شبکه تحقیقاتی ارواح متعالی مرکز تحقیقات متافیزیک اسلامی آمریکا Arvaah Forums of USA Islamic Metaphysics Research Center
اخبار: این سایت متعلق به انستیتو بین المللی مطالعات پیشرفته آمریکا بوده و کلیه حقوق برای انستیتو محفوظ میباشد.
 
*
خوش آمدید، مهمان - لطفا برای ثبت نام اینجا و یا برای ورود اینجا را کلیک کنید. 16 شهريور 1389,ساعت 06:40:38


لطفا برای ورود نام کاربری و رمز عبورتان را وارد نمایید


صفحه: [1]   پایین
  چاپ صفحه  
نويسنده موضوع: جادوگری با اسماء الهی  (دفعات بازدید: 1540 بار)
0 کاربر و 2 مهمان درحال دیدن موضوع.
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« : 19 دي 1387,ساعت 14:38:25 »




رموز اسماء الهی (در بیان شرایط و آثار ذكر)

قسمت اول:

اشاره:
با توجه به اهمیت اسماء الهی  و تأثیر آن در روح  و روان و زندگی ما انسانها، بر  آن شدیم تا اسماءالله و خواص و معانی آنها را برای شما کاربر عزیز در ایام ماه مبارک رمضان که ماه یاد و ذکرخداست، معرفی وتبیین نماییم.

سلسله مطالبی که تقدیم می شود چکیده ای از تقریرات درس پاکباخته اهل بیت، شیخ نبیل و عالم ربانی، خادم الشریعة حضرت آیة الله حاج شیخ حسن اثنی عشری( دامت توفیقاته) است که در طی جلسات متوالی با لسانی شیوا و شیرین بیان فرموده اند.

شاید در سده اخیر کمتر کسی از علما اجازه بیان درس های اسماء الحسنی را به این صورت به خود داده باشد؛ چرا که بیان اسماء الحسنی و خواص آن به طور تفصیلی کار همگان نبوده و تنها کسی می تواند در این باب وارد شود که خود، نمونه عمل و عامل به آن باشد چنان که معظم له، نمونه بارز عمل به آن بوده و هستند.

از خداوند متعال برای معظم له، توفیقات روزافزون، تحت توجهات خاصه حضرت بقیة الله الاعظم(ع) خواستاریم.

***

خداوند در قرآن کریم  می فرماید: وَ للهِ الاَسمَاءُالحُسنی فَادعُوهُ بِهَا( 1).

ترجمه : برای خدا نامهایی است نیکو خدا را به این نامها بخوانید.

و همچنین می فرماید: اَللهُ لاَالهَ الا هُوَ لَه الاَسمَاءُالحُسنی(2)

ترجمه: جز خدای یکتا که همه اسماء و صفات نیکو، مخصوص اوست خدایی نیست.

 رسول خدا(ص)  می فرمایند: للهِ تَبَارَکَ وَ تَعالی تِسعَةٌ وَ تِسعینَ إِسماً مَن دَعا اللهُ بِهَا أستَجابَ لَهُ و مَن أَحصاها دَخَلَ الجَنَّةَ(3)

ترجمه: برای خداوند- که نامش مبارک و بلند مرتبه باد- نود و نه اسم است که هر کس خدا را بدانها بخواند دعایش مستجاب می شود و هر کس آنها را یاد کند به بهشت خواهد رفت.

شیخ صدوق می فرمایند: معنی « أَحصاها» احاطه است به همه اسماء و به همه معانی، یعنی اگر کسی این اسماء را بشناسد و بفهمد و درک کند و به آنها معتقد باشد و ایمان به معانی آنها داشته باشد داخل بهشت می شود(4).

و حضرت رضا(ع)  می فرمایند: که خدای را نود و نه اسم است که هر کس به آن دعا کند اجابت شود و هر که آنها را احصاء کند به بهشت خواهد رفت(5).

هر چند همه اسماء، نور واحدند اما احصای این نود و نه اسم سبب خیر و برکت هر دو جهان است.

بنا بر احادیث اهل بیت (ع) اسماءالحسنی ( نامهای نیکوی خداوند، حقیقت وجودی) محمد(ص) و آل محمد(ص) می باشند چنانچه رسول خدا (ص) و امیرالمومنین علی (ع)  مکرر فرموده اند: « وَ أنَا أسماءُ الله الحُسنی»(6)

ترجمه : ما نامهای نکوی الهی هستیم

و نیز فرموده اند: « نَحنُ کَلِمَةُ الله(7)- نَحنُ ذِکرُاللهِ(8)»

ترجمه: ما کلمه ( اراده فعّاله) خداییم- ما ذکر خداییم.

و نیز امام صادق(ع)  می فرمایند: « فی قََولِ اللهِ عَزََّ وَ جَلَّ : وَللهِ الأسماءُ الحُسنی فَادعُوهُ بِها، قالَ: نَحنُ وَاللهِ الأسماءُ الحُسنی الَّتی لا یَقبَلُ اللهُ مِنَ العِبادِ عَمَلاً الاّ بِمَعرفَتِنا.»

ترجمه: در تشریح معنی این گفته خدا در قرآن که فرموده است: برای خدا نامهایی نیکو است پس خدای را بدانها بخوانید؛ امام صادق(ع) فرموده اند: بخدا ما هستیم نامهای نیک او که از بندگان هیچ عملی پذیرفته نمی شود جز به شناخت ما(9).

امام صادق(ع) و امام باقر(ع)  می فرمایند: مظهر نود و نه اسم خدا، ما هستیم.

یکی از عباداتی که خداوند متعال ما را به آن امر کرده، ذکر است چنانچه در قرآن مجید در موارد بسیاری به ذکر و یاد خدا تاکید شده است و نیز می فرمایند:« وَ اذکُرُا اللهَ کَثیراً لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ»(10)

ترجمه: خدا را بسیار یاد کنید، باشد که رستگار شوید.

امام صادق(ع) می فرمایند: شیعیان ما کسانی هستند که هرگاه تنها باشند بسیار یاد خدا کنند.(11)

و همچنین در قرآن می فرمایند: فَاذکُرُونی أذکُرکُم(12)

ترجمه: پس مرا یاد کنید تا شما را یاد کنم.

و همینطور خداوند به حضرت موسی(ع) می فرمایند: یَا مُوسی أنَا جَلیسُ مَن ذَکَرَنی.(13)

ترجمه: من همنشین کسی هستم که مرا یاد کند.(14)

اسماءالحسنی الهی، اسبابی هستند برای اجابت حاجات و خواسته ها که مهمترین آنها شناخت و تقرب نسبت به خدای تعالی است و این امر میسر نمی شود الا به واسطه قرب و شناخت واسطه های بین ذات مطلق و جهان خلقت یعنی محمد و آل محمد(ص) که نمایندگان تام الاختیار و صاحبان ولایت کلیه الهیه و مظاهر تامه صفات او می باشند. چنانچه قرآن مجید می فرمایند: یَا اَیُّهَا الَّذینَ آمنوُا اِتَّقوُا اللهَ وَ ابتَغُوا إِلَیهِ الوَسیلَةَ...(15)

ترجمه: ای اهل ایمان از خدا بترسید و به وسیله ایمان و پیروی از اولیاء حق به خدا توسل جویید...

امام صادق(ع) در ذیل آیه می فرمایند: نَحنُ الوَسیلَةُ ( ماییم وسیله )  و رسول خدا(ص) می فرمایند: نَحنُ الوَسیلَةُ الَی الله ، ما هستیم وسیله به سوی خدا.(16)

و نیز در دعای عالیه المضامین می خوانیم: اَنتَ وَسیلَتی الَی الله... ترجمه: تو وسیله من هستی به سوی خدا (17)و همچنین در دعای توسل می فرمایند: فَانَّکُم وَسیلَتی الَی الله

ترجمه: شمایید وسیله من به سوی خدا(18).

وجود مقدس حضرت محمد(ص) و حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه زهرا(ع)  و ائمه هدایت، معصومین(ع) حقیقت اسم اعظم خداوند اسماءالحسنی الهی هستند و خداوند آنها را کلمة تامات وجود و نام اعظم خود قرار داده است و بدین جهت از تمام پیغمبران عهد و میثاق در قبول ولایت کلیه الهیه آنان گرفته است.

پس با عنایت بر این که قرآن می فرماید: اذکُرُا الله ذِکراً کثیراً(19).

ترجمه: یاد کنید خدا را یاد کردنی بسیار و بنا بر فرمایش امام صادق(ع) ذکر کثیر تسبیح حضرت زهرا(ع) است.(20)

ذکر کثیر آن است که دل و زبان و تمام اعضا و جوارح انسان ذاکر باشد. کسی که ذاکر شد عمل می کند هر آنچه را که خدا امر کرده و ترک می کند هر آنچه را که خدای نهی کرده و اینجاست که او واجد مقام بندگی خدا می شود، مقامی که پیغمبر اکرم(ص) به آن افتخار می کند. پس ذاکر کسی است که به یاد خدا باشد و غیر خدا را فراموش کند. ذاکر خود را در حضور حق می بیند. کسی که خود را در حضور حق دید، مرتکب معصیت نمی شود. معصیت زمانی انجام می شود که انسان از یاد خدا غافل باشد. قرآن کریم در این باره می فرماید: وَ لاَ تَکُن مِنَ الغافِلینَ (21)ترجمه: و نباشید از غافلین.

و همچنین خداوند در قرآن کریم به ما امر می کند: فَاسئَلُوا اَهلَ الذِّکر ان کُنتُم لاَتَعلَمُونَ(22)

ترجمه: پس سوال کنید از اهل ذکر اگر نمی دانید.

مراد از اهل ذکر، محمد(ص) و آل محمد(ص)  می باشند.(23)

این چهارده نور پاک، ذاکرند و خود، ذکرند. به عبارت دیگر آنان ذکر مجسم و تجسم ذکر هستند و به ذکر و یاد خدا دل اطمینان می یابد.

الاَ بِذِکراللهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ.(24)

بنابر روایات اهل بیت (ع)، مراد از ذکر در این آیه محبت و ولایت امیرالمومنین(ع) و محمد و آل محمد(ص) می باشد(25). پس کسی که ولایت و محبت امیرالمومنین (ع) را در دل داشته باشد ذاکر است و دل او اطمینان و آرامش دارد.

چنانچه علی بن ابراهیم در تفسیرش ذیل آیه یا ایُّهَا الَّذینَ آمَنُوا اذکُرُوااللهَ ذِکراً کثیراً، از قول معصوم(ع) نقل می کند الَّذینَ آمَنو، شیعه و ذکر الله امیرالمومنین و ائمه (ع) می باشند.(26)
بر اساس آنچه گذشت ما نیز بر آن شدیم تا با توجه به معانی این صفات کریمه و عمق و روح هریک، که راهگشایی برای طی مسیر پر فراز و نشیب زندگی هستند؛ در چند قسمت به جرعه ای از این اقیانوس بی کران الهی بپردازیم؛ باشد که مورد استفاده شما عزیزان قرار گیرد.
« الله» ( خداوند)
اسم مبارک« الله» چهار حرفست و اگر کسی بر آن واقف شود به حقیقت، همه اشیاء را می شناسد؛ چرا که آنها از او و با او و به سوی او و صادر شده از او می باشند، پس هر گاه « همزه» را انداختی باقی می ماند«لله» که اشاره است به « ولله کل شیء» یعنی همه چیز از اوست و اگر«لام» را انداختی و الف را گذاردی «اله» می شود که اشاره دارد به « وَ هُوَ الهُ کُلَّ شَیءٍ» هر چیزی به او موجود است. اگر«لام» و «الف» را انداختی « له» می شود، « وَ لَهُ کُلَّ شَی ءٍ» بازگشت هر چیزی به سوی اوست، اگر « لام» از کلمه « له» انداخته شود، «هُ» باقی ماند و « هو» لفظی است که دلالت دارد بر ینبوع (27)عزّت حضرت احدیت و لفظ «هو» مرکب است از دو حرف « هاء» و « واو». لفظ « هاء» اصل است نسبت به « واو»، چون « واو» از اشباع ضمه « هاء» پیدا شد، پس در واقع « هو» یک حرف است و دلالت دارد بر وحدت حضرت احدیت.

« الله»، اسم ذات خداوند و مستجمع(28) جمیع صفات کمال و جمال و جلال اوست.

خواص اسم اعظم خدا در سه اسم گذاشته شده که آن « بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الَّرحیم» می باشد و خاصیت اسم اعظم، در ولایت امیرالمومنین(ع) است.

« الله» اسم جامع و بزرگ و با عظمت حضرت واجب الوجود، جلّ و علا می باشد.

اسم اعظم، در اسمی است که اول آن « الله» و آخر آن « هو» می باشد.

امیرالمومنین(ع) در تفسیر کلمه « الله» می فرمایند: «اللهُ اسمٌ مِن اَعظَمِ اسماءِ الله عَزَّ وَ جَلَّ لایَنبَغی یُسَمّی بِهِ غَیرُهُ»(29)

ترجمه: « الله» اسم اعظم الهی است که شایسته نیست احدی خود را به این نام بخواند.

خواص:
1- 100 مرتبه در هر روز موثر است در رفع تمام مشکلات زندگی.

2- 1001 مرتبه در یک مجلس موثر است در رفع مشکلات و خطرات بزرگ زندگی.

3- 66 مرتبه، هر روز بعد از نماز صبح جهت حل مشکلات. در مداومت بر این تعداد تاکید شده است.

4- جهت شفای مریض، 100 آیه از قرآن خوانده ( بسم الله الرحمن الرحیم یک آیه محسوب می شود) سپس 7 مرتبه « یا الله» گفته شود. حضرت امیرالمومنین(ع) می فرمایند اگر این دستور را به سنگ بخوانند سنگ باز می شود. مریضی که تمام اطباء او را جواب کرده اند شفا می گیرد؛ حتی اجل محتوم (30)چند روزی عقب می افتد.

رسول اکرم(ص) فرموده اند: کُلُّ امٍر ذی بالٍ لَم یُبدَأ فیهِ بِبِسمِ الله فَهُوَ أبتَرُ.

ترجمه: هر کاری که بنام خداوند شروع نشود ناقص و بی نتیجه خواهد ماند.(31)

بدین جهت فرموده اند هر کاری که بنام خداوند شروع نشود ناقص و بی نتیجه خواهد ماند.(32)

بدین جهت فرموده اند هر کاری را با نام خدا شروع کنید. نقل شده از بعض اهل باطن که هر کس روزی 100 مرتبه بگوید:« هُوَ اللهُ الذَّی لاالهَ الاّ هُوَ»(33) خدا او را از اهل یقین گرداند و به مقام اهل تحقیق و درجات ارباب توحیدش رساند.

پاورقی:
1- اعراف/ 179.
2- طه/ 8.
3 - بحارالانوار/ ج4/ ص187/ روایت 2/ باب 3.
4-همان/(بیان)
5- بحارالانوار/ ج4/ ص187/ روایت 2/ باب 3.
6- بحارالانوار/ ج53/ ص47/ روایت 20/ باب 29.
7- بحارالانوار/ ج25/ ص22/ روایت 38/ باب 1.
8- بحارالانوار/ ج7/ ص321/ روایت 16/ باب 16.
9- اصول کافی/ ج1/ ص 143 / باب 4.
10-جمعه/10
11- - بحارالانوار/ ج74/ ص257/ روایت 55/ باب 15.
12- بقره / 152
13- - بحارالانوار/ ج3/ ص22/ روایت 329.
14-اصول کافی، ج4، ص 455.
15- مائده/ 35.
16- بحارالانوار/ ج25 / ص 22/ روایت 38/ باب 1.
17- بحارالانوار/ ج100 / ص 409/ روایت 67/ باب 6.
18 - بحارالانوار/ ج102 / ص 249/ روایت 9/ باب 10.
19- احزاب/ 41.
20- بحارالانوار/ ج22 / ص 176/ باب 2.
21 - اعراف/ 205.
22- نحل/ 43 و: انبیا/7.
23 - بحارالانوار/ ج9 / ص 125/ باب 1.
24- رعد/ 28.
25 - بحارالانوار/ ج23 / ص 184/ روایت 47/ باب 9 و نیز بحارالانوار/ ج35 / ص 405/ روایت 29/ باب 20.
26- بحارالانوار/ ج23 / ص 185/ روایت 53/ باب 9.
27- ینبوع: سرچشمه
28- مستجمع : شامل؛ دربرگیرنده.
29- بحارالانوار/ ج92/ ص232/ روایت 4/ باب 29.
30 - یعنی مرگی که در تقدیر الهی، قطعی و جاری شده است.
31 - بحارالانوار/ ج76 / ص 305/ روایت 1/ باب 58.
32 - بحارالانوار/ ج4 / ص 194/ روایت 2
33 - حشر/ 22 و 23.
منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=13526
« آخرين ويرايش: 09 فروردين 1388,ساعت 20:37:34 توسط HellGuard » خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« پاسخ #1 : 08 فروردين 1388,ساعت 17:07:26 »





رموز اسماء الهی (در بیان شرایط و آثار ذكر)
قسمت دوم:


همه مردم او را دوست می دارند!

