تاثیرگذاری و تاثیرپذیری عقل از ماده و ماده از عقل , به نسبت تکامل و رشد عقلی ارواح افزایش می یابد و هرچه روحی در طبقه بالاتر جهان های روحی قرار گرفته باشد , به همان نسبت هم می تواند بر محیط خود تاثیرات عالی تر و مهمتری بگذارد . ارواح با استفاده از همین قدرت عقلی است که می توانند برای زندگی خود , بناهایی را به نسبت تعالی روحی خویش خلق کنند و یا در اثر عدم نیاز آن بناها را به اثیر عالم تبدیل نمایند.
اکثر ارواح در مواقع تماس اظهار می دارند که در عوالم روحی زندگی آسوده و آرامی دارند , منزل دلخواه را بنا به سلیقه و قدرت عقلی خود ساخته اند . در بین آنها بعضی ارواح هم یافت می شوند(البته در طبقات پائین تر ) که اظهار می نمایند , منزل باب میل و دلخواه خود ندارند و در حسرت منزلی آرام می باشند. ارواح منازل خود و محیط اطراف آن را با استفاده از قدرت عقل بر ماده اثیری برپا می کنند و به نحو دلخواه و در حد تکامل و مقدورات عقلی خویش آن را به شکل زیبائی زینت می دهند. پس از ساختن بنا , اطراف و باغچه های منزل را با زیبا ترین گل های دلخواه که هرگز پژمرده نمی شوند و درختان میوه مورد علاقه خود که همیشه بر شاخه هایشان میوه و گل دارند , زینت می دهند.
این ساختمان ها طوری ساخته می شوند که عطر گل ها در فضای آن استشمام می شود و هرچه درجه تعالی ارواح بالاتر می رود , در ساختن خانه و تزئین آن , ظرافت های بیشتری بکار برده می شود . ساختن بنا ها , همراه با مشکلاتی شبیه آنچه در زمین است نمی باشد , بلکه هر زمان که روحی تصمیم بگیرد ساختمانی بسازد, کافی است شکل و ترکیب ساختمان را , در ذهن خود طراحی کند , آنگاه اراده بر ساختن آن در نقطه مورد نظرش بنماید , سپس خواست ذهنی وی در همانجا و به همان شکل به وجود می آید و ساختمان در مدت بسیار کوتاهی قابل استفاده می گردد. تزئینات داخلی ساختمان هم به همین کیفیت توسط روح و در زمان بسیار کوتاه و مطابق با سلیقه او تکمیل و تزئین می شود.
وقتی روحی از طبقه ای به طبقه ای دیگر ارتقاء می یابد , او با نیروی عقل خود می تواند تمام آن خانه و وسائل و تزئیناتی را که ساخته بود , مجددا به اثیر همان طبقه تبدیل نماید و در طبقه جدیدی که انتقال یافته است , با استفاده از اثیر آن طبقه , خانه ای نو و بهتر برای خود بنا کند.
در جهان سوم روحی , ساختمان ها دارای شکل و ابعاد و رنگ های گوناگونی هستند . این گوناگونی ها فقط در این جهان وجود دارند و در سایر جهان ها به چشم نمی خورند و در این مورد ارواح دلائل آن را بشرح زیر بیان می نمایند.
1- ارواحی که پس از تحمل مرارت و سختی های فراوان , از جهان اول و یا دوم به طبقه اول جهان سوم می رسند , به داشتن هر نوع محل زیستی قناعت می نمایند , زیرا در جهان های قبلی , از استقلال معیشت و آرامشی برخوردار نبوده اند . این ارواح در حد تکامل و فکر و عقل خود مبادرت به ساختن منازلی محقر می کنند و از این که توانسته اند به سطح جهان سوم دست یابند , از خدای خود سپاسگذارند و احساس آرامش بسیار خوبی می نمایند.
2- ارواحی که پس از مرگ جسم مادی زمینی , وارد بهشت می شوند و دارای تکامل عقلی مطلق نیستند , در آنها هنوز اثرات ماده دوستی و ماده گرائی و وابستگی های منتسب به ماده وجود دارد , لذا به همین دلیل هم در آنجا سعی می کنند منزل بهتری از دیگران داشته باشند و این عمل آنها یکی از دلائل متنوع بودن شکل و رنگ ساختمان ها در بهشت است.
