همین که بعد از گذشت زمان زیادی هر از چند گاهی یکی به اینجا سر میزند تا در اوقات بیکاری اش چیزی بنویسد
نشان میدهد که انگیزه قوی برای کسب این قدرت وجود ندارد.
خب سر نزدن به این سایت نشانه پیگیر نبودن بر امور ذهنی نیست. من در ماه اخیر دهها و شاید صدها صفحه کتابی و اینترنتی در مورد این مسائل مطالعه و تمرین کردم.
اینجا چیزی برای سر زدن ندارد، فقط یکسری مطالب اکثرا کپی پیست شده که قبلا در سایتهای دیگر دیده ایم و فعالیت لاکپشتی و کاربران اندک آن انگیزه ای برای فعالیت باقی نمیگذارد.
اما در مورد اولویت، فکر نمیکنم تبدیل کردن کار و زندگی به برون فکنی چندان کار درستی باشد. حتی در کتاب برون فکنی در 30 روز بر دور نشدن از متن زندگی روزمره تاکید شده است، مسلما کسی که کار و زندگی اش یک مساله خاص بشود با سرعت بیشتری به هدف خواهد رسید اما تبدیل کردن یک تمرین ماورایی به یک بخش جنبی (اما مهم) از زندگی هم دلیل بر عدم موفقیت نمیشود!
با اینهمه مسلما نقش پشتکار و ممارست و علاقه زیاد رو در این مساله انکار نمیکنم و معتقدم اگر کسی قصدی برای نیل به هدف دارد باید حتی زمان کار و زندگی عادی گوشه ای از ذهنش را به این مساله اختصاص بدهد و البته ساعات مشخصی در 24 ساعت را برای تمرین.
در مورد هزار و یک روش برای برون فکنی! باید عرض کنم پیش نیاز برون فکنی تسلط بر ایجاد وانهادگی است و در مرحله دوم روشها مطرح میشوند، بخاطر همین است که من تاکید زیادی دارم قبل از هر چیز بر روی تسلط بر وانهادگی و خلسه و امور مرتبط بحث بشود.
در هر حال برای اینکه این صحبت نتیجه ای داشته باشد فکر کنم خوب هست مشخص کنید اگر قرار است تمرینی صورت بگیرد چگونه است و چه کسانی میتوانند در این برنامه شرکت کنند و ریزه کاری ها... اصلا ببینیم شدنی است یا نه.