در این قسمت به بیان گوشه ای از معانی و خواص صفات « الرَّحمن»، « الرَّحیم»، « ربّ » ،« مالك»، «احد» ، « صمد» ، « محیط »، «ولی»،«حیّ»،« قیّوم » ،«علیّ» و«عظیم» می پردازیم.
2-  الرَّحمن ( بخشنده)

الرَّحمنُ مَعناهُ الواسِعُ الرَّحمَةِ عَلی عِبَادِهِ(1)

ذات مقدسی كه صاحب رحمت شامله(2) است بر بندگانش از مؤمن و كافر و روزی دهنده ایشان است؛ بلكه رحمت واسعه او همه موجودات را فرا گرفته. رحمان و رحیم هر یك صفت مشبهه برگرفته از رَحم هستند مانند علیم از عِلم الآ این كه دامنه معنا در رحمان بیشتر است. معنای رحمان، بخشش عام خداوند است، اما لفظش از اسماء خاصه حق است. یعنی هیچ موجودی جز خدا به این لفظ نامیده نمی شود مگر به اضافه عبد«الرحمن»(3). رحمان، اسم حق تعالی به اعتبار جمعیت اسمائی كه مبدأ انبعاث وجود بر حقایق جمیع مراتب امكانیه است(4) و رحیم اسم خاص است از جهت فیضان كمالات معنوی بر اهل ایمان(5).
فقط حقیقت محمدیه(ع) به اعتبار نبوت، مظهر« رحمن» است و به اعتبار ولایت كلیه، مظهر اسم « رحیم» و به اعتبار وحدت و جامعیت مقام ولایت و نبوت مظهر كامل اسم اعظم(6). در انبیا، حقیقت خاتمیه(7)و در اولیاء حقیقت ولویّه حضرت علی مرتضی  و  ائمه بعد از او(ع)  مظهر تامه این نام هستند.
خواص:
نقل شده،هر كس اسم « الرحمن» و « الرحیم» را بعد از هر نمازی 298 بخواند همه مردم او را دوست می دارند و از اهل تحقیق(8) گردد.

در خواص الاسماء و مفاتیح النّجاة مذكور است: اگر كسی بعد از هر نمازی 100 مرتبه اسم « الرحمن» را بخواند در همه حال، مورد لطف و عنایت خداوند قرار می گیرد.

3- الرَّحیم ( مهربان)
الرّحیم مَعناهُ اَنَّهُ رَحیمٌ بِالمُؤمنینَ

و همچنان كه در كتاب شریف بحارالانوار است ذات مقدسی كه رحمت او مختص به مؤمنان است، در عاقبت امرشان(9). و كافران را از این رحمت، نصیبی نیست. لَقَولِهِ تَعالی وَ كانَ بِالمُومِنینَ رَحیماً(10) و به این اسم غیر خدا نیز نامیده می شود لیكن معنی آن خاص است چنانچه اشاره شد.
خواص:
برای برآمدن تمام حوائج دنیا و آخرت مداومت بر این اسم نافعست و هر كس این اسم را ورد خود قرار دهد سؤال نمی نماید از خداوند چیزی را مگر آن كه به او عطا می فرماید و اگركسی در مهمی فرو مانده باشد چون بر این اسم مداومت نماید گشایش در كارش پیدا شود. عدد كبیر اسم « الرحیم» 258 مرتبه می باشد.

4-  ربّ ( مربی – خالق)
الحَمدُ للهِ رَبَّ العالَمینَ(11)

ترجمه: ستایش خدای را كه پروردگار جهانیان است.

رب به معنی خالق مطلق یعنی خداست. پدر و استاد و غیره تربیت كننده هستند و تربیت آنان باید زیر نظر یك مربی بزرگ كه مربی او هم خداست قرار داشته باشد.

خداوند متعال در قرآن مجید می فرماید: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الأُمییّنَ رَسُولاً مِنهُم یَتلُوا عَلَیهِم آیاتِهِ وَ یُزَكّیهِم وَ یُعَلِّمُهُمُ الكِتابَ وَ الحِكمَةَ وَ ان كانُوا مِن قَبلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ(12)

ترجمه: اوست خدایی كه میان اعراب بی سواد، پیامبری بزرگوار از همان مردم برانگیخت تا بر آنان آیات وحی خدا را تلاوت كند و آنها را پاك سازد و شریعت و احكام كتاب سماوی و حكمت الهی بیاموزد؛ با آن كه پیش از این همه در ورطه جهالت و گمراهی بودند.

مربی از طرف خداوند، پیغمبر(ص)  قرار داده شده و تربیت بعضی، تحت تربیت این مربی قرار دارد. اگر مظهریت برای ربوبیت قائل شویم(13)، محمد(ص) و آل محمد(ص) واجد این مقام می باشند كه در این صورت تمام ممكنات باید زیر نظر ایشان تربیت شوند.
خواص:
هنگام گرفتاری با توجه قلبی به ربوبیت باری تعالی با یك نفس اسم « یا رب» خوانده شود. ( به هر تعداد كه ممكن است.)

5-  مالك ( دارا)
مالِكِ یَومِ الدّینِ  ترجمه: پادشاه روز جزاست(14).

مالك به دو معنی آمده یكی پادشاه و صاحب اختیار؛ و دیگری مالك وَ هُوَ مالِكُ المُلكِ وَ المَلَكوتِ

ترجمه: یعنی ذات مقدسی كه حقیقتاً مالك تمامی عوالم موجوات است و مالكیتهای دیگران بر آفریده های او موقتی، مجازی و عاریتی است.

خواص:
فرموده اند جهت توانگری و دوام ملك و بزرگی و تسلط و خَدَم و حَشَم(15) و مالك شدن املاك و غیره مداومت نماید بر اسم « یا مالك» واگر كسی روز جمعه پیش از طلوع آفتاب 1000 مرتبه این اسم را بخواند تمام حوائج دنیا و آخرت او برآورده شود.

عدد كبیر این اسم 90 می باشد.

6- احد ( یگانه- بی همتا)
قُل هُوَ اللهُ اَحَدٌ       بگو، او خدای یكتاست(16).


احد مربوط به ذات باری تعالی است كه نفی جزئیت می كند از ذات(17).
خواص:
1- برای راسخ و ثابت ماندن ایمان و اعتقادات صحیح در تمام مراتب زندگی در هر روز 13 مرتبه ذكر « یا احد» خوانده شود با توجه به حقیقت احدیت ذات باریتعالی.

2- جهت مغلوب نشدن در تمام مراتب و مراحل زندگی در یك مجلس، 1001 مرتبه « یا احد» خوانده شود.

3-برای كسب نورانیت از غذا، قبل از خوردن آن گفته شود:

لا الهَ الاّ اللهُ احَداً صَمَداً لاحَولَ و لاقُوَّةَ الاّ بِاللهِ

4- برای رفع ترس از عذاب قبر و آخرت و ناراحتی های دنیوی، به شرط تعمد بر انجام ندادن اعمالی كه عقوبت بدنبال دارد، شب، هنگام خواب به پهلوی راست خوابیده، گونه راست را روی كف دست راست گذاشته و 101 مرتبه بگوید:

لا الهَ الاّ اللهُ احَداً صَمَداً لاحَولَ و لاقُوَّةَ الاّ بِاللهِ

7- صمد( بی نیاز)
اللهُ الصَّمَدُ

ترجمه: خدا بی نیاز و همه به او نیازمندیم(18).

این اسم، فقط یك بار در قرآن آمده و تعلق آن منحصر به ذات اقدس الهی است. امام باقر(ع)  فرموده اند: صمد، بزرگی است كه بالاتر از وی، امر و نهی كننده ای نباشد(19).
خواص:
1- جهت رفع هر گرفتاری در هر روز 124 مرتبه ذكر « یا صمد» خوانده شود.

2- برای بستن دهان دشمن ذكر « الصمد» خوانده شود.( تعداد مشخصی ندارد).

8- محیط( در بر گیرنده)
واللهُ مُحیطٌ بِالكافِرینَ

ترجمه : و خدا بر كافران احاطه دارد(20).

محیط به كسی اطلاق می شود كه بر تمام ممكنات( یعنی موجودات) احاطه دارد.
خواص:
1- هنگام طلب علم، برای توانایی فوق العاده پیدا كردن در یادگیری و حفظ دانش( علمی كه ممنوعیت شرعی نداشته باشد) در هر روز 67 مرتبه ذكر « یا محیط» خوانده شود.

9- ولی ( صاحب اختیار- یار- دوست- سرپرست)
اللهُ وَلِیُّ الَّذینَ آمَنُوا

خدا یار اهل ایمان است(21).

ولایت، به معنی دوستی و محبت می باشد. خدا نسبت به اهل ایمان محبت دارد( محبت تشریعی)(22) و نیز به معنی یار می باشد، خدا یاری كننده اهل ایمان ( اهل بیت ع) است.

ولایت به معنی حكومت است و خداوند متعال بر تمام موجودات حكومت می كند لذا حكومت و ولایت مطلقه از آن خداست و مظهر ولایت، محمد(ص) و آل محمد(ص) و جانشینان بر حق آنان می باشند.

خواص:

1- برای جا گرفتن محبت خود و زیاد شدن آن در دل دیگری، مانند حضرت ولی عصر(عج)، در هر روز 46 مرتبه ذكر « یا ولی » خوانده شود.

2- برای مصون ماندن خانه در مقابل سیل، زلزله، دزد و بلایای دیگر اسم « یا ولی» را روی سطح داخلی ظرفی نوشته بعد داخل آن آب ریخته و در پای اركان خانه بریزند.

10- حی( همیشه زنده)
اللهُ لا الهَ الاّ هُوَ الحَیَّ القَیُّومُ

ترجمه : به حقیقت، خداوند یكتاست كه جز او خدایی نیست و زنده و پاینده است(23).

حیات خداوند، ذاتی است. او زنده ای است ازلی و ابدی(24) و حیات موجودات زنده نیز قائم به اوست.
خواص:
1- برای شفای مریض 19 مرتبه « حیّ» كنار او خوانده شده و به او دمیده شود.

2- برای جلوگیری از مرگ فجاة ( مرگ ناگهانی) بعد از هر نماز واجب 18 مرتبه در سجده گفته شود «یا حیّ».

3- در گفتن ذكر « الحیّ» به تعداد 18 مرتبه بعد از نمازهای واجب تاكید شده است.

4- برای جلوگیری از مرگ سكته 18 مرتبه ذكر « یا حیّ» و یا « الحیّ» خوانده شود.

5- برای شفای بیماری كه دیگر امیدی به شفای او به وسیله اطبا نیست، 1001 مرتبه ذكر « یا حیّ» كنار ظرف آب با قصد شفای بیمار گفته شود؛ سپس از آن آب به پیشانی و گونه های مریض مالیده و كمی هم به او بنوشانند.

6- جهت رفع اندوه دل در یك مجلس 1001 مرتبه « یا حیّ» خوانده شود.

7- برای طولانی شدن عمر اسم « حیّ» روی نگین انگشتری حك شود و همراه داشته باشد.

11- قیّوم ( همیشگی و پاینده)
اللهُ لا الهَ الاّ هُوَ الحَیُّ القَیُِومُ

ترجمه: الله، خدای یكتایی است كه جز او خدایی نیست و او زنده و پاینده است(25).

قیوم به وجودی اطلاق می شود كه قائم به ذات است. تمام موجودات حتی وجود مقدس حضرت مهدی(عج) قائم به غیر هستند ، اما ذات حضرت احدیت قائم به ذات است و قیومیت، منحصر به ذات اقدس احدیت می باشد.

خواص:

1- برای رفع مشكلی كه از هیچ طریق حل نشده 156 مرتبه ذكر « یا قیوم» خوانده شود.

2- برای رفع موانع دنیوی و اخروی 1001 مرتبه گفته شود: « یا حَیُّ یا قَیُّومُ یا لا اله الاّ اللهُ مُحمَّد رَسُولَ اللهِ عَلِیُّ وَلِیُّ اللهِ

3- برای جلوگیری از مشكلات، بر گفتن ذكر یا حَیُّ یا قَیّومُ به تعداد 19 مرتبه بعد از نمازهای واجب تاكید شده است.

12- علیّ( بلند مرتبه)
... وَ هُوَ العَلی العظیم

ترجمه: و او توانا و بالا و برتر و با عظمت است(26).

علی به كسی اطلاق می شود كه از نظر مرتبه و مقام از همه بالا و برتر است و در این مرتبه قاهر و محیط بر تمام ممكنات است.

خواص:

1- برای ادای دین و قرض و جلوگیری از فقر 110 مرتبه « یا علیّ » خوانده شود.

2- برای رفع بیماری وسواس، دست را روی سینه كشیده و بگوید: « بَسمِ اللهِ وَ بِاللهِ محمّد رَسُولُ اللهِ لاحَولَ وَ لاقُوَّةَ الاّ بِاللهِ العَلِیِّ العَظیمَ امحِ عنِّی ما أجِدُ ( این عمل را 3 بار تكرار نماید.)

3- برای غنی شدن از نظر مادی برای همیشه اسم « علی » روی نگین انگشتری حك شود و همراه داشته باشد.

13- عظیم ( بسیار بزرگ)
وَ هُوَ العَلِیُّ العَظیمُ

ترجمه : و اوست خدای بلند مرتبه با عظمت و بزرگ(27).

منظور از « عظیم» در معنی بزرگ، بزرگی نسب نیست، بلكه منظور، غیرقابل وصول و درك بودن است.
خواص:
1- برای نجات فوری از قرض سنگین 1002 مرتبه خوانده شود: سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِه ِ سُبحانَ الله العَظیمُ
2- برای وسعت رزق و روزی، 100 مرتبه گفته شود: سُبحانَ اللهِ وَ بِحَمدِهِ سُبحانَ اللهِ العَظیمُ

پاورقی:

1-بحارالانوار/ ج4 / ص 194/ روایت 2/ باب 3. ( بیان)
2 - بخشش فراگیر.
3 - نامیدن افراد به رحمان و رحیم و امثال آن محل اشكال است و ایراد دارد. اما نامیدن آنها به عبدالرحمان و عبدالرحیم و امثال آن نه تنها ایرادی ندارد كه پسندیده نیز می باشد.
4 - رحمان، نام خداوند بلند مرتبه است به اعتبار شامل بودن آن بر نامهای خداوند متعال كه آغازگه هستی و هستی بخش جملگی موجودات و ممكن الوجودهاست.
5 - و رحیم، نام خاصه خداوند است از جهت بارش كمالات خاص باطنی بر اهل ایمان واقعی.
6 - یعنی: تنها حقیقت مقام حضرت محمد(ع)، از جهت احراز مقام پیامبری كه رحمت عام و فراگیر خداوند است، مظهر حقیقی اسم رحمان است و نیز این مقام، به جهت شامل بودن مقام ولایت، كه مقام خاصه ای است، مظهر نام رحیم خداوند است و از جهت یكتا بودن و حاوی مقام ولایت و نبوت بودن، توأمان، مظهر اسم اعظم خدا كه واجد نامهای عامه و خاصه خداست، می باشد.
7- یعنی: حقیقت وجودی حضرت پیامبر در عوالم ربوبی.
8 - یعنی: كسانی كه در ایمان به باور حقیقی و اعتقاد واقعی دست یافته اند.
9 - بحارالانوار/ ج4/ ص 194/ روایت 2/ باب 3 ( بیان) .
10- احزاب/43.
11- فاتحه الكتاب/1.
12- جمعه/2.
13- یعنی اگر برای مقام ربوبیت خداوند، معتقد به وجود مظاهری در این عالم باشیم ...
14- فاتحة الكتاب/4.
15- خدمتگزاران و قراولان و پیشروان، كنایه از بزرگی و قدرتمندی.
16- اخلاص/ 1.
17- آنگاه كه بگوییم واحد( یكی)، پس از واحد می توان دو و سه و سایر اعداد را هم آورد و مقام و احدیت دارای مشابه است. واحدیت، ثنویت و ... اما آنگاه كه بگوییم احد( یكتا و بیچون)، دیگر برای وجود یكتا و بی مانند نمی توان و مثل و شبیه آورد. لذا مقام احدیت خداوند، شائبه هر گونه جزء و شبیه و قسم را دور می كند و ذات خدا را بی شریك و بی مانند می نمایاند.
18- اخلاص/ 2.
19- بحارالانوار/ ج3/ ص 223/ روایت 12/ باب 6.
20- بقره/ 19.
21- بقره/ 257.
22- عنی محبتی كه جلوه آن در راهنمایی ایشان توسط خداوند به واسطه دین الهی بروز می یابد.
23- بقره/ 255.
24- همیشه بوده و همواره خواهد بود.
25- بقره/ 255. یعنی تنها وجودی كه وجودش به خودش متكی است، خداوند است و وجود هر چیز جز ذات خداوند، متكی به اراده و وجود خداوند متعال است.
26- بقره /255.
27- بقره /255.
منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=13668
« آخرين ويرايش: 09 فروردين 1388,ساعت 21:21:29 توسط HellGuard » خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« پاسخ #2 : 08 فروردين 1388,ساعت 17:08:20 »





رموز اسماء الهی (در بیان شرایط و آثار ذكر)
قسمت سوم: راه یافتن به امور پنهانی


در این قسمت به بیان گوشه ای از معانی عمیق و آثار عجیب صفات «حلیم »، «خبیر »، «علیم» ، «حکیم» ، «بصیر» ، «سمیع» ، «حمید» ، «غنی» ، «واسع »، «رؤوف» ، «بَدیعُ الَّسمواتِ وَالأَرضِ »، «قابض» ، «باسط »،« قریب» ،« قدیر» ، «توّاب» ، خواهیم پرداخت.


14- حلیم( همیشه بردبار)

وَ اللهُ غَفُورٌ حَلیمٌ (و خدا، آمرزنده و بردبار است.(1) )

خداوند، حلیم است. یعنی در مجازات تبهکاران تعجیل( شتاب) روا نمی دارد و در مقابل جهالت بندگان، بسیار صبور است.

خواص:

برای پیدا کردن آرامش، بردباری و صبر در مقابل مشکلات، افراد و غیره در هر روز 88 مرتبه ذکر« یا حلیم» خوانده شود.

15- خبیر( همیشه آگاه)

وَ اللهُ بِما تَعمَلُونَ خَبیرٌ (همانا خدا بدانچه می کند داناست. (2))


خبیر به عالمی اطلاق می شود که به باطن همه اشیاء علم دارد و واقف به کلیه امور مخلوقات است.

خواص:

1- جهت راه یافتن به امری پنهانی هر روز 100 مرتبه ذکر « یا خبیر» گفته شود.

2- برای پی بردن به یک امر نهان- حتی امور برزخی و اطلاع پیدا کردن از حضرت مهدی( عج) – 812 مرتبه ذکر« یا خبیر» خوانده شود.