3- ارواح تا زمانی که ثقل مادی خود را به طور کامل از دست ندهند , به طریقی به تجمل پرستی گرایش دارند , ولی از زمانی که خود را به جهان چهارم می رسانند , از آن پس دگرگونی و تغییر ناگهانی عجیبی در کردار و رفتار آنها به وجود می آید و از آن پس , به فکر تجمل و زیبا سازی و امور ظاهری بر نمی آیند , بلکه نمام فکر و ذکرشان متوجه کسب قدرت و انرژی بیشتری برای رسیدن به قدرت اصلی , یعنی جهان هفتم روحی می شود , لذا این ارواح مترقی , سعی می کنند هرچه زودتر هر نوع ثقل و سنگینی ای را که از تعلقات مادی دارند , از خود دور سازند تا هرچه بیشتر بتوانند سبک شوند و قابل صعود به مراحل بالاتر خلقت گردند.
منازلی را که ارواح در جهان های روحی می سازند , دارای اختلافات زیادی با جهان های مادی است , فرضا در آنها مکان های مانند آشپزخانه و نهارخوری و توالت و ... دیده نمی شود.
نحوه غذا خوردن و بهره گیری از مواد خوراکی , در عوالم روحی , به گونه ای که بشر زنده از آن استفاده می کند , نیست , چون ارواح به هنگام نیاز به غذاهای گوناگون , از مزه و طعم و بوی اثیری آن غذا در حد نیاز استفاده می کنند و غذا را به صورت موادی حجیم نمی خورند . مثلا سیبی را از درخت می چینند و در دهان می جوند و می بلعند , ولی چیزی وارد معده آنها نمی شود , بلکع سیب جویده شده , مجددا وارد اثیر جهان سوم می شود.
در بعضی ساختمان ها یک اتاق یا قسمتی از ساختمان را ؛ به محل عبادت اختصاص می دهند که ارواح برای عبادت و نیایش در آنجا با خدای خویش راز و نیاز می نمایند . در جهان های دیگر عموما چنین محلی مشاهده نمی شود . وقتی که در مورد وجود این اطاق در برخی از ساختمان های روحی از ارواح سئوال می شود , آنها اظهار می دارند , هدف از نیایش به درگاه خداوند این است که
اولا : از لطف و مرحمت و نعمت های خداوندی سپاسگذاری نمائیم .
ثانیا: خداوند به آنها سعادتی بیشتر عنایت فرماید تا بتوانند هرچه زودتر تکامل روحی را در همان جهان ادامه دهند و از بهشت پائین نجات پیدا کرده و به بهشت علیا یا به جهان چهارم روحی که به مراتب جذابتر از بهشت است قدم بگذارند.
ارواح تا رسیدن به طبقه نهم جهان سوم , از آینده خود بی اطلاع هستند و همیشه از این حقیقت نگرانند که مبادا به دلایلی , جهت تکامل , مجددا به یکی از جهان های ماده انتقال یابند.
منازل ارواح معمولا از یکدیگر فاصله دارند و در اطراف ساختمان , محوطه بازی که باغچه های پر از گل , درختان میوه , جویهای آب جاری , استخر و آب نما و وسائل تفریحی و سرگرمی اختصاص یافته , دیده می شود . میز و صندلی و نیمکت هائی را در کنار جوی های آب در زیر درختان میوه یا کنار استخر گذاشته اند که ارواح اغلب با یاران موافق در آنجا به استراحت و گفتگو می پردازند.
ارواح در بهشت معمولا به صورت اجتماعی زندگی می کنند و شهر های فراوانی هم در طبقات مختلف جهان سوم وجود دارند . در اغلب این شهر ها ساختمان های بلند و سر به فلک کشیده ای وجود دارند که اکثر این محل ها , جهت رفع احتیاجات و تبادل اطلاعات و معلومات عوالم روحی بکار گرفته می شوند . ارواح تمام مایحتاج خود را از مغازه های فراوان و مختلف تهیه می کنند و بهای آن را به صورت بذل محبت می پردازند . این عمل برای فروشنده کالا امتیاز زیادی ببار می آورد و جمع شدن این امتیازات باعث ترقی آنها به طبقات بالاتر می گردد.
زندگی در شهر ها به صورت عشیره های متجانس روحی است , یعنی کلیه ارواحی که از نظر عقلی تقریبا در یک سطح قرار دارند , در محل هایی مانند یک شهر یا شهرک , گرد هم جمع می شوند . در تمام شهرها مراکزی جهت تحصیل علوم مختلف وجود دارد . بیشتر علومی که در این مراکز تدریس می شوند , مربوط به علوم الهی , سماوات , کائنات , وجود خداوند یا عقل کل عالم هستی است . ارواح آنچه را که از تدریس استاد در می یابند , در عقل خود جای می دهند , زیرا در آنها مراکز ناخودآگاهی وجود ندارد که باعث فراموشی بعضی مطالب از ضمیر آگاه آنها شود و در ضمیر ناخودآگاه جای گیرد.