16- علیم( همیشه دانا)

« أنَّ اللهَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ (هر آینه خداوند به هر چیز، داناست. (3))


علم حضرت احدیت اضافه بر ذات او نیست بلکه عین ذات اوست، لذا خداوند، اموری را که مخلوقات، توان درک آنها را ندارند درک می کند و چیزی از او پنهان نبوده و نیست و هیچ مانعی او را از فهم و ادراک مطالب عاجز نمی گرداند ولی برای مخلوق چنین ناتوانی و عجزی وجود دارد.

خواص:

1- برای برخوردار شدن از علم اشراقی( علمی که اکتسابی نیست)(4) در هر روز 150 مرتبه « یا علیم» خوانده شود. بهترین وقت برای گفتن این ذکر، هنگام سحر می باشد و حداقل تعداد این ذکر 10 مرتبه در روز است.
العِلمُ نُورٌ یَقذِفُهُ اللهُ فی قَلبِ مَن یَشاءُ. (5)( دانش حقیقی، نوری است که خداوند پرتو آن را در دل هر کس که بخواهد می افکند. )

17- حکیم( راست گفتار و درست کردار)

انَّکَ انتَ العَلیمُ الحَکیمُ ( (خداوندا!) همانا تو دانا و حکیمی. )(6)

حکیم به ذاتی اطلاق می شود که قول و فعلش از سر حکمت و راستی است؛ ظاهر و باطن اشیاء را می داند و بر اساس حکمت و مصلحت عمل می کند.

خواص:

1- برای باز شدن دریچه ای از حکمت به عالم قلب و دل، بعد از نیمه شب 87 مرتبه ذکر« یا حکیم» گفته شود.

2- برای پیدا کردن گمشده یا معلوم شدن مجهولی بر ذکر « یا حکیم» در طی شبانه روز مداومت شود.

18- بصیر( ینای همیشگی)

انَّ اللهَ بِما تَعمَلُونَ بَصیرٌ (همانا خداوند به آنچه انجام می دهید، بیناست.)(7)


خداوند متعال بصیر به ذات است و برای دیدن، نیازی به آلت بینایی( چشم) ندارد و به همه امور چه پنهان، چه آشکار بیناست.(8)

خواص:

1- برای راه یابی به امور پنهان و بصیرت پیدا کردن در هر روز 101 مرتبه « یا بصیر» خوانده شود.

2- برای این که بهتر و سریعتر به نتیجه بالا برسند، 10 جمعه متوالی، بعد از نافله صبح تا قبل از ظهر، 302 مرتبه ذکر « یا بصیر» خوانده شود.

19- سمیع( همیشه و بسیار شنونده)

وَاللهُ سَمیعٌ عَلیمٌ (و خدا به اقوال و احوال همه شنوا و داناست. )(9)

اِنَّکَ انتَ السَّمیعُ العَلیمُ ( ( خداوندا) همانا تو شنونده دانا هستی.) (10)

انسان در شنیدن، علاوه بر نیروی شنوایی به آلت شنوایی(گوش) هم نیاز دارد ولی خداوند متعال، سمیع به ذات است، یعنی بدون نیاز به آلت شنوایی تمامی گفت و شنودها، سر و نجوا(11) ، جَهر(12) و اِخفا (13) و نُطقها و سکوتها را بی هیچ واسطه ای می شنود و همه برای او یکی است.

خواص:
برای استجابت دعا قبل از اذان صبح یا بعد از نماز نافله صبح ( بعد از اذان) 180 مرتبه ذکر« یا سمیع» خوانده شود.
تعداد کبیر این ذکر 180 و تعداد وسیط آن 18 و تعداد صغیر آن 9 می باشد.

20- حمید( ستوده و پسندیده )

انَّ اللهَ غَنیٌّ حَمیدٌ (همانا خداوند از خلق بی نیاز و به ذات خود ستوده است. )(14)

حمید، اوست که استحقاق حمد و ستایش دارد و در حال شدت و رخاء (15) مورد ستایش قرار می گیرد. اوست که ابتدا خلقت نموده و اوست حکیمی که در افعال او غلط و خطا وجود ندارد.

خواص:

1- برای متخلق شدن (16) به اخلاق خدایی و رفع صفت لغوگویی و فحاشی در هر روز 62 مرتبه ذکر « یا حمید» خوانده شود.

2- برای رفع صفت لغوگویی و فحاشی شخصی که به راحتی قابل اصلاح نیست، اسم « یا حمید» و یا «الحمید» داخل ظرفی نوشته شود، سپس درون آن آب ریخته تا نوشته ها شسته شوند و بعد به شخص مورد نظر داده شود که بنوشد.

3- برای رسیدن به منظور بالا( مورد 2) کنار غذایی که شخص قصد خوردن آن را دارد 62 مرتبه ذکر« یا حمید» خوانده شود.

21- غنی( همیشه بی نیاز)

اِنَّ اللهَ غَنیٌّ حَمیدٌ، (همانا خداوند، بی نیاز ستوده است.)(17)


خداوند متعال، غنی مطلق است،(18) طبق فرمایش قرآن کریم، تمام ممکنات در قبال او فقیر هستند: یا ایُّها النّاسُ انتُمُ الفُقَراءُ الَی اللهِ وَ اللهُ هُوَ الغَنِیُّ الحَمیدُ (ای مردم! شما همگی به درگاه خداوند متعال نیازمند و محتاجید و تنها خداست که از هر چیز بی نیاز و غنی بالذّات و ستوده است.)(19)

خواص:

1- برای جلوگیری از فقر و بهبودی وضعیت مالی در هر روز 100 مرتبه ذکر« یا غنی» خوانده شود.

2- برای رفع شدید و ضیق معیشت و همچنین غنای معنوی 10 جمعه متوالی هر بار 1060 مرتبه ذکر « یا غنی» گفته شود.

3- برای نجات پیدا کردن از فقر و زیاد شدن روزی در هر روز 110 مرتبه این دعا خوانده شود: اللّهُمَّ اغننِی بِحَلالِکَ عَن حَرامِکَ وَ بِفَضلِکَ عَمَّن سِواکَ،(20) این دعا را حضرت رضا(ع)  در عالم خواب به مرحوم ملا زین العابدین گلپایگانی، استاد میرزای شیرازی، سفارش فرمودند.

22- واسع( گشایشگر و بی نیاز)

واللهُ واسِعٌ عَلیمٌ،(خدا به حقیقت، توانگر و داناست.)(21)


واسع، آن غنی مطلق است که فقر را برطرف می کند و تمام حاجات را برآورده می کند و به رزق، وسعت می بخشد.

خواص:

1- برای وسعت رزق در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.

2- برای وسعت پیدا کردن علم در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.

3- برای رفع خوف و ترس دل در هر روز 137 مرتبه ذکر« یا واسع» خوانده شود.

23- رؤوف( بسیار مهربان)

انَّ اللهَ بِالنّاسِ لَرَئوفٌ رَحیمٌ (همانا خداوند بر مردم، رئوف و مهربان است.)(22)

خداوند صاحب رأفت و مهربانی توأم با نوازش است و او رحمان است و رحیم؛ و رئوف، به معنی رحمان است و مراد از رأفت و رحمت واسعه خداوند، محمد و آل محمد(ع)  هستند و اگرچه همه اهل بیت، مظهریت نام خدا را دارند، در میان این دودمان پاک، رأفت صفت زبانزد حضرت علی بن موسی الرضا(ع)  می باشد.

خواص:

1- برای کشیدن دل شخصی( اشخاصی) به سوی خود و مهربان کردن او در هر روز 10 مرتبه ذکر« یا رؤوف» خوانده شود.

2- اگر کسی به شما ظلمی کرده و می خواهید نسبت به شما مهربان و از ستم خود نادم( پشیمان) شود و حتی عذرخواهی کند، در روز جمعه، بعد از نماز صبح 200 مرتبه ذکر« یا رؤوف» بگویید.

24- بَدیع

بَدیعُ الَّسمواتِ وَالأَرضِ (هم او آفریننده آسمانها و زمین است.)(23)


خداوند مبدع است؛ یعنی ابداع کننده خلق از عدم به وجود. هیچ مخلوق یا ممکنی در هیچ مقامی مبدع نیست جز خداوند متعال، حتی 14 معصوم.

خواص:

برای راه یافتن به علوم غریبه، روز شنبه که متعلق به این امر است، به نیت این عمل، غسل انجام داده و دو رکعت نماز، مثل نماز صبح خوانده و سپس هفتاد هزار مرتبه بدون توقف و حرف زدن در بین ذکر گفتن، ذکر« یا بدیع » بگوید؛ سپس به تعداد 700 عدد حرف « ز» را روی کاغذ سفیدی نوشته و هنگام غروب آفتاب کاغذ را در قبرستان زیر خاک مدفون سازد و در حین مدفون کردن کاغذ، 70 مرتبه بگوید: یا مُبدِعُ یا عَلاّمُ. توجه شود که هنگام دفن کاغذ، کسی نباید عامل را ببیند. در موقع گرفتن ذکر« یا بدیع»، اگر در حالات عامل، تغییری غیر عادی پیش آید، نباید بترسد. زنان، بدون اذن شوهران خود، اجازه این کار را ندارند و توفیق نمی یابند. (24)

25- قابض( گیرنده و گردآورنده)

وَاللهُ یَقبِضُ وَ یَبسُطُ (و خدا در فرو می گیرد و برمی گشاید.)(25)


معنی دیگر قابض، مالک است. یعنی همه ممکنات در ملکیت خداوند می باشند. از ذکرهای دائمی حضرت عزرائیل(ع)، « یا قابض» می باشد.

خواص:

برای گرفتن حق از غاصب حق، 903 مرتبه ذکر « یا قابض» خوانده شود.

26- باسط ( گشاینده، دهنده)

وَاللهُ یَقبِضُ وَ یَبسُطُ (و خدا در فرو می گیرد و برمی گشاید. )(26)


باسط، منعمی (27) است مفضل(28). خداوند متعال، دست دهنده دارد. منعم حقیقی، اوست و تمامی نعمات در ید او و مخلوق اوست. مظهر اسم« باسط» خداوند در این زمان، وجود مقدس حضرت مهدی(عج) است و وسیله ایصال(29) کل نعمات، ایشان می باشند. « یا باسط»، از ذکرهای دائم حضرت میکائیل(ع) است.

خواص:

1- جهت جلوگیری از فقر، بخل، مرض و برای غنی شدن از نظر مادی در هر روز بین الطلوعین( بعد از طلوع فجر تا قبل از طلوع آفتاب) 10 مرتبه « یا باسط» خوانده شود.

27- قریب( نزدیک)

وَ اذا سَأَلَکَ عِبادی عَنّی فَإنّی قَریبٌ

( ( ای رسول!) هرگاه بندگان من از دوری و نزدیکی من از تو بپرسند، من به آنها نزدیکم. )(30)

حق تعالی، به واسطه علمش بر همه موجودات و خلوقات، حتی از خودشان به آنها نزدیکتر است و هیچ پرده ای در برابر قرب او قرار ندارد؛ اما این حجابهای نورانی و ظلمانی ماست که سبب می شود از نور الهی کمتر بهره مند شویم وگرنه خدا از رگ گردن به ما نزدیکتر است.

خواص:

جهت رفع تمام دشواریها در هر روز 312 مرتبه « یا قریب» ( و یا حداقل 30 مرتبه) خوانده شود.

28- قدیر( بسیار و همیشه توانا)

إنَّ اللهَ عَلی کُلِّ شَیءٍ قَدیرٌ (همانا خداوند بر همه چیز قادر است.)(31)


القَدیرُ فَعیلُ وَ الفَعیلُ أبلَغُ مِنَ الفاعِلِ، قدیر بر وزن فعیل است و فعیل در توان، قدرتمندتر و رساتر از فاعل است. قدیر، ذات مقدسی است که بر هر امری که مشیّت و اراده او بدان تعلق گیرد توانا است و در ایجاد هیچ ممکنی عاجز نیست و بیرون رفتن از تصرف او محال است. وجوب ذاتی او از همه جهات و حیثیات و حقیقت او، صرف همه کمالات است و هیچ یک از کمالات او محدود نیست بلکه نامتناهی می باشد.

اقرار به این مطلب، امری است فطری همچنان که اقرار به اصل وجود صانع عالم از فطریات کافه مصنوعات(32) است و همه اشیا از ذَوی العقول(33) و علویات (34) ، سفلیات(35) و مجردات(36) و مادیات، به آن معترفند. همچنین همه آنها به اقتضای فطرت اصلیه ذاتیه خود اقرار دارند که تنها خدا، قادر متعال است.

خواص:

هر کس اسم « القدیر» را در وقت وضو بسیار بگوید بر دشمن غالب شود و به جهت قوت قلب و تسلط بر امور و اندازه قرار دادن هر چیزی این ذکر، مجربست. برای این قسم، تعداد ذکر نشده است و باید بر آن مداومت نمود.

29- تواب( بسیار رجوع کننده- توبه پذیر)

إنَّهُ هُوَ التَّوّابُ الرَّحیمُ (همانا او توبه پذیر و مهربان است.)(37)


یکی از وسایلی که به وسیله آن می توان پس از ارتکاب معصیت و غفلت دوباره به پیشگاه خداوندی تقرب پیدا کرد توبه است. خداوند مهربان، بلافاصله بعد از ندامت و عزم بنده بر ترک معاصی، پذیرای توبه عبد می شود. مرحله نخست توبه، ندامت است و هم در این مرحله است که بخشش و غفران و محبت خداوند، شامل حال بنده می شود. چنانچه قرآن کریم نیز می فرماید:

إنَّ اللهَ یُحِبُّ التَّوّابینَ و یُحِبُّ المُتَطَهَّرینَ (همانا خدا آنان را که پیوسته به درگاهش توبه و انابه (38) کنند و نیز پاکیزگان که از هر آلایش دورند را دوست می دارد. )(39)

 امام باقر(ع)  نیز در توصیف وسایل قرب به خدا و پذیرش توبه می فرمایند: رشته اتصال بین رضوان خدا و مخلوقات، ما هستیم.(40)

خواص:

به جهت نجات از وسوسه های شیطانی و ترس از جن هر روز بعد از نماز صبح 30 مرتبه ذکر « التواب» خوانده شود و در هنگام گرفتاری شدید به وسوسه، به تعداد کبیر این اسم که 409 مرتبه می باشد ذکر گفته شود.

پاورقی:

1- بقره/ 255.
2- بقره/ 234.
3- بقره/ 231.
4-علم الهامی.
5- در بحارالانوار/ج70 /ص139/ روایت5/ باب 52، مضمون عبارت فوق به صورت دیگری آمده است: وَالعِلمُ نورٌ یَقذِفُ اللهُ فی القَلبِ مَن یُریدُ ان یَهدِیَهُ.
6- بقره- 32
7- بقره/ 110.
8- چرا که اگر ذات اقدس اله، العیاذ بالله، برای دیدن به آلتی مانند چشم نیازمند باشد، آنگاه محتاج به غیر خود است و هر چیز که محتاج به غیر خود است، ناقص است و خداوند از هر نقصی مبراست.
9- بقره/ 224.
10- بقره/ 127.
11- گفتگوی پنهان و در گوشی .
12- صدای بلند.
13- صدای آهسته.
14- بقره/ 267.
15- آسانی و راحتی.
16- یعنی مجهز شدن به اخلاق و صفات.
17- بقره/ 267.
18- یعنی هرگز، در هیچ جا و از هیچ بابتی، به هیچ چیز و هیچ کس و .... محتاج نیست.
19- فاطر/15.
20- این دعا در: بحارالانوار/ ج86/ ص44/ روایت54/ باب38 و نیز بحارالانوار/ ج87/ ص317/ روایت13/ باب13 آمده است.
21- بقره/ 247و261و268- آل عمران/73- مائده/54 – نور/32.
22- بقره/123.
23- بقره/117 و انعام/101.
24-« علوم غریبه» یا علوم« فاطمی»، دانشهایی نهانی است که به واسطه آنها می توان در قوای طبیعی و نیز در عالم ملکوت رسوخ کرد و بر برخی حقایق آگاهی یافت و به بعض امور ناشدنی دست یازید.
25- بقره/ 245.
26- بقره/245.
27- نعمت دهنده.
28- برتر و بالاتر از سایرین .
29- رسیدن نعمات از حضرت احدی به مخلوقات.
30- بقره/186.
31- بقره/ 20و 106 و 109و 148 و 259- آل عمران/ 165- نحل/77 – نور45- عنکبوت/20- فاطر/1 و طلاق/12.
32- همه مخلوقات.
33- موجودات فاقد قدرت اندیشه.
34- موجودات عوالم بالا و روحانی، مانند ملائک.
35- موجودات عوالم پایین مانند سنگ و گیاه و حیوان.
36- موجوداتی که از مکان و محدودیتهای مادی، فارغند.
37- بقره/ 37 و 54.
38- زاری و شیون از بابت پشیمانی از ارتکاب معاصی.
39- بقره/ 222.
40-بحارالانوار/ ج25/ ص22/ روایت38/ باب1.
منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=13737
« آخرين ويرايش: 09 فروردين 1388,ساعت 21:21:58 توسط HellGuard » خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« پاسخ #3 : 08 فروردين 1388,ساعت 17:09:43 »





رموز اسماء الهی(4)
متوجه كردن دلها به سوی خود

در این قسمت به بیان گوشه ای از مفاهیم عمیق و آثار عجیب صفات «اله» ، « واحد» ، «شكور» ، «غفور» ،« وهاب »، «سمیع » ، «الدعا» ، «قائم» ، «شهید »، «الرقیب» ، «حسیب »، «العَفُوّ» ، «الوكیل »، «مُقیت» ، «محیی» ، «ممیت» ، «نعم المولی و نعم النصیر» ، «قوی» خواهیم پرداخت.

30- إله ( معبود)

إلهاً واحِداً وَ نَحنُ لَهُ مُسلِمُونَ


- ( خداوند یكتا، همان) معبود یگانه است و ما مطیع فرمان اوییم.(1)
اله تمام اشیاء خداست؛ یعنی موجودیت تمام اشیاء به وجود مطلق او وابسته است. ( به شرح « الله» مراجعه شود.)