ارواح اکثرا ساختمان های مسکونی خود را یک طبقه بنا می کنند و در عوالم روحی , وسیله نقلیه برای رفت و آمد وجود ندارد , زیرا در آنجا نقل و انتقال احتیاج به زمان و مکان و وسیله بخصوصی نیست و هرگاه ارواح تصمیم بگیرند از محلی به محلی دیگر بروند , با استفاده از امواج اثیری , در یک لحظه خود را در محل جدید خواهند یافت.
ارواح خستگی ناپذیرند و احتیاج به استراحت و خوابیدن ندارند , ولی دوست دارند پس از مراجعت از مشاغل یا تحصیلات خود , در محلی خاص , تجدید قوا کرده و سیاله های روحی خویش را تقویت بنمایند و نیازهای شخصی خود را بر طرف سازند.
از نظز تغذیه , غذاهایی را که ارواح در منازل خود تهیه می کنند , مانند غذای زمینی ها نیست , زیرا در عالم روحی فقط جهت لذت بردن است نه برای کسب انرژی و رشد جسمی . ارواح غذای خود را از اثیر عالم و از طریق تاثیر عقل بر ماده سریعا تهیه می کنند. در زمان تهیه غذا ارواح ابتدا غذای خود را در ذهن خویش مجسم می کنند , سپس توسط عقل آنها را به وجود می آورند . بدین جهت هر غذایی را می توانند بدون محدودیت و به حد وفور میل کنند( لذت بردن از غذا از خواستن آن غذا شروع و پس از دیدن , بوئیدن , جویدن و بلعیدن خاتمه می یابد).
منظور از کار و کوشش در جهان های روحی , کسب امتیاز برای تعالی و تکامل است , وگرنه ارواح برای امرار معاش , نیازی به کار کردن ندارند . کار و کوشش در عوالم روحی باعث می گردد تا عقل آنها در حین کار و رویاروئی با مشکلات آن , فضیلت و تعالی بیشتری پیدا کند . همچنین جهد در دستیابی به علم بیشتر و بالا بردن شناخت , یکی دیگر از عواملی است که تکامل روحی را تسریع می نماید. یکی از این آموزش ها که مشابه آن در زمین خیلی کم به چشم می خورد , نحوه گسترش نیروی عقلانی و چگونگی دست یافتن به عقل کملتر می باشد . این آموزش در موسسات عالی و توسط استادان مخصوص تعلیم داده می شود. یکی دیگر از مراکز آموزشی مهم جهان سوم روحی , محلی است که آموزش و نگهداری و پرورش کودکان را بر عهده دارد , چون این ارواح , پس از فراغت از تحصیل , به مرکز نگهداری و پرورش کودکان اعزام می گردند و در آنجا خدمت می کنند , در این محل ها معمولا دو گروه از اطفال نگهداری می شوند.
1- کودکانی که از زمان انعقاد نطفه تا رسیدن به سن رشد عقلی فوت کرده اند.
2- کودکانی که در جهان سوم روحی متولد می شوند.
یکی دیگر از مراکز آموزشی مهمی که در جهان سوم روحی وجود دارد موسسات تدریس علوم روح درمانی است , زیرا بسیاری از ارواح پس از انتقال به جهان روحی , بیماری های روحی و روانی زمان حیات زمینی را هم با خود به جهان اثیری می برند . مثلا فرد دیوانه , تا مدت ها همان حالت زمینی قبل از مرگ خود را در عالم اثیری دارا می باشد , تا اینکه کم کم و به کمک روح درمان های عوالم روحی , به عقل قبل از دیوانه شدن دست یابد و بعدا مداوا گردد. اگر در عوالم روحی , فرد دیوانه ای فوری به عقل آید و به صورت عاقلی تبدیل شود , این دگرگونی سریع , مسلما او را به نوعی دیگر از دیوانگی می کشاند , چون فردی که مدتها و یک عمر دیوانه بوده است فورا نمی تواند تغییر حالت روحی دهد و به حالت عادی بازگردد.
یکی دیگر از مشاغل عمده ای که در جهان سوم روحی وجود دارد , روح نگهبان یا همان فرشته نگهبان شدن جهت نسل افراد بشر است و ارواح نگهبان در این شغل , فقط مسئولیت حفظ و نگهداری افراد بشر را , طبق دستورات صادره از عوالم روحی , از سوانح و خطرات و اتفاقاتی که جزو سرنوشت آن افراد است, بعهده دارند و تا زمان فرارسیدن مرگ , اجازه نمی دهند که اتفاقات روزگار و ناملایمات و ... آنها را از پای در آورد و در صورتی که این ارواح بتوانند به وظایف خود به طور کامل بپردازند , پس از اندکی صاحب امتیازاتی از سوی نیروهای الهی می شوند و در جهان های روحی به طبقات بالاتری صعود می نمایند.