31- واحد( یكتا و یگانه)

إلهاً واحِداً وَ نَحنُ لَهُ مُسلِمُونَ

- ( خداوند یكتا، همان) معبود یگانه است و ما مطیع فرمان اوییم.(2)

فاعل بافعل، ذات حضرت احدیت است و بس؛ یعنی در ذات و صفات یگانه است. اگر بخواهیم خداوند متعال را به « یا واحد» بخوانیم هیچ توجه به اعداد نیست.

خواص:

1- برایمتوجه كردن دلها به سوی خود در هر روز 10 مرتبه ذكر« یا واحد» خوانده شود.

32- شكور( بسیار سپاس پذیرنده و پاداش دهنده)

فَانَّ اللهَ شاكِرٌ عَلیمٌ


- به درستی كه خدا سپاسگزار داناست.(3)

شكور، معطی اجر جزیل(4) را گویند: یا مَن یُعطِی الكَثیرَ بِالقَلیلِ(5) یعنی در مقابل عملی كوچك اجر بزرگ عطا می كند.

خواص:

1- به جهت شفای چشمی كه بسیار رمق دیده( بسیار درد می كند) با وضو به مقداری آب 40 مرتبه اسم «الشكور» خوانده و سپس چشم را با آن شستشو دهد.

2-برای وسعت رزق و معیشت بعد از نماز صبح 526 مرتبه در یك مجلس ذكر « الشكور» گفته شود.

33- غفور( غافر) ( همیشه آمرزنده و پوشاننده)

إنَّ اللهَ غَفورٌ رَحیمٌ - همانا خدا آمرزنده و مهربان است.(6)


غفور به كسی اطلاق می شود كه بسیار رحیم است و گنهكاری را كه به او رجوع كرده مورد بخشش و مغفرت قرار می دهد.

خواص:

1- اگر كسی معصیتی كرده اما پشیمان است و نمی خواهد در دنیا، برزخ و آخرت رسوا شود( حتی در مقابل فرشتگان) ظهر روز جمعه، 1286 مرتبه ذكر« الغفور» را بخواند.

2-به جهت رفع وسواس شیطانی حتی در عبادات، هر روز بعد از نماز صبح 100 مرتبه ذكر« الغفور» خوانده شود.

34- وهاب( بسیار بخشنده)

إنَّكَ أنتَ الوَهّابُ - ( بار خدایا!) همانا كه تو بسیار بخشنده ای.(7)


خداوند متعال معطی بلاعوض(8)است و در مورد خواسته ها هیچ محدودیتی برای درخواست كننده از او وجود

ندارد.

بخشش خداوند دو نوع است:

1-بخشش عام: در دعای ماه رجب می خوانیم:

یا مَن أرجُوهُ لِكُلِّ خَیر وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِندَ كُلِّ شَرٍّ یا مَن یُعطِی الكَثیرَ بِالقَلیلِ یا مَن یُعطی مَن سَأَلَهُ یا مَن یُعطی مَن لَّم یَسأَلهُ وَ مَن لَم یَعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ وَ رَحمَةً ...(9)

2-بخشش خاص: كه صفت « وهابیت» خداوند متعال، مربوط به بخشش های خاص اوست.

خواص:

1- به جهت استفاده از بخششهای مادی خدا و غنای مادی، در ثلث آخر هر شب، در سجده 14 مرتبه ذكر« یا وهاب» خوانده شود.
2- برای برخوردار شدن از بخششهای خاص خدا و ریشه كن شدن كلی فقر در هر شبانه روز، 100 مرتبه ذكر« یا وهاب» خوانده شود.
3- برای برخوردار شدن از عطایا و عنایات خاصه خداوند در هر زمان كه حال خوشی پیدا شود خدا را این گونه خطاب نماید:

یا واهِبَ العَطایا أعطِنی

35- سمیع الدعا: مجیب الدعا ( شنونده و اجابت كننده دعا)

إنَّكَ سَمیعُ الدُّعاء - ( خداوندا!) همانا تو شنونده و پاسخ دهنده دعا هستی.(10)

خواص:

1- مداومت بر این اسم شریف،موجب استجابت دعاست.

2- نوشتن این اسم بر ظرف چینی با مشك و زعفران و شستن آن با روغن گل و چكانیدن آن در گوش كر موجب شفاست.

عدد كبیر اسم « سمیع الدعاء»، 180، وسطش 18 و صغیرش 9 است. در روز، حداقل 9 مرتبه این اسم خوانده شود.

36- قائم( ایستاده)

... وَ أولوالعِلمِ قائماً بِالقِسطِ - و صاحبان علم برپادارندگان عدل و دادند.(11)


خواص:

1- هر كه چهل روز مواظبت نماید به عدد كبیر اسم « القائم» ( 151 مرتبه) بعد از نماز صبح برای او قدرت عالی در زبون ساختن نفس سركش پدید آید و رازهایی مخفی در این اسم وجود دارد.

2- به جهت طولانی شدن عمر تا ظهور حضرت مهدی( عج)  در هر شبانه روز 151 مرتبه ذكر « یا قائم» خوانده شود.

37- شهید( گواه و كسی كه چیزی بر او پنهان نباشد)

وَاللهُ شَهیدٌ عَلی ما تَعمَلُونَ - و خداوند گواه حاضر است بر آنچه كه می كنید.(12)


شهید بر وجودی اطلاق می شود كه هیچ غیبی برای او وجود ندارد و بر همه اسرار واقف است و در همه جا حاضر و ناظر می باشد.

خواص:

1- برای آگاه شدن از امور پنهانیدر هر شبانه روز 70 مرتبه ( یا بیشتر) ذكر « یا شهید» خوانده شود.

2- برای پیدا شدن گمشده، بر روی چهار گوشه كاغذ سفید، اسم « یا شهید» و در وسط آن، اسم گمشده را بنویسد؛ سپس در هفت روز متوالی، در هر روز 7 مرتبه گفته شود « یا شَهیدُ ألحِق» و در این هفت روز، كاغذ همراه شخص باشد.

38- الرقیب ( حافظ و دیدبان قوم)

إنَّ اللهَ كانَ عَلَیكُم رَقیباً – به درستی كه خدا بر شما نگهبان باشد.(13)


« الرقیب» به معنی صاحب اختیار هم آمده است، « الرقیب» ذات مقدسی است كه نگاهدارنده و مراقب و ناظر مخلوقات است در جمیع احوال، چیزی از حالات ایشان بر او مخفی و پوشیده نیست و اختیار همه با اوست.

خواص:

1- به جهت رفع مرضی كه طولانی شده در دهانه كوزه یا پارچ، چند مرتبه اسم« یا رقیب» نوشته شده و درون آن آب ریخته و سپس مقداری از آن آب را به مریض بنوشانند.

2- مداومت بر اسم « یا رقیب» غفلت را از دل بیرون می كند.

3- خواندن اسم « یا رقیب» به تعداد 7 مرتبه برای دفع دشمن قوی مجربست.

4- مداومت بر این اسم برای حفظ مال و عیال از جمیع بلایا نافع است. عدد كبیر « یا رقیب»، 312 مرتبه و عدد وسط آن 33 مرتبه می باشد.

39- حسیب( شمارنده – محاسب)

كَفی بِاللهِ حَسیباً - خدا برای محاسبه خلق كافی است.(14)


خداوند، تمام افعال ما را از نیك و بد بَر می شمارد و به آنچه در نهان و آشكارا انجام می شود عالم است، لذا در حدیث آمده است:

حاسِبوا أنفُسَكُم قَبلَ أن تُحاسِبوا.

ترجمه: به حساب خود رسید قبل از این كه به حساب شما برسند.(15)

خواص:

1- جهت نظم پیدا كردن در كارها روزی 80 مرتبه ذكر« یا حسیب» گفته شود.

2- جهت دفع شر دشمنی كه شرش غیر مستقیم می رسد، مداومت بر این ذكر نافع است.

40- العَفُوّ ( محو كننده گناهان- بسیار بخشنده)

إنَّ اللهَ كانَ عَفُوّاً غَفُوراً(16)- همانا خداوند آمرزنده و بخشنده است.

العَفُوُّ مُشتَقٌ مِنَ العَفو عَلی وَزنِ فَعولِ وَ العَفُوُ المَحوُ(17)

« عفو» در لغت به معنی پاك نمودن و محو كردن است. « العفو» ذات مقدسی است كه با نهایت كمال و قدرت و عظمت و جلالت خویش در صدد انتقام بر نمی آید و محو كننده گناهان مهلكه ( میراننده دل و جان ) است و به اندك بهانه ای از آنها می گذرد و بنده، هر اندازه گناه كرده باشد چون به در خانه او رود عفو می گردد:

مـا مـحـو تـجـلـی الـهـــیـم
آسوده ز حُبّ مال و جاهیمعریان ز لباس خود پرستیوارسته ز جُبّه(18)و كلاهیمهـمواره بـه مسنـد قـنـاعـتدر كشـور فـقـر پـادشـاهیمداریم امـید عفـو، هـر چـنـدمستـغـرق لـُجـّه(19)گـنـاهـیـم
خواص:

1-به جهت محو و بخشوده شدن گناهان و كسب نورانیت در طی شبانه روز بر اسم « العفو» مداومت شود.

2- جهت رفع وسواس در عبادات و نجاسات، این ذكر زیاد خوانده شود.

3- مداومت بر اسم شریف« العفو» جهت آمرزش گناهان و توفیق یافتن به توبه، نافع است.

4- در مفاتیح النجاة نقل كرده اند كه هر كس این ذكر را بسیار بخواند وسواس از او زایل شود.

41- الوكیل( كفیل، قائم به حفظ حقوق)

وَ كَفی بِاللهِ وَكیلاً - و خداوند برای نگهبانی و كفالت عالم، كافی است.(20)


خداوند متعال بهترین كفیل و وكیل است و تمام انسانها باید به او اعتماد كنند. او ایشان را كفایت می كند همچنان كه در قرآن مجید می فرماید: حَسبَُنَا اللهُ وَ نِعمَ الوَكیلُ(21)

و یا: وَ مَن یَتَوَكَّل عَلَی اللهِ فَهُوَ حَسبُهُ.(22)

خواص:

1- به جهت مصونیت در هنگام شنا در دریا( به شرط رعایت اصول عقلانی یعنی آشنایی با شنا یا طوفانی نبودن دریا)، 66 مرتبه ذكر « الوكیل» خوانده شود.

2- برای مصون ماندن خانه و اثاثیه و اتومبیل از خطرات و آفات و آتش سوزی، 66 مرتبه ذكر « الوكیل» خوانده شود.

3- به جهت رفع شرّ دشمن، 66 مرتبه ذكر « الوكیل» خوانده شود.

42- مُقیت( حافظ، نگهبان)

وَ كانَ اللهُ عَلی كُلِّ شَیءٍ مُقیتاً - و خداوند بر همه نیك و بد اعمال خلق مراقب است.(23)


المُقیتُ مَعناهُ الحافِظُ الرَّقیب وَ یُقالُ بَل هُوَ القَدیرُ(24)- « مقیت»، به معنی نگهبان و محافظ دائمی است و به معنای توانمند نیز آمده است.

در كتاب بحارالانوار به معانی متعدد زیر نیز آمده است: حافظ، نگهبان و صاحب قدرت و سیطره كامل بر ممكنات و آفریننده رزقها و طعامها و رساننده آنها به جمیع اعضای بدنها.

خواص:

1- به جهت شفا پیدا كردن مریضی كه مأیوس از زندگی است اسم « المقیت» را به تعدادی كه جا بشود در ظرفی نوشته، روی آن آب ریخته و به مریض بنوشانند.

2- به جهت وسعت رزق در شبانه روز 55 مرتبه ذكر « المقیت» خوانده شود( مداومت بر این اسم مبارك برای توسعه رزق لازم است.)

3- برای برآمدن حوائج و مقاصد، نوشتن این اسم بر كوزه پرآب و نوشیدن از آن مجرب است.

43و 44- محیی( زنده كننده) / ممیت( میراننده)

لا الهَ الاّ هُوَ یُحیی وَ یُمیتُ - هیچ خدایی جز او نیست كه او زنده می كند و او می میراند.(25)


« محیی»، خداست. وجود دلالت بر هستی دارد و ضد وجود، نیستی و عدم است. تمام موجودات و مخلوقات مسبوق به عدم هستند.(26) خداوند متعال، حیات و ممات را از سر حكمت و برای آزمودن جوهر حقیقی ما خلق كرده است: الَّذی خَلَقَ المَوتَ وَ الحَیوةَ لِیَبلُوَكُم أَیُّكُم أحسَنُ عَمَلاً - اوست خدایی كه مرگ و زندگانی را آفرید تا ( جوهره) شما را به نیك و بد عملتان بیازماید.(27)

او برای موجودات حیات را قرار داده و جز وجه او، هر موجودی كه حیات دارد ممات هم دارد: كُلُّ مَن عَلَیها فانٍ وَ یَبقی وَجهُ رَبِّكَ ذُوالجَلالِ وَالاكرامِ(28)

خواص محیی:

هر كسی مدت یك اربعین ( 40 روز ) بر اسم « یا محیی» مداومت كند و هر روز به تعداد 1740 مرتبه آن را بگوید، عالِم گردد؛ به نوعی كهدر فهم و ادراك و حافظه خود متحیر گردد و چیزی برای وی مجهول نماند و در هر موقعی بخواهد هر مساله و هر مشكلی كه لاینحل باشد، با خواندن این اسم باذن الله معلوم كند.

خواص ممیت:

هر گاه نفس اماره بر شخصی غالب گردد و او بخواهد نفس را تحت سیطره خویش در آورد، در موقع خواب، دست بر سینه خود نهد و 100 مرتبه بگوید« یا ممیت» و آنقدر تكرار كند تا بخوابد، خدا او را بر نفسش مسلط فرماید. اگر در آخر ماه به نیت قلع و قمع هر جباری، 1001 مرتبه بخواند، آن ستمگر هلاك شود. ختم این اسم برای دفع خصم به مدت چهل روز، هر روز 1470 مرتبه مجرب است.

45- نعم المولی و نعم النصیر( چه خوب سرپرست و یاوری!)

وَ ان تَوَلَّوا فَاعلَمُوا أنَّ اللهَ مَولیكُم نِعمَ المَولی وَ نِعمَ النَّصیرُ


ترجمه: و اگر آن كافران به دین خدا پشت كرده اند، شما مومنان غم مخورید و بدانید كه خدا سرپرست شماست؛ چه خوب سرپرستی! و چه خوب یاوری!

خواص:

1-جهت رفع حاجات هر روز 350 مرتبه ذكر« نعم المولی و نعم النصیر» خوانده شود.

2- به جهت دفع خصم و غالب شدن به دشمن، هنگام بروز خطر از جانب آن بر خواندن این اسم به تعداد 350 مرتبه در هر روز مداومت شود و برای گرفتن نتیجه سریعتر، روز جمعه بعد از طلوع آفتاب خدا را به این اسم بخوانید. ( به همین تعداد)

46- قوی ( توانا – قدرتمند)

إنَّ اللهَ قَوِّیٌ شَدیدُ العِقابِ - همانا خدا توانا و سخت كیفر است.(29)


قدرت و قوت را غالباً توانایی معنا می كنند. خداوند متعال، قوی است و قدرت او عین ذات اوست نه اضافه بر ذات؛ یعنی خداوند، قادر به ذات است نه قادر به قدرت؛ چون قدرت خدا ذاتی است نمی توان گفت كه خدا هست ولی قدرت ندارد، لذا در دعای عدیله این گونه می خوانیم: كانَ قَویّاً قَبلَ وُجودِ القُدرَةِ وَ القُوَّةِ

ترجمه: قوی بود خداوند قبل از آن كه قدرت را خلق كند.

خدا، خالق قدرت و توانبخش موجودات و قوی مطلق است و تمام ممكنات واجد صفت ضعفند(30) « لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ الاّ بِاللهِ».

خواص:

برای سرنگون كردن دشمن، مقداری آرد را خمیر كرده و تعداد 1000 گلوله به اندازه فندق از آن تهیه كنند. در حین ساخت گلوله ها به هر گلوله یك مرتبه ذكر « القوی» بخوانند و تدریجاً آنها را به یك یا چند پرنده حلال گوشت در یك یا چند روز بدهند تا آن را بخورند.

پاورقی:

1- بقره/ 133.
2- بقره/ 133.
3- بقره/ 158.
4- بخشنده و عطاكننده پاداش ارزنده.
5- دعای رجبیه: بحارالانوار/ ج47/ ص36/ روایت35/ باب4.
6- بقره/ 173 و 182 و 199- آل عمران/ 31- مائده/ 34 و 39 و 98- انفال/ 69- توبه/5 و 99 و 102- نور/62- حجرات/14- ممتحنه/12- مزمل/20.
7- آل عمران/ 8 و ص/ 35.
8- یعنی در ازای چیزی كه می بخشد، توقع بازگشتی ندارد.
9- دعای رجبیه: بحارالانوار/ ج47/ ص36/ روایت35/ باب4
10- آل عمران/ 38.
11- آل عمران/ 98.
12- آل عمران/ 98.
13- نساء/1.
14- نساء/6 و احزاب/39
15- بحارالانوار/ ج77/ ص183/ روایت 10/ باب 7 و نیز: بحارالانوار/ ج71/ ص265/ روایت 8/ باب 76 و بحارالانوار/ ج8/ ص145/ روایت 67/ باب23 ( حاسبوا نفوسكم ... ).
16- نساء/ 43.
17- بحارالانوار/ ج4/ ص199/ روایت 2/ باب 3 ( بیان).
18- ردایی كه بر دوش افكنند.
19- دریای عمیق.
20- نساء/ 81 و 132 و 171- احزاب/ 3 و 48.
21- الطلاق/3: خدا ما را بس است و هم او بهترین وكیل در امور ماست.
22- هر كس كه به خدا توكل كند، خداوند بر كار او بسنده است.
23- نساء/ 85.
24- بحارالانوار/ ج4/ ص203/ روایت2/ باب3 ( بیان)
25- اعراف/ 158 و دخان/8.
26- یعنی زمانی بوده كه آنها وجود نداشته اند و بعداً به اراده الهی به وجود آمدند.
27- ملك/2.
28- همگان بر او می میرند و وجه پروردگار صاحب شوكت و بخشایشگرت باقی می ماند.
29- انفال/40.
30- یعنی ضعیفند.
منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=13808
« آخرين ويرايش: 09 فروردين 1388,ساعت 21:22:51 توسط HellGuard » خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« پاسخ #4 : 08 فروردين 1388,ساعت 17:19:24 »



رموز اسماء الهی (5) همانا پروردگار من مهربانی است دوستدار


47- حفیظ ( همیشه نگهبان)

إنَّ رَبّی عَلی کُلِّ شَیءٍ حَفیظٌ )همانا پروردگار من بر هر چیز نگهبان است.(1) (


اسم مبارک « الحفیظ» به معنی حافظ بلکه مبالغه آن اشاره به حفظ تامه و کامل الهی- جل شأنه- می باشد. حفیظ، یعنی آن که خداوند تا زمانی که بقای هر یک از موجودات را مصلحت بداند حافظ و نگاهدارنده آن از تلف شدن و فساد است و این حفاظت، دائمی و مداوم است و محدود به مقطع خلق مخلوق نیست، زیرا محدثات (2)همچنان که در حدوث(3) خود به علت محدثه(4) نیازمندند، به همان گونه در بقای خویش نیز به علت مبقیه (5)نیازمندند و حفیظ بر تمام ممکنات احاطه و عنایت کامله دارد.