منبع: http://www.bia11.com
منبع اصلی : کتاب کلیات علوم روحی




خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #9 : 26 بهمن 1388,ساعت 03:03:42 »

نتایج تحقیقات شودزموند درباره حیات خانوادگی در جهان ارواح :


شودزموند از مؤسسین مجمع بین المللی روحی در لندن و آکسفورد بود و در جوامع خارج از بریتانیا - در آمریکا , اسکاتلند و غیره  - هم به آزمایشات روحی پرداخته بود . این شخص ادیب و نویسنده بود که صدها داستان و کتاب های با ارزش ادبی - اجتماعی - روحی نوشته , عارف شاعر و سخنور ماهر بود . این شخص نتیجه تحقیقات روحی خود را در ده جلد کتاب نوشته است . این شخص جهانگرد هم بوده و حتی به قطب شمال هم مسافرت کرده است . وی رئیس قسمت بریتانیایی روابط بین المللی برای ادامه حیات پس از مرگ بود و در 23 دسامبر سال 1960 پس از انجام خدمات زیاد برای حرکت روحی وفات یافت .

این دانشمند درباره حیات خانوادگی در جهان ارواح تحقیقات مهم و با ارزشی دارد که بعضی از آنها را در کتاب " وقتی که مردی چگونه زندگی میکنی " و بعضی را هم در کتاب " دوست داشتن پس از مرگ " نوشته است . اینک ما قسمتی از نوشته های او را در این دو کتاب بیان می کنیم .

این دانشمند در کتاب " پس از مرگ چگونه زندگی میکنی " نخست مطالب عمومی را بیان کرده که شامل چگونگی حیات پس از خروج روح از ماده فیزیکی می باشد و معتقد است که دانستن این مطالب برای هر انسان زنده لازم است و بعد هم کیفیت حیات جنسی را به شرح زیر بیان می کند :

الف ) حب در جهان ارواح تا جهان سوم ( سمرلاند ) مانند حب زمینی در انسان ها باقی است .

ب  ) آنانکه در روی زمین عاشق بوده اند در آنجا هم بعضی به همان حال عاشق باقی می مانند و عشاق واقعی وقتی به آن جهان منتقل شدند , در جهان سوم با هم ارتباط می گیرند و به طریق امواج متبادل میان یکدیگر به طور غریزی لذت می برند .

ج ) ازدواج همانطوری که حضرت مسیح گفته , در آن جهان ازدواج نمی کنند زیرا در آنجا هدف هایی مانند هدف های زمینی برای ازدواج وجود ندارد . وانگهی به عشق جنسی زن و مرد نباید به نظر خوب و زیبا نگاه کرد , مگر اینکه حب متبادل میان آنها آن عشق را مبارک سازد . پس حیات مشترک میان زن و مرد از طریق علاقه جنسی جدا از علاقه عادی میان آن ها می باشد . ازدواج حقیقی همانطوری که ارواح می گویند عبارت از تفاهم و تبادل امواج میان آندو می باشد و این ازدواج منحصر به زمین نیست بلکه در جهان روحی هم هست .