خواص:

1- جهت نجات از شر شیطان و وساوس اجنه، بر خواندن اسم « الحفیظ» مداومت نمایند که مجربست.

2- جهت نجات از زندگی نکبت بار، نوشتن اسم « الحفیظ» و بستن آن به بازو موثر است.

3- مداومت بر خواندن اسم« الحفیظ» در جایی که مار و عقرب زیاد است مفید می باشد.

4- برای جلوگیری از سقط شدن بچه در دوران حاملگی و یا مردن آن بعد از تولد، اسم « الحفیظ» روی نقره کنده شود و همراه مادرة( قبل از فارغ شدن) و یا همراه بچه بعد از تولد قرار داده شود.

5- مداومت بر این اسم برای کسی که از مواضع خطر بیمناک است، نافع و سریع الجابت می باشد و ذاکر این اسم، پیوسته از غرق و سوختن و سایر مهلکات و موذیات زمینی و دریایی- بإذن الله- محفوظ است.

6- هر کس این اسم را بعد از نماز( صبح، ظهر یا عصر) روز جمعه 998 مرتبه با خط باریک و ریز روی کاغذ بنویسد و بر بازو بندد، از وساوس شیطان و خوف سلطان و بیم مار و عقرب و خیالات فاسده در امان حضرت سبحان خواهد بود.

48- المجیب ( اجابت کننده)

إنَّ رَبّی قَریبٌ مُجیبٌ )همانا خدا به همه نزدیک است و دعای خلق را می شنود و اجابت می کند(.(6)


خواص:

1- جهت رفع حوائج مهم ( یک یا چند حاجت)، کمی بعد از طلوع آفتاب روز جمعه یا در صورت موفق نشدن، بعد از نماز ظهر و عصر روز جمعه، 1001 مرتبه خواندن اسم« المجیب» بسیار مجرب است.

2- هر کس 1001 مرتبه « المجیب» بگوید و به درگاه خداوند عرض حاجت نماید، مأیوس نگردد.

3- مداومت بر اسم مبارک « المجیب» فرد را از نکبت و ذلت نگه می دارد.

4- بعضی گفته اند هر کس در آخر هر دعایی 26 مرتبه بگوید « یا سَریعُ یا مُجیبُ» دعایش به اجابت می رسد.

49- المَجید( بزرگوار )

إنَّهُ حَمیدٌ مَجیدٌ )خدا بسیار ستوده صفات و بزرگوار است.( (7)

المَجیدُ مَعناهُ الکَریمُ العَزیزُ (8) و از این جاست قول خداوند تبارک و تعالی :

بَل هُوَ قُرآنٌ مَجیدٌ (بلکه آنچه تکذیب کردند قرآن مجید است. (9))

قرآن مجید یعنی: کتاب کریم، شریف، بزرگوار و عزیز قرآن و مجید در لغت، یعنی دارای شرف و بزرگواری.

خواص:

1- جهت رفع و دفع ذلت و خواری و تبدیل آن به عزت در هر روز 99 مرتبه ذکر« المجید» خوانده و به خود دمیده شود.

2- مداومت بر اسم « المجید» موجب شفای هر دردی است.

3- مواظبت بر این اسم در خلوت، بر نور دل می افزاید.

50- الودود( بسیار دوست دار)

إنَّ رَبّی رَحیمٌ وَدودٌ (همانا پروردگار من مهربانی است دوستدار.(10))

خداوند، همه مخلوقات را دوست می دارد، چرا که سبب خلقت مخلوقات محبت ذات است به ذات: کُنتُ کَنزاً مَخفِیّاً فَأحبَبتُ أن أُعرَفَ فَخَلَقتُ الخَلقَ لِکَی أُعرَفَ.(11)

خواص:

1- جهت باز شدن تمام گره ها و رفع مشکلات در هر روز 77 مرتبه ذکر« الودود» خوانده شود.

51- باقی ( همیشه جاوید)

وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُو الجَلالِ وَالاکرامِ )و ذات خدای منعم و با جلال و عظمت، زنده ابدی است. ((12)


فنا، ضد بقاست. ازلیت، خاص ذات اقدس احدیت است.(13) از سوی دیگر ابدیت نیز تنها به ذات حضرت حق اختصاص دارد و تنها خداست که باقی و پاینده جاوید است. موجودی که مسبوق به عدم است، ابدی نیست.(14) ممکنی که ابدی است، باقیست به بقای خدا(15) و اراده خدا تعلق گرفته است به بقای او. خداوند متعال، برای محمد(ص) و آل محمد(ع)، اراده بقا فرموده است و ایشان، باقی به بقای خدا هستند.

خواص:

به جهت طولانی شدن عمر همراه با طاعت خدا در هر روز 113 مرتبه ذکر« یا باقی» خوانده شود.

52- ذوالجلال و الاکرام( دارای بزرگی و بزرگواری و بنده نواز)

وَ یَبقی وَجهُ رَبِّکَ ذُوالجَلالِ وَ الإکرام )(16)و باقی ماند ذات پروردگارت که صاحب بزرگی و شوکت مطلق است.(


صاحب جلال( ذوالجلال) به کسی اطلاق می شود که تمام نعمات از اوست و صاحب غنای مطلق است. صاحب نعمت، کریم و بزرگوار نیز می باشد.

خواص:

1- به جهت رفع گرفتاریهای دشوار که در آن درمانده شده اند، 21 مرتبه گفتن ذکر « یا ذَاالجلال و الاکرام» (17) نافع است.

2- مداومت بر این اسم باعث انقطاع از ما سِوَی الله (18)است و درخواست حوائج از غیر خدا و اهل بیت(ع) از کس دیگری منفعت حقیقی نخواهد داشت.

3- مدامت بر این اسم، باعث پیدا کردن بزرگی و حشمت است در بین مردم.

4- به جهت استجابت  دعا، آن را با« یا ذالجلال والاکرام» ختم نمایید.

5- به جهت برآورده شدن حوائج، مداومت بر ذکر « یا ذالجلال و الاکرام» به تعداد حداقل 9 مرتبه در روز فراموش نشود.

53- الاول ( نخستین)

هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ والباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست.((19)


معنای اولیت، ازلیت است. تمام مخلوقات، حادثند و مسبوق به عدم. مخلوقات و ممکنات ابتدا و انتها دارند اما حضرت خداوند مبدع ( خالق)، ازلی است. همان طور که در حدیث شریف آمده است:

کانَ اللهُ وَ لا شَیءَ غَیرَهُ )خداوند بود هیچ چیز دیگری جز او نبود.((20)

خواص:

1- برای کسب اطلاع از غایبی که به دنبال او باشند، مثلاً زیارت امام زمان(ع)، 40 شب جمعه در هر شب 1000 مرتبه ذکر یا « یا اول» خوانده شود( در یک مجلس)

2- برای برکت پیدا کردن مال، کار و کسب، وقت و ...، روزی 37 مرتبه ذکر « یا اول» خوانده شود.( تعداد وسیط این اسم 10 مرتبه و صغیر آن 1 مرتبه می باشد.)

54- آخر( واپسین)

هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست.((21)

هر موجودی را آخری است، آخر بلا آخر(22) ذات اقدس احدیت است. خداوند متعال بعد از فنای تمام ممکنات، باقی است: الحَمدُ لله الباقی بَعدَ فَناءِ کُلِّ شَیءٍ

خواص:

1- برای کسی که خواستار حسن عاقبت (23)است گفتن 801 مرتبه ذکر « یا آخر» (24)نافع می باشد. ( لازم نیست هر روز این ذکر خوانده شود).

2- برای دفع دشمن قدرتمندی که توانایی دفع آن نیست گفتن 801 مرتبه ذکر« یا آخر» مجرب است.

55- ظاهر( پیدا)

هُوَ الأوَّلُ وَ اأخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ )اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست. ((25)


« ظاهر» برگرفته از « ظهور» می تواند باشد و یا از« ظَهر» که به معنی پشت است. وجود، یکی مربوط به ذات (واجب الوجود) و یکی مربوط به غیر ذات( ممکن الوجود) می باشد. خداوند، واجب الوجود و مخلوقات، ممکن الوجود هستند. خداوند، غائب است یعنی پنهان. در « قل هو الله احد»، « هو» اشاره دارد به ضمیر غائب معین. علم و حیاة و قدرت، عین ذات خداست. علم، غائب است. عِالم، علم به علم خود دارد اما علم او دیده نمی شود. سخنی که از عِالم ، ظهور پیدا می کند، ظهور علم اوست.

ذات خداوند شناختنی نیست و هیچ کس راه به آن ندارد، خلقت تمام ممکنات، ظهور قدرت خداست و همه مخلوقات، آیات و مظاهر صفات او هستند که با شناخت هر یک می توان صانع آن را شناخت.

مظهر تام و تمام صفات خداوند، چهارده نور پاکند؛ یعنی محمد(ص) و آل محمد(ع) و با شناخت آنها کامل ترین شناخت نسبت به خداوند میسر می شود. لذا خداوند آنها را برای انسانها جهت شناخت و تقرب به خود وسیله قرار داده است، چنانچه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) می فرمایند:« بِنا عُرِفَ اللهُ وَ بِنا عُبِدَاللهُ» (به وسیله ما، خداوند شناخته شده و به وسیله ما خداوند عبادت می شود. )(26)

خداوند متعال از یک نظر، غائب است و از یک نظر، ظاهر است. او غائب است از چشم سر( حواس) و ظاهر است بر چشم سِرّ ( دل).

خواص:

1- به جهت ظاهر شدن امری پنهان و حاصل شدن کشفیات در هر روز 1106 مرتبه ذکر « یا ظاهر» گفته شود.

2- اگر بخواهد که از رجال الغیب شود و وجود مقدس امام زمان(ع) بر او ظاهر گردد روزی 1106 مرتبه ذکر « یا ظاهر» را بخواند.

56- باطن( پنهان از دیده ها)

هُوَ الأوَّلُ وَ الآخِرُ وَ الظّاهِرُ وَ الباطِنُ وَ هُوَ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ (اول و آخر و پیدا و پنهان اوست و هم او به همه امور، عالم و داناست. )(27)

باطن هر چیز تا به مرحله ظهور نرسد محسوس نیست. مثل باطن و استعداد دانه ای که تا نروید و ظهور پیدا نکند دیده نمی شود.

کثرت در ظاهر است و وحدت در باطن. درخت، یکی است و ظهور میوه ها، ظهور کثرت است از درخت.

کثرتها بستگی به یکتایی حضرت حق دارند، وحدت یعنی یکتا بودن خالق، کثرت در لباس وحدت ظهور می کند، کثرت در ظاهر است و وحدت در باطن. علم تمام کثرتها در باطن و نزد صاحب ولایت کلیّه اِلهیّه است که امروز وجود مقدس امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف می باشد. لذا امیرالمومنین(ع) فرمودند: « از اول تا آخر دنیا من تمام شیعیان و دشمنانم را می شناسم.»

امام صادق(ع) نیز می فرمایند: « ما اهل بیت، شیعیانمان را می شناسیم آنچنان که مردی اهل خانه اش را می شناسد.»(28)

باطن شناسی علمی است که خداوند به هر که بخواهد اعطاء می کند البته تا نفس مزکّی(29) نباشد باطن شناسی میّسر نیست یعنی نفس انسان باید واجد فضائل اخلاق و فاقد رذائل آن شده باشد تا لایق این عطیه خداوندی گردد.

ذات اقدس احدیت در خفاء و ظهور، کمال دارد. او در ذات و صفات یکتاست. خورشید، یکی است ولی ظهور و تابش نور آن کثرت دارد. موجودات به نور خورشید دیده می شوند ولی کثرت موجودات دلیل بر وجود چند خورشید برای دیدن آنها نیست.

بعضی موجودات کثرتشان باعث خفای آنها می شود. مثل خود خورشید. کثرت نور خورشید در روز، به علت روشن بودن همه جا باعث غفلت از وجود خودش می شود لذا هیچ کس نمی گوید من فلان چیز را به نور خورشید می بینم، بلکه می گوید فلان شیء را می بینم. همچنان که نور آفتاب نشانه وجود خورشید است، وجود کلیه ممکنات نشانه وجود خداست. از اثر پی به موثر و از مصنوع پی به صانع می توان برد و کمال صنع خدا در وجود محمد(ص) و آل محمد(ع) به ظهور رسیده که مظاهر تامّه صفات خدایند و ما خدا را به آنها می شناسیم.

دل اگر خداشناسی همه در رخ علی بین به علی شناختم من به خدا قسم خدا را

لذا امیرالمومنین(ع) می فرمایند:

« أنا الظّاهِرُ، أنا الباطِنُ، أنا اأوَّلُ، إنا الآخِرُ» (من ظاهر هستم، من باطن هستم، من اول هستم، من آخر هستم.)(30)

علی (ع) محل ظهور صفت قدرت و علم خداست، لذا علی(ع) عین الله، اذن الله و یدالله می شود. و امام حسین(ع) ثارالله می شود و اما شناخت محمد(ص) و آل محمد(ع) نسبت به خدا، از صانع به مصنوع است یعنی برای ایشان، وجود خداوند دلیل بر وجود ممکنات است، نه وجود ممکنات دلیل بر وجود خدا، و این عالی ترین مرحله توحید و خداشناسی و همان توحید شهودی است که مختص به این چهارده نور پاک می باشد، لذا در نزد ایشان، ذات خدا بر وجود خدا دلیل است و اینان نیاز به برهان و دلیل دیگری بر اثبات صانع ندارند؛ چنانچه امیرالمومنین(ع) می فرمایند:

« یا مَن دَلَّ عَلی ذاتِهِ» (ای آن که راهنمایی کند به وجود خود به وسیله ذات خودش.)(31) و یا در جواب این که آیا شما خدا را به پیغمبر(ص) می شناسید یا پیغمبر(ص) را به خدا؟ می فرمایند: پیغمبر(ص) را به خدا می شناسم.(32)

خواص:

1- جهت پی بردن به ضمائر و معانی موجود در قلب اشخاص، مداومت شود بر ذکر « یا باطن» به تعداد 62 مرتبه.

2- جهت دفع دشمن سر سخت 62 مرتبه ذکر « یا باطن» گفته شود.

57- حقّ ( راست، درست)

أنَّ اللهَ هُوَ الحَقُّ المُبینُ (همانا خداوند، حقیقت آشکار و روشن است. )(33)


ضد حق، باطل است. حق مطلق، ذات اقدس احدیت است و او حق همیشگی است. آینه تمام نمای حق- در صفات- محمد(ص) و آل محمد(ع) می باشند و دیدن و شناخت خدا به دیدن و شناخت آنهاست و این بزرگواران انسانهای حق نمایند.

خواص:

1- برای وصول طلبی که توانایی باز پس گرفتن آن نیست 108 مرتبه ذکر « یا حق» خوانده شود( تاثیر این ذکر تا آنجاست که حتی بدهکار به دنبال طلبکار خود خواهد آمد.)

2- جهت ادای قرضی که توانایی بازپرداخت آن نیست قبل از اذان صبح 108 مرتبه ذکر« یا حق» خوانده شود.

3- جهت صفای نفس و محو رذائل(34) و آراستن آن به فضائل اخلاق، بعد از ساعت 12 نیمه شب، دو رکعت نماز، زیر آسمان با سر برهنه خوانده سپس در حالت ایستاده 100 مرتبه ذکر « یا حق» خوانده شود.

عدد ابجد « بحقّ»، 110 می باشد که مساوی با عدد « علی» است که اسم اعظم خداست؛ پس در دعاها هرگاه گفته شود « بحقّ» یعنی « علیّ » والعاقل یکفیه الاشاره ...