د ) در جهان ارواح , به هم آمیختن امواج عشاق , همان اختلاط جنسی زمین می باشد ولی لذت این اختلاط امواج خیلی بالاتر از آن اختلاطی است که در زمین بود .

ه ) اختلاط زن و مرد در سطح زمینی و یا اثیری که به معنای مشارکت مهم میان آن دو است , نخستین هدفش مبادله عاطفه روحی و اثیری می باشد . بنا بر این به وجود آوردن اولاد یک امر عارضی برای ازدواج در آن جهان است .

و ) برای هر کدام از زن و مرد دوستانی هستند که آن ها با آن دوستان پس از انتقال به جهان ارواح یکدیگر را پیدا می کنند و اولاد هم در جهان ارواح همانطور رشد می کنند که در روی زمین می کردند ( من تصور می کنم این جمله معنایش این است که کودکان مرده در آنجا رشد و نمو می کنند , نه کودکانی که در اثر ازدواج در آن جهان به وجود می آیند چون به حکم ناموس فطرت هست هر موجود از جهان ماده گذارده می شود بنا بر این در آنجا کودک به وجود نمی آید مگر اینکه این جمله اشتباه باشد - مترجم ) و اعتقاد به اینکه ازدواج زمینی از کارهای آسمانی است , یک حقیقتی را مجسم می کند و آن این است که هدف و علت ازدواج , زندگی مادی نیست , بلکه عاطفه روحی است چون بطوری که کرارآ ساکنین جهان ارواح برای ما گفته اند , تنها محبت و علاقه روحی مرد و زن است که ازدواج صحیح را به وجود می آورد .

شودزموند اضافه می کند که در نوامبر سال 1933 در حضور دکتر تامسون که مهارت خاصی در قسمت روحی داشت و مدیوم روحی و همچنین با حضور یکی از اعضای هیئت اقتصادی و رئیس هیئت دینی من سؤالات زیادی درباره جنسیت از یک روح که دوست همه ما بود و آن روز خود را ظاهر ساخته بود , کردم . او گفت : هر شبیه در جهان روحی مجذوب شبیه خودش می باشد . چنانکه این قاعده در جهان هستی هم عمل می کند . بعد روح گفت : مشاجرات زن و شوهر تنها از این ناشی نمی شود که یکی صلاحیت دیگری را ندارد , بلکه گاهی اوقات این مشاجرات در اثر تصادم دو شخصیت قوی به وجود می آید . این نوع مشاجرات ذاتآ شر نیست ولی مانع از این می شود که طرفین از آن سعادت پنهانی که عقل و روح هر دوی آن ها در اثر تبادل محبت به دست می آوردند , استفاده کنند .

بعد شودزموند می گوید : ارواح در جهان روحی همدیگر را در آغوش می گیرند و می بوسند و اتصال دو جسم اثیری به هم خیال نیست بلکه حقیقت است منتها در جهان زمینی دو جسد با هم مربوط می شدند ولی ارواح می فهمند که اتصال روحی بهتر از اتصال جسمی و جسدی می باشد .

اختلاط ارواح در جهان روحی مقدمه برای تطور همان حب قدیمی زمینی می باشد . باز هم شودزموند می گوید : نزدیکی به هم در جهان ارواح از حیث اساس کاملآ متفاوت با نزدیکی در زمین می باشد , چون در جهان ارواح تقارن و نزدیکی دو روح به هم بر اساس تقارن ارتعاشات امواج آن دو به یکدیگر می باشد , یعنی آن دو در سطحی هستند که از لحاظ نوع علاقه به حیات و فکر با هم موافقند .




اما منظور از ازدواج موجی چیست ؟


من ( شودزموند ) تصور می کنم منظور از این ازدواج این است که ارواح از ارتعاشات هاله ای که تمام سطح بدن صاحبش را می پوشاند یکدیگر را می شناسند و به جانب هم کشیده می شوند , چون آن ها می فهمند که برای انسان طول موجی هست یعنی امواج با سرعت معینی حرکت می کنند که هاله هر کس آن سرعت را تعیین می کند و همان تشابه در طول موج است که شخصی حتی در روی زمین از جنس معین در نظر شخص دیگری از جنس دیگر ( زن و مرد ) زیبا و جذاب جلوه می کند . این تأثیر در سطح جسدی و سطح اثیری یا سطح عقل و روحی یکسان است , من منظورم این نیست که بگویم ازدواج مطلقآ از تطابق تمام و رضایت دائمی و تسلیم در برابر یکدیگر ناشی می شود , خیر . بالکه همانطوری که در هر رابطه موفق لازم است که میان دو شیء مربوط به هم فرقی باشد , در ازدواج هم باید فرق میان طرفین باشد چون زن و مرد مخلوقی هستند که در فکر و عمل به هم تفاوت دارند , پس از تماس این دو نیروی مختلف با هم , تطور به وجود می آید , همانطوری که در زندگی همجنسی زمین اطفال به وجود می آیند .

وقتی که زن و مرد در برابر این اختلاف شخصیت خود تسلیم شدند دیگر اشتباه و یا خطا در میان آنان رخ نمی دهد .
 



منبع: www.mavara.co.cc
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #10 : 26 بهمن 1388,ساعت 03:07:56 »

سخنان سویدنبرج درباره حیات خانوادگی در عالم ارواح :


در این مورد این فیلسوف چنین می گوید : ساکنین آسمان ها از نوع بشری هستند و از دو جنس مخالف ( زن و مرد ) تشکیل شده اند . از ابتدای خلقت به حکم ناموس آفرینش زن برای مرد و مرد برای زن آفریده شده اند , محبت و جاذبه میان آنها فطری است . با توجه به این اصول می توان گفت که در عالم ارواح هم میان مرد و زن ازدواج و زناشوئی هست ولی ازدواج آن ها با ازدواج زمینی فرق دارد , زیرا ازدواج در آنجا عبارت از متحد شدن دو جزء در یک عقل می باشد که یکی را اراده و دیگری را هوش می گویند . پس در آنجا شوهر با وظیفه عقلی عمل می کند و زن با وظیفه اراده .

وقتی که میان عقل و اراده اتحاد کامل به وجود آید هر کدام از آن ها نسبت به دیگری احساس محبت می کند که آن را محبت روحی می نامند که به آن زندگی مشترک هم می گویند . این وحدت از لحاظ تمایل شکل خارجی هم در میان آن ها لازم است . ( منظور این است که زن و مرد در عالم روح گرچه از حیث شکل خارجی به ظاهر جدا از هم هستند ولی وحدت فکری و عاطفی آن ها را کاملآ به هم نزدیک کرده بطوری که عملشان مانند یک اراده و با یک عقل می باشد _ مترجم ) پس بر حسب طبیعت می بینیم که مرد با دستور عقل عمل می کند ولی زن با الهام عاطفه و از حیث شکل خارجی هم می بینیم که مرد خشن تر و از لحاظ زیبایی کمتر و از حیث جسد هم قوی تر است ولی زن دارای لطف و زیبایی می باشد که از حیث جسد نرم تر و از لحاظ ترکیب سیال تر است .فرق میان مجسمه هوش و اراده از یک طرف و فکر و عاطفه از طرف دیگر مانند فرق میان حق و خیر از سویی و ایمان و محبت از سوی دیگر می باشد .

وقتی که هوش و اراده در نزد زن و مرد به طور یگانگی موجود باشند . پس موجود انسانی به یکی از این دو نسبت داده می شود ولی در آسمان ها هیچکدام به دیگری برتری ندارند . زیرا اراده زن از اراده شوهرش ناشی می شود و همجنین عقل مرد از عقل زنش با هم ظهور می کنند . جون لازم است یکی فکر کند و دیگری اراده نماید . بدین جهت است که آن ها به منزله وجود واحد محسوب می شوند . وقتی که میان آن ها وحدت عقلی باشد , ازدواج تحقق پیدا می کند .