پی نوشتها:

1- هود/ 57.
2- یعنی چیزهایی که اصالتاً نبوده اند و به اراده و مشیت الهی از عدم و نیستی به وجود آمده اند.
3- موجود شدن.
4- علت محدثه، یعنی دلیلی که خلق و به وجود آمدن یک مخلوق زاییده آنست.
5- علت مبقیه، یعنی دلیل تداوم هستی یک مخلوق.
6- هود/61.
7- هود/73.
8- بحارالانوار/ ج4/ ص203/ روایت2/ باب 3 ( بیان).
9- بروج/21.
10- هود/90.
11- ترجمه: من ( ذات اقدس اله)، گنجی مخفی بودم، پس خواستم تا شناخته شوم، پس عالم آفرینش را آفریدم تا بدان شناخته شوم. – بحارالانوار/ ج78/ ص199/ روایت6/ باب 12( بیان).
12- الرحمن/27.
13- یعنی این که وجودی از « بی نهایت گذشته» موجود بوده باشد، تنها و تنها، ویژگی وجود خداوند است.
14- موجودی که در بخشی از زمان گذشته مثلاً یک میلیون سال پیش نبوده است، ازلی نیست و موجودی که در ده میلیارد سال بعد، بیشتر یا کمتر، وجود نداشته نباشد، هم لاجرم ابدی نیست.
15- موجودی که در وجود خود به اراده الهی موکول و وابسته است، اگر هم بقا داشته باشد و تا ابد وجود داشته باشد، این بقا و وجود را مرهون اراده الهی است.
16- الرحمن/26.
17- در نحوه تلفظ اسم باید دقت نمود، چون بخش اول این اسم، یعنی « ذو» اگر بعد از « یا» که علامت نداست بیاید به « ذا» تبدیل می شود و « یا ذوالجلال و الاکرام» از نظر نحو عربی غلط و صحیح آن « یا ذالجلال و الاکرام» است.
18- آنچه غیر از خدا
19- حدید/3.
20- بحارالانوار/ ج25/ ص17/ روایت31/ باب1
21- حدید/3.
22- یعنی « پایانی» که نهایتی برای آن متصور نیست.
23- نیک فرجامی.
24- بسیاری در تلفظ این ذکر دچار اشتباه می شوند. آخِر، به معنای « نهایت و پایان هر چیز» و آخَر به معنای « دیگر» است.
25- حدید/3.
26- بحارالانوار/ ج26/ ص246/ روایت14/ باب5.
27- حدید/3.
28- بحارالانوار/ ج26/ ص146/ روایت25/ باب9.
29- تزکیه و تربیت شده.
30- بحارالانوار/ ج39/ ص347/ روایت20/ باب90.
31- بحارالانوار/ ج87/ ص339/ روایت19/ باب13.
32- بحارالانوار/ ج3/ ص272/ روایت9/ باب10.
33- نور/25.
34- بدیها و زشتیها، جمع رذیله.
منبع: http://www.tebyan.net/index.aspx?pid=13938
« آخرين ويرايش: 09 فروردين 1388,ساعت 21:10:07 توسط HellGuard » خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« پاسخ #5 : 09 فروردين 1388,ساعت 21:18:33 »






خداوند تعالی را نود و نه نام است که به انها اسماءالحسنی گویند
هر کس به این اسماء الهی تمسک جوید و ختم درست انها را بجا آورد
هر کدام برای مطلبی و درمان دردی و حل مشکلی کار ساز است
و هرکس همه اسماء الحسنی را بطریق تکسیر ورد خود کند وارد بهشت میشود .


یا الله یا هو : هرکس در یکمجلس دوازده هزار نوبت یا الله یا هو گوید همه انس و جن با او انس گیرند

در قرآن در بیست وهفت موضع لا اله الا هو است بعضی از علمای ربانی گفته اند که اسم اعظم خدای تعالی در این آیات است هر کس بخواهد تسخیر قلوب و سلاطین نماید و تمام خلایق مطیع او گردند و هر کس چشمش به او بیفتد محب او شود و صفای ظاهر و باطن پیدا کند بعد از هر نماز قبل از انکه از قبله روی برگرداند و حرفی بزند شروع به خواندن این آیات بکند و هرکس این آیات را را با مشک و زعفران بر کاسه چینی بنویسد و با آب باران بشوید و بخورد هر چه را که بخواند و یا بشنود در حافظه او باقی میماند و اگر کسی را سحر کرده باشند  یا عقد السان داشته باشد از این آب بخورد دفع گردد . و هر کس این آیات را بنویسد و با خود دارد از همه بلاها ایمن شود و بر دشمنان ظفر یابد و اگر کسی را مرضی باشد که دکتر ها از ان عاجز باشند در صبح روز جمعه پیش از طلوع افتاب این ایات را به مشک و زعفران بر کاسه چینی بنویسد و با اب باران یا گلاب  بشوید و ان اب را یبخورد شفا یابد اگر کسی کارش بسته و مقروض باشد و در کار خود فرو مانده  باشد این ایات را 41 بار بعد از نماز جمعه بجهت گشایش بخواند .

و اما  بخشی از نود و نه نام پروردگار که  ذکر هر کدام خاصیتی دارد:

الرحمن : بخشاینده مخلوقات- عالمی فرموده اندهر کس بعد از هر نماز فریضه صد بار بخواند خداوند او را پاک گرداند از غفلت و فراموشی و ظلمت و هرکه بعد از هر نماز دویست و نود و هشت بار بگوید جمله مخلوقات او را دوست دارند و دشمنان بر وی مهربان شوند

الرحیم- مهربان بر بندگان- اگر کسی روزی صد مرتبه این اسم را بخواند خداوند بر او رحیم و مهربان گردد و خلق را نیز بر او مهربان گرداند مخصوصا کسی که در کار خود فرو مانده باشد.

الملک – پادشاه فرمانروا: هر که فقیر باشد  و این اسم  را روزی 9 بار تکرار کند از جمیع مخلوقات بی نیاز گردد و دولت دنیا و آخرت بیابد .

القدوس- پاک از هر عیب و نقصان: امام هشتم ع میفرماید هرکس به وقت زوال افتاب یکصدو هفتاد بار بگوید دل او صاف گردد و از شر نفس و وسوسه شیطان در امان باشد و هرکه روز جمعه بر تکه نانی بنویسد سبوح القدو س رب الملائکته و الروح بخورد صفت ملائکه پیدا میکند .

السلام-پاک وبی عیب از نکوهش و نقایص: امام هشتم میفرماید هر کس یکصدو سی و یک نوبت بر سر بیمار خواند بیمار از رنج خلاص شود . و هر کس سیصدو هیجده نوبت بر شربتی خواند و بر دشمن دهد بر وی مهربان شودو هرکه این اسم را روزانه یکصدو یازده نوبت بخواند خداوند دل او را از بیماری در امان دارد .

المومن- راست کننده وعده های خویش: هر که این اسم را بر نقره نقش کند و دایم با طهارت نگاهدارد از شر شیطان و دشمنان ایمن گردد و هرکه یکصدو شصت و هفت نوبت در روز بگوید خدا او را از مکر و حیله  و وسوسه ظاهری و باطنی حفظ میکند .

المهیمن- خدا آگاه است بر جمیع نهانیها و آشکارها: هر کس پس از غسل صد نوبت بگوید بر باطنها مشرف گردد و هرکس در مدت چهل روز هر روز غسل کند و بعد از غسل بدون اینکه حرفی بزند هزارو چهل بار این اسم را بخواند بر قلوب خلایق مطیع گرد و باطن او صفائی پیدا کند و عجایب بیند باید بعد از ان حادثه روزی صد مرتبه هر روز بخواند تا ان حالت از او نرود.

العزیز- ارجمند و بزرگواری: هر که هر رور چهل و یک نوبت بعد از نماز صبح بگوید محتاج به خلق نگردد و در میان مردم عزیز و مکرم گردد .

المتکبر- ظاهر کننده بزرگواری خود به برهان قاطع: هرکه در بستر خواب با همسر خود قبل از صحبت با حلال خود یکصد بار این اسم را بگوید خداوند فرزندی صالح کرامت فرماید.

الخالق- افریدگار هر چیزی به مقدار و اندازه : هر هر شب این اسم را صد مرتبه بخواند خداوند فرشته ای خلق کند که تا روز قیامت عبادت کند و ثواب انرا در نامه اعمال ان بنده ثبت میکنند .

الباری- آفریننده هر چیزی به صفتی و خاصیتی: هر که در هر جمعه صد بار بگوید خداوند او را در قبر تنها نگذارد و مونسی فرستد .

المصور- تصویر کننده هر چیزی بصورت مخصوص : هر زن عقیم که او را فرزندی نشود باید هفت روز روزه بدارد و در وقت افطار بیست و یک نوبت بصدق دل بخواند بر آب دمد و با ان آب افطار نماید خداوند او را فرزندی کرامت کند و اگر زن و شوهر هر دو این کا را باهم انجام دهند خیلی خوب خواهد بود .

الغفار- پوشاننده زشتیها و معایب بندگان: امام میفرماید هر که بعد از نماز جمعه ورد سازد و صد نوبت بگوید یا غفار اغفرلی ذنوبی  مغفور گردد و خدا پرده اورا ندرد .

القهار – شکننده گردن هر گردن کشی: هر که بامداد این اسم را ورد سازد محبت دنیا از دل او برود و امام رضاع میفرمایند هر که هر روز این اسم را صد بار ورد سازد خدا رنج و غم و زحمت دنیا از دل وی دور کند .

الوهاب- بخشاینده به انواع عطاها و نعمت ظاهری و باطنی بندگان: هر که پیش ار نماز پیشین (نماز ظهر)
سر به سجده نهد و هفت بار بگوید از خلق مستغنی گردد هر که بعد از نماز دستها را بردارد و این اسم را هفت بار بگوید و بعد حاجت خواهد البته دعای او مستجاب گردد و هر کس روزی هزارو سی و پنج بار بگوید یا وهاب یا ذالول  روزی بر وی فراغ گردد و اگر مداومت نماید به این طریق از جایی که اصلا گمان نبرد روزی او برسد و درویشی از وی دور شود  و هر که گرفتار باشد و در روزی بر وی مسدود شود در سه شنبه نیمه شب به  پشت بام خانه رود و دو رکعت نماز حاجت بخواند و دستها بلند کند و صد بار این اسم را بگوید و بعد حاجت خود را بخواهد خدا حاجت او را روا کند . و برای ادای قرض و وسعت رزق خیلی موثر است.

الرزاق- روزی دهنده هر روزیخواری بدان قدر که عنایت او باشد: واین نامی است که فرشته ها بر کشتزار ها میخوانند و از برکت این اسم دانه ها رشد میکنند و بر هر دانه ای نامی نوشته شده است هرکه بر چهار طرف خانه خود این اسم را صد بار بگوید و فوت کند فقر و درویشی از ان خانه دور شود .

الفتاح- گشاینده هر کار بسته که خواهد: هر که را که کارش بسته باشد هر که هر روز بعد از نماز صبح هفتاد و هفت نوبت بگوید کارش گشوده شود و هر کس در هیجده شبانه روز هزارو هفتصدو نودو سه نوبت بخواند چنان فتحی واقع شود که هر گز قبضی در کارش پدید نیاید و عجایب از غیب بیند.

العلیم- خدا داناست بر هر نیک و بدی از ازل تا ابد: هر که این اسم را در دل بسیار گذراند از علم لدنی بهره مند گردد و هر کس بخواهد از امر پنهانی اگاه شود سه شب متوالی وضو سازد و دو رکعت نماز گذارد بعد از نماز صدو پنجاه نوبت این اسم را بخواند و صلوات بفرستد و بعد به خواب رود از عالم غیب انچه را که نیت داشت بداند به او می گویند.

القابض- خدا نیک کند انچه خواهد به عدل و حکمت:  امام رضا ع میفرماید هرکه را دشمن قوی باشد و از او بترسد این اسم را سه شب هرشب به نیت ان دشمن هزار بار بخواند البته ان دشمن دوست گردد  یا هلاک شود یا آواره گرددهرکه چهل روز این اسم را بر چهل تکه نان بنویسد و ناشتا بخورد خدای تعالی او را از خوف و جوع و عذاب قبر ایمن گرداند .

الباسط- خدای فراخ کننده به انچه حکمت خویش است: این نامی است که حضرت میکائیل بارانها را به برکت این نام می فرستد امام رضا ع میفرماید هر که در سحر گاه با طهارت کامل دست بردارد و ده بار بگوید یا باسط و در روی خود فرود آورد هر گز محتاج نگردد و از غم نجات یابد و از این ورد روزی بر وی فراخ شود و هر کس عدد تکسیر این اسم را در سه شبانه روز و در هر شب یا روز چهار صد و سی و دو بار بگوید که جمعا " بشود یکهزارو دویست و نود و شش مرتبه بلای قحطی و نداری و بی چیزی از او برود.

المقسط – خداوند پدید اورنده بهره هر شخصی از بدی و نیکی که بدو رسد چنانکه در ازل قسمت فرموده است: هر که خواهد که احصای این اسم کند باید که اعتقاد چنین دارد و بیقین دارد که انچه به وی وبهمه عالمیان میرسد و خواهد رسید الی یوم القیمه همه همه از ازل پیش از آنکه خلق عالم موجود شوند بر لوح محفوظ نوشته بقدرت کامله تقدیر فرموده .

هر که را که وسواس زیاد بود و یا زیاد محتلم میشود و یا خیالات فاسده او را ازار میدهد به ذکر این اسم مداومت نماید به مدت چهل روز روزی از هزار عدد زیاده باشد .

الجامع – یعنی جمع دارنده چیزهای پراکنده و پریشان به قدرت و رحمت خویش : ایم نامی است که بر نگین حضرت سلیمان علیه السلام بود و مخلوقات از برکت و هیبت این نام مهر سلیمان را مطیع و مسخر گشتند . هر که را که پریشانی دست دهد و از دوستان و یاران و دیار خود دور افتاده باشد و در کار خود سرگشته و سر رشته کار خود را از دست داده باشد روز یکشنبه قبل از ظهر غسل کند و نماز حاجت گذارد و دست بردارد برای هر انگشت یکبار یا جامع بگوید و انگشت عقد کند زود جمع گردد و در میان دوستان و یاران خود دوباره در اید.
و اگر میان دو دوست و یا دو زوج (زن و شوهر ) عداوت باشد که سبب تفرقه شود این اسم را بخواند به نیت جمع شدن و وقتی در رختخواب بخوانند که هنوز پا را دراز نکرده باشد ده نوبت یا زیاده بگوید تفرقه ازمیان برود و اگر در غربت افتاده این اسم را ورد کند و مداومت نماید به عدد تکسیر به دیارش و به بین یارانش در اید عدد پانصدو هشتادو چهار است .

الغنی – یعنی خدای بی نیاز از همه کس و همه چیز در همه حال : این نامی است که اهل بهشت به برکت این اسم اندوه و گناه  از دلهای ایشان زایل گردد . هر که به بلای طمع گرفتار باشد هر روز این اسم را بخواند و بر هر عضوی از بدن بدمد از او قطع طمع گردد و هر که را که آرزوی غنا باشد و یا به بلائی و شدتی گرفتار باشد و یا درویشی و فقیری او را گرفته باشد و یا عیالمند و قرض دار باشد در حال اضطرار چون وضو سازد و دست بردارد به نیاز به درگاه خدا ان مقدار که تواند یا غنی گوید خدا او را از ان بلیه نجات دهد و هر که خواهد به عدد تکسیر گوید پنجهزار و پانصدو پنجاه و پنج عدد است.

المغنی – یعنی بی نیاز کننده نیازمندان در همه چیزی: این نامی است که آب به برکت این نام در چشمه ها و سنگها جاری است . هر محنت زده و از خلق نا امید گشته هر روز ده هزار بار بگوید بزودی خدا او را توانگر گرداند و هر که تواند به عدد بخواند غنی گردد .

عدد ان بیست و هشت هزار و سیصدو شصت و هشت است.

الفتاح – اگر در خلوت به عدد کبیر و تکسیر این چهار اسم خدا را بگویید به مدت چهل روز ( یا کافی یا غنی یا فتاح یا رزاق ) عجایب بینی شیخ گفت من به ذکر این اسماء مداومت کردم روز چهلم سقف خانه باز شد و چهل کیسه زر سرخ در خانه انداختند و به زبان فصیح گفتند اگر نود به ان اضافه کنی ما نیز بر ان بیفزاییم و اگر کم کنی ما نیز کم کنیم و اگر در این عدد بمانی ما نیز میمانیم  مجموع عدد کبیر و تکسیر این اسما ء هشتادو شش هزارو پانصدو هیجده عدد است شرح زیاد است عارفان را اشاره کافی است .

المعطی – یعنی دهنده مصالح معاش همه بندگان را که بخواهد : و این نامی است که حضرت آدم ع به برکت این نام به همه اشیاء مکرم گردیده هر که خواهد که محتاج نباشد به هیچ چیز و هیچ کس به دعوت این اسم مداومت نماید بعدد کبیر و در آخر بگوید یا معطی السائلین از خلق بی نیاز گردد عدد از هزار زیاده باشد در روز .

المانع – خدای بازدارنده از بلا و نعمت و راحت و محنت از هر که خواهد از بندگان خود : هر که را جفتی ناسازگار باشد هنگام خواب این نام بسیار گوید سازگاری حاصل شود و هر که در زمان نزول آفت و بلا مثل حمله دشمن بیگانه و یا برف و باران سخت و خطرناک و امدن ملخ و باد و طوفان و هر بلائی که از ان ترسند به گفتن این نام مداومت نمایند در امان باشند.

الضار – یعنی رساننده الم درد خواری و مصیبت بهر که خواهد : و این نامی است که زمین و آسمان به برکت این نام قایمند . هر که را طالب جاه و مرتبه عالی باشد و زیادتی قدرت و منزلت هر شب این اسم را صد بار بخواند .

النافع – یعنی رساننده شادی و منفعت چه در صورت خیر و یا شر : نامی که دریاها به برکت ان نهایت ندارند هر که در سفر و در خرید و فروخت و در حین زراعت به ذکر این اسم مداومت نماید او را در ان کار سود بسیار پدید اید و به مال او هیچ نقصانی نرسد اگر در کشتی ترس غرق شدن باشد هر کس ده هزار بار بخواند ان کشتی ایمن گردد .

النور – یعنی پیدا و روشن هستی او به نشانهای ظاهر و بر دارنده حجابها از دلهای بندگان انرا که بخواهد: نامی که موسی علیه السلام در بیابان از صورت آتش انی انا الله شنید هر که هر شب سوره نور را هفت بار بخواند و به عد کبیر این اسم تکرار کند نوری در باطن او ظاهر گردد و اگر مداومت نماید آن نور در ترقی باشد و اگر میسر نباشد هفت جمعه پیوسته مداومت نماید .

الهادی – یعنی پیدا کننده و راه نما باسباب نفع و ضرر بندگان : نامی که دلهای بندگان مقرب به معرفت خدای تعالی به برکت این اسم راه مییابند هر که نظر به آسمان کند و دست بردارد و چندانکه تواند این اسم بگوید و دست بر روی خود کشد الله تعالی او را راهنما و دلیل بفرستد تا خود از عین عنایت بالهام او را راهنمایی کند .