هر کدام از این زن وشوهر در عالم روح , مایل هستند آنچه را که عقل مالک می باشد به دیگری بدهند . همانطور که آن ها در عقل با هم متحد هستند در خیر و حق با هم وحدت دارند چون عقل از سوی آفریدگار حق مقدس القاء می شود همانطور هم اراده از خیر مقدس القاء می گردد . در این صورت هر چه که این یکی اراده کند آن دیگری هم همان را اراده می کند و هر چه که یکی دوست بدارد دیگری هم همان را دوست می دارد جون در عالم روح آزادی از محبت سرچشمه می گیرد . بنا بر این هر کدام از آن ها به دیگری تحکم کند , آزادی در میان آنها از بین می رود و تحکم کننده , تحکم شونده را بنده خود کرده , خود هم بنده خود کرده , خود هم بنده شهوت شده است . ولی آزادی که حب آسمانی را ( حب میان ارواح ) درک نکند , نمی تواند مطالب بالا را بفهمد , زیرا هنگامی که برتری طلبی در میان آنها داخل شود تجربه در میان آنان به وجود می آید آن وحدت اراده و عقل از بین می رود . چون برتری طلبی آزادی اراده را از بین می برد و کسی که مالک آزادی باشد مالک محبت هم نخواهد بود پس وقتی که سروری و تحکم با اراده تعارض پیدا کرد , نفرت از یکدیگر جای محبت را می گیرد .

زن و شوهری که با چنین ازدواج ( برتری نسبت به یکدیگر ) زندگی کنند همیشه در جنگ و جدال هستند اگر چه در ظاهر به حکم مصالح زندگی آرامش را در میان خود حفظ می کنند ولی چون پس از مرگ , آن مصالح از بین می رود آن اختلاف باطنی ظاهر می شود . بنا بر این اگر چنین زن و شوهری در جهان ارواح باشند فقط به حکم عادت عقلی است . نکته قابل توجه این است که در حیات روحی آزادی فردی که هر کدام از زن و شوهر در زمین داشتند از بین می رود ولی ممکن است که گاهی در نزد بعضی از ارواح , علاقه ظاهری به زوجیت پیدا شود . لکن مادامی که آن ها در دوست داشتن یکدیگر متکی به نیکی توأم با حق نشوند , محبت واقعی زن و شوهری در میان آن ها پدید نمی آید , چنانکه باز هم این دانشمند می گوید : ازدواج عالم روحی با ازدواج جهان زمینی فرق دارد , زیرا وظیفه اصلی زن و شوهر عالم روح , رشد دادن حق و نیکی است . چون در آنجا زن و شوهر , در این دو باهم متحد شده اند . برای اینکه در جهان روح انسان بیش از همه نیکی و حقیقت را دوست دارد و این دو را با هم جمع می کند .

پس از این همه توضیحات آشکار می شود که ازدواج عالم روحی شبیه ازدواج جهان زمینی نیست زیرا در عالم ارواح شادمانی های روحی حیات آن ها را تغذیه می کند . بنا بر این سزاوار نیست ازدواج عالم روحی را که به منظور اتحاد در عقل برای دریافت نیکی و حقیقت عملی می شود , با ازدواج جهان زمینی که بیشتر روی شهوات نفسانی و علایق مادی است با هم مقایسه کنیم .

ولی در روی زمین می توانیم آن شادمانی ها را فرح و سرور زیاد بدانیم چون در این جهان بیشتر شادی ها مربوط به لذات جسمانی است , نه روحی , زن و شوهر عالم روح را نمی توان زن و شوهر نامید بلکه باید به آن ها شریک اطلاق کرد , چون آن ها با شرکت یکدیگر در رشد حقیقت و نیکی فعالیت می کنند . با توجه به این مطالب جا دارد که فرمایشات حضرت مسیح را درباره ازدواج بیان کنیم .

ارواح وقتی کلمه « زنا » را می شنوند همه فرار می کنند . پس آدمی هر وقت برای لذت مرتکب زنا شود درهای آسمان را به روی خود می بندد . وقتی که درهای آسمان بسته شد , درهای ارتباط با خداوند هم به رویش بسته می شود به همین جهت است که میل به زنا میل به از بین بردن اتحاد خیر و نیکی با حق شناخته شده است . این میل , میلی جهنمی است که مخالف آن نعمت ازدواج آسمانی می باشد .