البدیع – یعنی آفریننده هر چیزی بسابقه نهج اصلی: و حضرت یوسف از زندان به برکت این نام نجات یافت و به سلطنت و عزیزی مصر رسید . هر که در وقت دعا کردن هفتاد بار این اسم را بگوید دعای او مستجاب گردد هر که را اندوهی و اظطرابی پیش اید و مظرب گردد و راه نجات انرا نداند و کار وی فر بسته باشد و خواهد که از ان وضع نجات یابد غسل کند دو رکعت نماز گذارد و به جهت امور کلی هفتاد هزار بار بگوید یا بدیع السموات والارض و انچه در توان دارد صدقه دهد و بعد از اتمام ختم و تصدق یکهزار بار بگوید یا بدیع بزودی مشکل وی گشاده گردد .

الباقی – خدای همیشه باشد و هست بون تغییر و تبدیل : نامی که به برکت ان اهل بهشت در بهشت در ایند و از هول قیامت ایمن گردند . امام رضا ع فرمود هر که در هر شب صد بار بگوید عمل او مقبول گردد و هر که هر شب صد بار و در شب جمعه هزار بار بگوید خدا دعای او را مستجاب گرداند و اعمال وی مقبول درگاه خدا شوند و خدا به نظر عنایت بر وی نگرد .

الوارث – یعنی خدا باز ستاننده دادهاست از خلق : هر که مداومت کند به این نام خاصه در شب وقت خواب یا در زمان تنهایی حضرت حق او را تنها نگذارد و در قبر لطف حق مونس او گردد باید که در اخر این اسم هفت نوبت یا حداقل سه نوبت این آیه را بخواند رب لا تزرنی فردا و انت خیرالوارثین ، تا از وحشت ایمن گردد .

الرشید – خدای صواب کار بر راه راست : نامی که حضرت خضر علیه السلام آب حیات در ظلمات به برکت این نام یافت . هر که طالب راه راست باشد و کسیکه سر رشته تدبیر گم کرده و نداند که احوال خویش چگونه خواهد بود هر که ورد کند بعد از نماز شام و بتلاوت این آیات قیام نماید و قطع نکند بعد از اتمام آیه هزار بار الرشید گوید در فتح و تدبیر و سر انجام کارها اثر تمام دارد و آیه اینست : و هوالذی سخر البحر لتاکلو منه لحما " طربا" و تستخرجوا منه حلیه تلبسونها و تری الفلک مواخر فیه و لتبتغو من فضله و لعلکم تشکرون . و هر کس به نیت استخاره هزار بار بخواند نفع و ضرر آن کار بر او روشن شود .

الصبور – یعنی صبر کننده در مکافات و عقوبات با گنه کاران در عذاب فرستادن بر کافران : نامی که حضرت ایوب ع ببرکت این نام صابر گشت . اگر کسی را دردی باشد و طاقت ان ندارد و در خوف و هلاکت از بی ابی این اسم را ابتدا به نیت انکه سی وسه هزار بار خواهد خواند چون سی و سه هزار بار به اتمام رسد یا نرسد وی به اب رسد یا اب به او برسد و چون عدد کل تمام شود خدا وی را در ان بلیه صابر گرداند و این نام مناسب کسانی است که صبر ندارند

منبع: http://loghman.info/forum/index.php/topic,4762.0.html
منبع: http://loghman.info/forum/index.php/topic,4763.0.html
==========================================================
خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
روح آسمان
روح گریان آسمان
Administrator
Newbie
*****

سلام و درود از سوی خداوند: 186
آفلاین آفلاین

جنسيت : پسر
تعداد ارسال: 2630

تشكر
-اهدا شده: 112
-دريافت شده: 184



WWW آدرس ايميل
« پاسخ #6 : 09 فروردين 1388,ساعت 21:39:38 »



اسماء الحسنى و بيان مختصرى از معانى آن ها


شيخ صدوق قدس سره در كتاب توحيد از حضرت صادق عليه السلام و آن حضرت از پدران خود چنين روايت مى نمايند، كه پيغمبر صلى الله عليه و آله فرمودند: به درستى كه از براى خداى تبارك و تعالى نود و نه اسم است ، و كسى كه احصاء (535) كند آن ها را داخل بهشت مى گردد(536)
معناى احصاء نه فقط تعداد و به شماره نمودن اسماء الهى است بلكه احصاء، احاطه و اطلاع بر معناى اسماء حقتعالى است . نخستين چيزى كه ما را به جاده هدايت رهبرى مى نمايد، و درب معرفت و شناسائى خدا را بر روى ما مى گشايد، و صفات او را به ما نشان ميدهد همان اسماء الحسنى اى است كه خداوند درسوره اعراف به آن اشاره فرموده اند: ((و لله الاسماء الحسين فادعوه بها) (خدا را نامهاى نيكوست بدانها خدا را بخوانيد) و اگر همان طورى كه امر فرموده او را بهمين اسماء الحسنى بخوانيم ، و در اوقات شبانه روزى روى توجه و نيازمندى به در خانه فيض و احسانش بنمائيم البته به كرمش ما راقبول مى فرمايد و در جايگاه قرب خود منزل مى دهد و در آخرت در آن ضيافت خانه بهشتى ، و محل كرامت ما را گرامى مى دارد. (537)

شرح و ترجمه اسماء الحسنى

1) الله :
مشهورترين اسم خداى تعالى است و جايگاهى و الا در ذكر و دعا دارد و ساير اسما به آن علامت شناخته مى شوند.
مشتق است از اله و له ، يعنى الهيت بدون معبوديت تحقق نپذيرد.

2 و 3 الواحد الاحد:
دو اسم هستند كه بر نفى بعضيت واجزا دلالت دارند. و تفاوت هايى بين آندو وجود دارد اول : واحد يعنى ذاتا يكى و متفرد است و احد يعنى به جهت معنا يكى و متفرد است دوم : واحد مصاديقش بيشتر است ، زيرا بر عاقل و غير عاقل اطلاق مى شود ،ولى احد تنها بر عاقل اطلاق مى گردد سوم : واحد در ضرب و عدد داخل است ، ولى در احد ايندو محال است .
احد به معناى نفى اجزاء و اعضاء، و واحد به معناى نفى شريك و نظير و مثل و مانند.

4 الصمد :
آقايى كه در امور مقصود همه است و در نياز منديها و حوادث به او مراجعه مى شود و اصل الصمد قصد است ، مى گويى صمدت صمدا هذا الامر يعنى قصدت قصده يعنى قصد اين امر كردم . و گفته شد: صمد آن است كه جسم و مجوف و تو خالى نيست .

5 الاول :
سابق بر همه اشياى موجودى كه هميشه قبل از وجود خلق ، موجود بود و هيچ چيز قبل از وى نبوده است .

6 الاخر:
 آنكه بعد از فناى همه خلق باقى است و معنى آخر اى نيست كه : وى چيزى است كه پايان دارد چنانكه معنى اول آن نيست كه وى چيزى است كه ابتدا دارد پس هو الاول والاخر

7 السميع :
به معناى شنونده است كه پنهان و نجوى و در گوشى را مى شنود در نزد او بلندى صدا و كوتاهى آن برابر است و گفتگو و سكوت مساوى است گاهى شنيدن به معناى قبول و اجابت است و اوست كه توبه را از بندگان مى پذيرد و دعا را مى شنود و گفتند سميع يعنى داناى به شنيدنيها كه همان اصوات و حروف است حصول اين معنا براى خدا روشن است زيرا هيچيك ا زصداهاى خلقش بر او پنهان نيست يا آنكه سميع است چون به همه اشيا عالم است و اين معنا اسم البصير شريك است .
 
8 البصير :
و او بيناست يعنى داناى پنهانى ها. و گفتند كه بصير يعنى داناى ديدنى ها.

9 قدير:
به معناى تواناست و كسى كه قدرت و تمكن امرى داشته باشد به او قدير گفته مى شود. كسى نمى تواند از مراد و خواست او امتناع كند چيزى نمى تواند از قبض و بسط او خارج شود.

10 القاهر:
 و او كسى است كه ستمگران را مقهور ساخته و بندگانش را بواسطه مرگ مغلوب كرده است و اشياء از آنچه كه او اراده اجرا دارد، نمى توانند امتناع كنند. (175)

11 العلى :
كسى كه از صفات مخلوقات پاك است و بزرگتر از آن است كه به تعريف در آيد و گاهى العلى به معناى برتر از خلق به اينكه قدرت برايشان دارد، مى آيد، يا آنكه خداى تعالى بلند مرتبه است به اينكه از اشيا و اضداد بالاتر است و از آنچه كه وساوس جهال در آن فرو رفته و افكار گمراهان در آن ورطه افتاده بالاتر است پس او متعالى است از آنچه ستمگران در موردش مى گويند.

12 الاعلى
:به معناى پيروز است ، چنانكه خداى تعالى فرمود: لا تخف انك انت الاعلى (176)اى موسى ! مترس تو پيروزى . و گاهى الاعلى به معناى پاكيزگى از افعال و اضداد و اشبا و نظاير است .

13 - الباقى :
و آن به معناى اين است كه پديده هاى زايل شدنى بر او عارض نمى شوند و بقاى او غير متناهى است و به حد در نمى آيد، و بقاء و دوام آن به صفت بقا و دوام اهل بهشت و اهل جهنم نيست ،زيرا بقاى خداى تعالى ازلى و ابدى است ولى بقاى بهشت و جهنم ابدى است ولى ازلى نيست و معنى ازل يعنى آنچه كه هميشه بوده و معنى ابدى آنكه هميشه هست و بهشت و جهنم مخلوق هستند بعد از آنكه نبودند پس اين تفاوت بين بقاى حق و بقاى ايندو مى باشد.

14 البديع :
او كسى است كه خلايق را ابداعا آفريد نه آنكه خلق از روى نمونه قبلى باشد و بديع بر وزن فعيل به معناى مفعل است يعنى از جمله صفاتى است كه به معناى اسم فاعل مى باشد مثل اليم كه به معناى درد آور است و ابداع و بدع به معناى اول در هر چيزى را گويند مثل گفتار خداى تعالى : قل ما كنت بدعا من الرسل (177)بگو من اولين پيامبر نيستم .

15 البارى ء:
به معناى خالق است و گفته مى شود خداى بارى خلق است يعنى ايشان را خلق كرده است چنانكه بارى النسم و يا و هو الذى خلق الجنة وبرء النسمه يعنى خالق انسانها و او آن موجودى است كه دانه را شكاف و انسان را آفريد و بارى البرايا يعنى خالق خلايق و بريه به معناى مخلوق است .

16 الاكرم :
به معناى كريم است و گاهى افعل به معناى فعيل مى آيد مثل سخن حق سبحان و هو اهون عليه بر او آسانتر است يعنى آسان است لا يصلاها الا الاشقى و سيجنبها الاتقى (178)يعنى شقى و تقى : و در اين مورد شعرى انشاء شده است :
ان الذى سمك السماء بنى لنا بيتا
قوائمه اعز و اطول
آنكه آسمان را آفريد، خانه اى براى ما بنا كرد كه ستونهاى آن محكم و بلند است .

17 الظاهر :
يعنى به محبت هاى روشن و براهين آشكار خود ظاهر و هويدا است و شواهد و نشانه هاى او دلالت بر ثبوت ربوبيت و صحت وحدانيت او دارد پس موجودى نيست جز آنكه بوجود خداى تعالى شهادت مى دهد. و هيچ آفريده اى نيست جز آنكه از توحيد او خبر مى دهد. و فى كل شى له اية # تدل على انه واحد در هر چيزى نشانه اى است كه دلالت مى كند كه او يكى است . و ظاهر گاهى به معناى غالب و قادر مى آيد فاصبحوا ظاهرين (179)يعنى پيروان عيسى (ع ) پيروز شدند.

18 الباطن :
يعنى از ادراك ديده ها درحجاب است و از آلودگى خاطرها و افكار پاك است پس او ظاهر خفى است ،يعنى به دلايل و نشانه ها، روشن و هويدا است . و خفى است يعنى از اينكه اوهام او را به حقيقت دريابند پنهان است . ذاتش ‍ محجوب است ولى آيات او ظاهر است پس او باطن است بدون آنكه در حجاب باشد. ظاهر است بدون آنكه نزديكى حاصل شده باشد و گاهى باطن به معناى بطون يعنى خبره وآگاه به داخل اشياء است .بطنه يعنى دوست خاص ‍ وى كه او در امور ايشان دخالت مى كند و ايشان در امور دخالت مى كنند و معنايش اين است كه او به پنهانى ها و سراير اشخاص آگاه است پس از پنهانى ها دلها خبر دارد و بر غيوب مخفى مطلع است .

19 الحى :
او فعال مدرك و زنده مى باشد ومرگ و فنا بر او روانيست و به حيات نيازمند نيست كه به واسطه آن حى و زنده باشد.

20 الحكيم
يعنى كسى كه براى خلق اشيا محكم كارى مى كند و معنى محكم كارى يعنى تدبير درست و صورت زيبا و اندازه بجا. و گفتند: حكيم به معناى دانا و لغت حكيم به معناى علم است ، چون خداى تعالى فرمود: يوتى الحكمة من يشاء (180)و حكيم يعنى آنكه كار ناشايسته انجام نمى دهد و از واجبى سرباز نمى زند و حكيم آنست كه اشيا را در جايگاهشان مى گذارد پس در تقدير اشيا كسى حق اعتراض ‍ ندارد ودر تدبيرش كسى حق خشمگين شدن ندارد.

21 العليم
يعنى وى كسى است كه ادراك پنهانى ها و امور مخفى مى نمايد كه دانشمندان خلق ادراكش نمى كنند چون خداى تعالى فرمود: و هو عليم بذات الصدور ولايعزب عنه مثقال ذرة فى السماء و لا فى الارض (181)داناى به جزييات قبل از حدوث اشياء و بعد از حدوث آنهاست .

22 الحليم :
سى كه چشم پوشى مى كند نادانى حكم او را تغيير نمى دهد، و خشم خشمگين او را از جاى در نمى برد، و نافرمانى گناهكاران او را از خود بى خود نمى كند.

23 الحفيظ :
او حافظ است كه آسمانها و ما بين آنها را حفظ مى كند، و بنده را از مهالك و سختيها نجات مى دهد، و او را از سقوط كردن حفظ مى كند.

24 الحق :
او بود و وجودش متحقق است و هر چيز كه وجودش و بودش حقيقت داشته باشد حق است چنانكه مى گويند: الجنه حق كائنه و النار حق كائنه بهشت حقيقت است و موجود مى باشد، و جهنم حقيقت است و موجود مى باشد.

25 الحسيب :
يعنى كافى . مى گويد حسبك در هم ، يعنى درهمى تو را كافى است چنانكه حق تعالى فرمود: حسبك الل و من اتبعك من المؤ منين ، يعنى خداى و مؤ منين كه از تو پيروى كردند تو را كافى هستند. و حسيب به معناى حسابگر هم آمده است : چنانكه خداى تعالى فرمود: و كفى بنفسك اليوم عليك حسيبا (182)يعنى امروز خودت براى محاسبه كافى هستى . و نيز حسيب به معناى محصى وعالم آمده است .

26 الحميد :
پسنديده اى كه بواسطه كارهايش مستحق حمد گرديد يعنى در آسايش و بيمارى و در سختى و آسانى استحقاق حمد دارد.

27 الحفى :
معنايش عالم است خداى تعالى مى فرمايد: يشالونك كانك حفى عنها از تو از روز قيامت مى پرسند مثل آنكه تو داناى به زمان قيامت هستى . پس حفى داناى به وقت آمدن قيامت . و گاهى الحفى به معناى لطيف است يعنى كسى به تو حفى است به تو خوبى ومحبت و لطف مى كند.

28 الرب :
به معناى مالك است و هر كس چيزى را مالك شود رب اوست و اين معناى آيه است كه فرمود: ارجعى الى ربك (183)يعنى به سوى رب خود بازگرد يعنى به سيد و مالك خود باز گردد گوينده اى در روز حنين گفت : لان يربنى رجل من قريش احب الى من ان يربنى رجل من هوازن مردى از قريش رب من باشد دوستر دارم كه مردى از هوازن ربم باشد كه منظورش آنست كه اگر مالك من مردى از قريش باشد.
ولى اگر الرب با الف و لام باشد جز به معناى معبود نيست زيرا الف و لام معناى الرب را عموم مى بخشد و تنها خدا، مالك همه اشياست و اگر بر غير خدامالك اطلاق مى شود به لحاظ اشيايى است كه او مالكش مى باشد و به او نسبت دارد. ربانيون كسانى هستند كه به تاله و عبادت پروردگار منسوبند و چون بسوى خدا منقطع گشتند، هدفشان تنها خدمت حضرت حق است و ديگر آنكه : الربانيون آنانى هستند كه با انبيا صبر مى كنند و از ملازمين ايشان هستند.

29 الرحمن :
به همه خلق رحمان است زيرا خداى تعالى داراى رحمت همه گير است كه اين رحمت همه خلق را در ارزاق و اسباب معاششان در بر مى گيرد و شامل مومن و كافر و شايستگان و نابكاران مى شود.

30 الرحيم :
خداى تعالى به مومنين رحمت خاصه دارد فرمود: و كان بالمومنين رحيما به مومنين رحيم است و دو اسم رحمن و رحيم براى مبالغه در رحمت و مشتق از كلمه رحمت به معناى نعمت مى باشند خداى تعالى فرمود: و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين (184)يعنى ما تو را نفرستاديم جز براى اينكه رحمت و نعمت براى عالميان را تمام كرده باشيم . ديگران هم اسم رحيم را برخود مى توانند بگذارند، ولى اسم رحمن جايز نيست كه به عنوان اسم كسى غير از خدا باشد، زيرا رحمن كسى است كه مى تواند بلاها را برطرف كند ،ولى خلق رحيم ، قدرت بر طرف كردن بلاها را ندارد. و به قرآن رحمت گفته مى شود چنانكه به ابر رحمت گفته مى شود پس رحمت به معناى نعمت است چنانكه به مردم نازك دل نيز رحيم گفته مى شود، زيرا به واسطه رقت قلب بسيار مهربان است و كمترين مهربانى و رحمتش دعا براى ميت و ابراز تاسف براى وى است ،ولى رحيم به عنوان صفت الهى به معناى رقت قلب نيست بلكه معناى آن در ذات اقدس بارى تعالى به معناى ايجاد نعمت براى مرحوم و برطرف كردن بلا از اوست پس تعريفى كه معناى رحيم را در خلق و حق برساند اينكه بگويى :رهايى از آفات و رساندن خيرات به ارباب حاجات را رحيم مى گويند.