در این باره ( وجود زناشوئی در عالم ارواح ) استاد موریس ماگر مطالبی می گوید که مفاد آن چنین است : عفت لازمه زندگی است , پس کسی که می خواهد دور از نگاههای عادی چشمان فیزیکی باشد , باید عفت داشته باشد . باز هم عفت برای کسی لازم است که می خواهد از عواقب زشت حوادث شهوت فرار کند , زیرا شهوت عوامل اضطراب و وحشت را برای پیروان خود به وجود می آورد و جو حیات را آلوده به کثافت می کند و او را از ارواح مترقی دور می سازد . مبارزه با نفس عبارت از عمل تبادل با طبیعت می باشد بدون اینکه صاحب نفس یا طبیعت از این تبادل عملی , زیان ببیند .

چون به واسطه آن عمل از بعضی لذت ها صرف نظر می کند تا برایش دست یابی به لذتهای بالاتر و بهتر ممکن باشد تجربه نشان داده که آدمی نمی تواند در آن واحد به همه لذت ها دست یابد , پس شایسته است که لذت های پست را فدای لذت های عالی تر کند . البته این فداکاری به زبان آسان می آید لکن عملی ساختن آن بسیار مشکل است اما وقتی که ما عقل خود را در برابر کشمکش این لذت های پست و عالی قرار دادیم می توانیم به افکار خود که متوجه به سوی لذت های پست است غلبه کنیم , گرچه عوض کردن جسد متمایل به شهوت برای ما امکان ندارد . باز هم می گوید بزرگ ترین خطری که انسان را تهدید می کند آن تداخل کامل میان روح و جسد شهوانی است , زیرا این مخلوط شدگان به هم در اعمال شهوانی به هم کمک می کنند . پس انسان سعادتمند کسی است که به جسد خود فقط به نظر محل لذت زودگذر نگاه کند و به نفس خود اجازه ندهد که خود را اسیر این جسد شهوانی کند .



منبع: www.mavara.co.cc
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
margan
Newbie
*

سلام و درود از سوی خداوند: 0
آفلاین آفلاین

تعداد ارسال: 2

تشكر
-اهدا شده: 0
-دريافت شده: 0


آدرس ايميل
« پاسخ #11 : 31 تير 1389,ساعت 00:16:19 »

حضرت علی بزرگترین اسرار را مرگ برمی شمارد پس این سوال برایم پیش می آید که اگر پیامبران و امامان اطلاعی از حقیقت بعداز مرگ ندارند پس این گفته ها و شنیده ها فقط خیالپردازی است و به قول برخی توهمات است ؟
خارج شده است
ODYSSEUS
ابر مرد Super Man
Global Moderator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 50
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 636
Awards: روح دلیر

تشكر
-اهدا شده: 82
-دريافت شده: 47


Warrior King . Legendary Hero


WWW آدرس ايميل
« پاسخ #12 : 31 تير 1389,ساعت 02:09:16 »

با سلام rose
تقریبا" تمامی این نوشته ها برگرفته از اظهارهای ارواح مترقی است که در جلسات احضار ارواح بیان کرده اند و توسط نویسندگان یا فیلسوفان جمع و جور شده اند و باید دانست که گفته های ارواح یا روح شناسان وحی منزل نیست بلکه علم روح شناسی هم مانند بقیۀ علوم گاهی اوقات به خطا می رود و نباید فکر کرد که تجربۀ پس از مرگ دیگران یا گفته های ارواح در مورد ما کاملا" صدق می کند.
آنچه که مهم است اینست که دنیاهایی بس عظیم پیش رو داریم و نحوۀ کیفیت آنرا افکار و اعمال ما در این دنیا تعیین می کند و این مسئله کاملا" با دین مبین اسلام سازگار به نظر می رسد.
خارج شده است

آدرس دفتر وکالت پروفسور محسن فرشاد پدر متافیزیک علمی ایران:
http://www.ketabeavval.ir/Profile/?id=175834

دانلود کتاب بعد ناشناخته اثر پروفسور محسن فرشاد:

http://odysseus.persiangig.com/document/?%3Cimg%20src
لینک خرید کتاب های پروفسور محسن فرشاد:
http://www.adinebook.com/gp/search?search-alias=books&author=%D9%85%D8%AD%D8%B3%D9%86+%D9%81%D8%B1%D8%B4%D8%A7%D8%AF&select-author=author-exact
صفحه: [1]   بالا
  چاپ صفحه  
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP

Valid XHTML 1.0! Valid CSS! Dilber MC Theme by HarzeM
این صفحه در 0.759 ثانیه 22 نمایش داده شد.
asraa.com