31 - الذارى
يعنى خالق

32 - الرازق
يعنى خداوند روزى دهنده تمام موجودات مى باشد و همگى بر سر خوان احسانش روزى مى خورند.

33 - الرقيب
يعنى صاحب اختيار و حافظ، آن چنان كه چيزى از او غائب و مخفى نمى گردد.

34 - الرائى
يعنى عالم به مبصرات و بيننده ديدنيها و خداى عز و جل بذات خود بينا و شنوا است ، نه بجارحه چشم و گوش .

35 - السلام
يعنى حقتعالى سالم از هر عيب و نقصى است و زوال و انتقال و فنا و موت در ساحت قدس او راه ندارد.

36 - المومن
يعنى مصدق و تصديق كننده عبد را مومن گويند.

37 - المهيمن
يعنى خداوند شاهد است بر خلق و بر افعال و اقوال و كردار آن ها.

38 - العزيز
به معناى قوت و غلبه و شدت است ، و آن غالبى است كه چيزى او را مغلوب و عاجز نمى كند، و عزيز به معناى پادشاه هم آمده است .

39 - الجبار
براى ((الجبار)) سه معنى گفته شده ، اول قاهر، يعنى براى حقتعالى بزرگى و عظمت و جبروتست ، دوم عالى ،
يعنى فوق مخلوقات است ، سوم جبران و تلافى كننده .
پس خدا كس است كه جبران و تلافى مى نمايد فقر و حاجت خلق را.

40 - المتكبر
متكبر ماخوذ از كبرياء است ، و حق تعالى متكبر است يعنى منزه و مبراء از صفات مخلوقين است .

41 - السيد
يعنى پادشاهى است كه واجب الطاعه باشد.

42 - السبوح
((السبوح )) تنزيه حق است از هر چيزى كه سزاوار نيست او را توصيف نمود به آن ، و سبوح و قدوس هر دو به يك معنى مى باشند.

43 - الشهيد
يعنى كسى چيزى از او غائب و پنهان نيست .

44 - الصادق
يعنى حقتعالى راستگو است و به وعده خود وفا مى كند.

45 - الصانع
يعنى خالق و مبدع .

46 - الطاهر
يعنى منزه و پاكيزه .

47 - العدل
عدل در اسماء الله قرار دادن هر چيزى به جاى خود مى باشد، و معناى ديگر يعنى حكم او به حق و درستى و به جا است ، و ظلم و ستم در ساحت قدس او را ندارد.

48 - العفو
يعنى محو و گذشت نمودن است .

49 - الغفور
((الغفور)) مشتق از مغفرت و مغفرت به معناى پوشانيدن و پنهان كردن است يعنى به لطف و رحمت خود گناهان عبد را مى پوشاند و لغزشهاى وى را مخفى مى نمايد.

50 - الغنى
((الغنى )) ماخوذ از غناء، به معناى توانگرى و بى نيازى است .

51 - الغياث
صدوق فرموده ، معناى الغياث ، المغيث است و مغيث به معناى فريادرس ‍ است .

52 - الفاطر
((فاطر)) يعنى خالق ، چون حقتعالى ممكنات را از عدم و نيستى به هستى و وجود آورد، كانه پرده ظلمت عدم را پاره نمود،
و بر هر ممكنى بقدر امكان لباس وجود و هستى پوشانيد.

53 - الفرد
يعنى متفرد است بالوهيت و ربوبيت وحدت ، بلكه صفات كمال منحصر به او عز و جل مى باشد.

54 - الفتاح
يعنى حكم كنند بين عباد، معناى ديگر فتاح كسى است كه ابواب رزق و رحمت خود را به سوى بندگان مى گشايد،
و به عنايت و رحمت هر مشكلى را آسان مى نمايد و هر سختى را برطرف مى كند.

55 - الفالق
((الفالق )) مشتق از فلق است و فلق به معناى شق است . خداوند فالق است زيرا كه به شكافتن هر چيزى چيز ديگرى بيرون مى آورد،
چنان چه زمين را مى شكافد و گياه را بيرون مى آورد.

56 - القديم
يعنى متقدم بر اشياء، خداى متعال قديم است بنفسه ، و اول و آخرى براى وجود او متصور نيست .

57 - الملك
((الملك )) دو معنى دارد، اول پادشاه و صاحب اختيار، دوم مالك ، و هو مالك الملك و الملوك حق عز و جل مالك جميع عوالم است ، از عالم ملك يعنى اجسام و محسوسات و عالم معنى و مجردات ، يعنى عالمى كه فوق عالم جسمانيت و محسوسات مى باشد، كه اول را عالم ناسوت و عالم ملك گويند، و دوم را عالم ملكوت ، و فوق آن را عالم جبروت ، و بالاتر آن را عالم لاهوت نامند، يعنى عالم جبروت تحت لاهوت ، و ملكوت تحت جبروت مى باشد.

58 - القدوس
((القدوس )) مبالغه در صفت قدس است و قدس به معنى پاكيزگى است .

59 - القوى
خداى متعال قوى است ، يعنى عاجز نيست و عارض نمى شود او را عجز و ضعف و ناتوانى ، و غالب و قاهر فوق عباد خود مى باشد.

61 القريب :
يعنى كسى كه اجابت مى كند، خداى تعالى مى فرمايد : واجيب دعوة الداع من درخواست دعا كننده را اجابت مى كنم . گاهى قريب به معناى عالمى كه از وسوسه هاى قلوب آگاه است و بين او و بين قلوب پرده و مسافتى نيست مثل سخن خداى عز و جل : و نحن اقرب اليه من حبل الوريد (189)ما به او از رگهاى گردن نزديكتريم پس او قريب است بدون آنكه تماسى بين ايشان برقرار باشد، و از خلقش جداست بدون آنكه راه و مسافتى بين او و خلقش باشد بلكه او در عين حال كه مفارق است مخلوط و مخالطت دارد و با ايشان مشابهت ندارد و لذا تقرب به از راه ها و مسافت ها نيست ، بلكه از جهت طاعت و حسن اعتقاد به خداست پس خداى تبارك و تعالى نزديك است و نزديكى او بدون نقل و انتقال است ،زيرا نزديكى به او به طى مسافت نيست كه شخصى به سوى او بالا رود. چگونه چنين چيزى ممكن است در حالى كه حق سبحان قبل از پايينى و بالايى و قبل از آنكه به صفت علو و دنو موصوف گردد موجود بود.

62 القيوم :
يعنى قايم و دايم بدون زوال و گفته مى شود او قيم همه اشياست به اين معنا كه به همه رسيدگى كرده و رعايت همه چيز را مى كند نظير قيوم ، قيام است و ايندو بر وزن فعول و فيعا ا ز قمت بالشى مى باشد و اين جمله به هنگامى گفته مى شود كه خود متولى چيزى شدى و متولى نگهدارى و اصلاح و تدبير آن گرديدى . و در مثل گفتند: ما فيها من ديور و لا ديارا در خانه احدى نيست .

63 القابض :
به معناى كسى است كه ارزاق را به حكمت خود از فقرا مى گيرد (منع مى كند) و به لطف خويش ايشان را مبتلا مى كند تا آنكه صبر نمايند و به پاداش نفيس آن در آخرت برسند، و گفتند: القابض يعنى آنكه ارواح را به ميراندن مى گيرد. و نيز گفتند: القابض از قبض به معناى ملك است چنانكه گويند فلان اى فى ملكه فلان چيز در قبض فلانى است يعنى ملك فلانى است . اين چيز در قبض من است يعنى در ملك من است و از همين باب سخن حق سبحان است كه فرمود و الارض جميعا قبصته يوم القيامة (190)زمين در قيامت در قبض و ملك خداى تعالى است و نظير سخن حق كه فرمود: و له الملك يوم ينفخ فى الصور (191)ملك مال حق تعالى است روزى كه در صور دميده شود. و الامر يومئذ لله (192)امر در آن روز مال خداست .

64 الباسط :
يعنى خداى ارزاق را براى همه مى گستراند تا آنكه از رحمت و كرم و فضل حق تعالى نيازى باقى نماند.

65 القاضى :
يعنى خداى تعالى در اوامر و نواهى و مواردى كه امر به ترك كرده و يا مواردى كه مورد رضايت اوست بر بندگان حكم مى كند كه ايشان اطاعتش نمودند. و قاضى از قضا مشتق شده و قضاء الهى سه گونه است :
اول :حكم و الزام مثل سخن خداى : و قضى ربك الا تعبدوا الا اياه (193)خداى حكم كرد كه هيچكس جز او را نپرستيد. و گويند . قضى القاضى بكذا قاضى به فلان چيز حكم كرد و او را ملزم نمود.
دوم :به معناى خبر دادن و اعلام كردن است مثل سخن حق سبحان و قضينا الى بنى اسرائيل فى الكتاب (194)ما (به زبان پيامبر بنى اسرائيل ) به ايشان اعلام كرديم .
سوم :به معناى تمام كردن : مثل سخن حق : فقضيهن سبع سموات فى يومين (195)(خلقت ) هفت آسمان را در دو روز تمام كرد و گفتند: قضى فلان حقه : فلانى حاجتش را برآورد يعنى بنا به درخواست تمام نمود.

66 المجيد :
يعنى كسى كه وسعت دهنده كرم است . عرب به كسى رجل ماجد مى گويند كه بخشنده باشد و در عطا وسعت دهد و گفتند معنايش كريم عزيز مى باشد و از همين باب سخن حق سبحان است كه فرمود قرآن مجيد (196) يعنى كريم و عزيز است و مجد در لغت به معناى رسيدن به شرافت است و گاهى المجيد به معناى ممجد است يعنى خلق خدا او را تمجيد و تعظيم مى كنند و بزرگش ‍ مى شمارند.

67 الولى :
معناى آن ياور مؤ منين كه متولى ثواب واكرام ايشان است . خداى تعالى فرموة : الله ولى الذين آمنوا يخرجهم من الظلمات الى النور (197)خداى تعالى ولى مومنين است و ايشان را از تاريكى ها خارج ساخته به نور مى آورد و گاهى ولى نيز به معناى اولويت و برترى است چنانكه پيامبر(ص ) فرمود: الست اولى منكم بانفسكم قالوا:بلى يا رسول الله ! قال من كنت مولاه فعلى مولاه . آيا من از شما به نفوستان اولويت ندارم عرض كردند بله اى رسول خدا، فرمود: هر كس من مولاى او هستم على هم مولاى او هست . و نيز به معناى ولى آمده است يعنى كسى كه متولى كارى گرديد و براى آن بپا خواست . و ولى طفل كسى است كه اصلاح كارهاى طفل را بعهده دارد و كارهايش را انجام مى دهد الله ولى المومنين يعنى خداى ولى مومنين است چون يقينا خدا متولى اصلاح شئون مومنين است و مهمات دنيا و دين ايشان را بر عهده دارد.

68 المنان :
 معنايش بخشنده و نعمت دهنده است واز همين باب سخن حق سبحان است فامنن او امسك بغير حساب بى حساب ببخش يا نگه دار.

69 المحيط :
كسى كه بر اشيا غلبه داشته و برآن متمكن باشد وعلم و قدرت او اشيا را در برگرفته باشد پس او محيط است يعنى استيلاى علمى بر همه اشيا دارد و لا يعزب عنه مثقال ذرة فى السموات و لا فى الارض و لا اصغر من ذلك و لا اكبر فى كتاب مبين (198)
هيچ مثقال ذره اى در آسمانها و زمين و نه كمتر از مثقال ذره و نه بيشتر از آن از او پنهان نيست جز آنكه در كتاب (علم ازلى حق ) آشكار است . قل لو كان البحر مدادا لكلمات ربى لنفد البحر قبل ان تنفد كلمات ربى و لو جئنا بمثله عددا 109 كهف بگو: اگر دريا براى نوشتن كلمات و مخلوقات پروردگارم مركب شود قبل از آنكه كلمات پروردگارم تمام شود دريا تمام مى شود گرچه به اندازه آن درياها كمك آورند. ولو انما فى الارض من شجرة اقلام و البحر يمده من بعده سبعة ابحر ما نفدت كلمات الله 27 لقمان البته اگر درخت هاى زمين قلم مى شدند و درياى محيط (اقيانوس ) مركب مى گرديدند و هفت درياى ديگر هم بدان اضافه مى گرديد كلمات خدا تمام نمى شد و خداى قدرتى دارد كه از قدرت وى هيچ چيز خارج نيست گر چه بزرگ باشد و پيش ‍ خدا مور و زنبور و طفل شيرخوار و عرش عظيم و ظريف و ضخيم و بزرگ و كوچك مساويند و هو على كل شى قدير (199)او برهمه اشيا تواناست . ما خلقكم امره اذا اراد شيئا ان يقول له كن فيكون :82 يس / 36 دستور خدا وقتى چيزى رابخواهد كه موجود گردد اين است كه به او بگويد بشو پس انجام مى شود (موجود مى شود)

70 المبين :
يعنى آشكارى كه به آثار قدرت و آيات خود روشن است و ظهور تدبيرش در اشيا و پيدايى بينات او حكمت وى را ظاهر مى سازند.

71 المقيت :
يعنى مقندر و براى اين اسم شعرى از زبير بن عبد المطلب انشا شده است . و ذى ضغن كففت النفس عنه # و كنت على مسئابة مقيتا
كينه ورزى كه خود را از او باز گرفتم
بر زيان رساندن به او قادر بودم
و اين زبان قريش است و گفتند: مقيت به معناى حفيظ ونگهدار است كه اشيا را به مقدار نيازش حفظ مى كند. و نيز گفتند: مقيت آنى است كه غذا مى دهد و گفته شده كه :معنايش نگهدار نگهبان است .

72 المصور :
يعنى آنكه خلقش را بر صورتهاى مختلف آفريده تا از همديگر شناخته گردند خداى تعالى فرمود و صوركم فاحسن صوركم (200)خداى تعالى شما را صورتگرى كرد و نيكو صورتگرى نمود.

73 الكريم :
يعنى بخشنده زياد گفته مى شود: مرد كريم يعنى بخشنده و گفتند :معنايش عزيز است چنانكه گوينده فلانى با كرامت تر از فلانى است .يعنى عزيزتر از اوست . و در اين باب سخن حق است كه فرمود: انه لقران كريم يعنى اين كتاب قرآن عزيز است .

74 الكبير :
يعنى سيد و به بزرگ قوم مى گويند سيد قوم كبريا اسم تكبر و بزرگى است .

75 الكافى :
يعنى هر كس توكل بر او كند خداى ويرا كفايت مى كند پس نياز او را بر مى آورد و او را به ديگران حواله نمى دهد .خداى تعالى فرمود: و من يتوكل على الله فهو حسبه (201)هر كس بر خدا توكل كند خداى تعالى او را كافى است .
 
76 كاشف الضر:
معنايش گشايش دهنده است امن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء 62 / نمل مضطر را به هنگام دعا اجاب مى كند و بدى را از او بر مى دارد.

77 الوتر:
فرد را گويند و هر چيزى كه فرد باشد به آن وتر گفته مى شود.
 
78 النور:
وى به نور خويش كوران را بينا كند و به هدايت خود گمراهان را هدايت كند. و نور به معناى ضياء است و مجازابه صورت مصدر آمده در حاليكه معناى آن اسم فاعل است يعنى منير به معناى روشنى ده . يا آنكه چون اهل آسمانها و زمين بواسطه حق تعالى به مصالح و كمالات خود مى رسند چنانكه به واسطه نور مردم مى بينند يا آنكه چون نور را نور كرده و خلق نموده است به اسم وى النور مى گويند.

79 الوهاب :
يعنى كسى كه بسيار مى بخشد و بخشش او به لحاظ مقدار، فراوان است .
 
80 الناصر و النصير:
 هر دواسم به يك معناست و به معناى كمك دهنده است و نصرت به معناى كمك است .

81 الواسع :
يعنى وى كسى است كه بى نيازى او نياز بندگانش را پوشانيد و روزى او به همه خلقش رسيد. و گفتند واسع غنى و وسعت وسعة به معناى بى نيازى است و فلانى از سعه خود مى بخشد يعنى از ثروت خود مى بخشد و وسع به معناى كوشش و توان مرد است مى گويند: به مقدار وسع خود خرج كن .

82 الودود :
از ود گرفته شده است يعنى خداى تعالى بندگان شايسته خود را دوست دارد. يعنى از ايشان راضى مى گردد و اعمالشان را مى پذيرد و گاهى به معناى اين است كه : محبت ايشان را در دل خلق مى اندازد و مثل سخن حق است سيجعل لهم الرحمن ودا (202)يعنى رحمن براى ايشان دوستى قرار مى دهد. و شايد فعول به معناى مفعول باشد، چنانكه در مورد مهيب معنايش مهيوب است يعنى ترسناك است در اينجا نيز ودود به معناى مودود يعنى محبوب مى باشد.

83 الهادى :
يعنى آنكه منت گذاشت و به هدايت خود جميع خلقش را هدايت كرد و ايشان را به نور توحيد كرامت داد. زيرا ايشان را به فطرت توحيدى خلق كرد و ايشان را به مقصود خود از خلق راهنايى نمود و با كمك عقل والهام و دلايل واعلام و نيز بواسطه پيامبرانى كه با حجت هاى موكد مويد بودند، ايشان را قدرت بر فهم آن داد ليهلك من هلك عن بينة و يحيى من حى بينة (203)تا هر آنكه هلاك گردد، با برهان هلاك گردد و هر كس زنده و هدايت شود، از بينه و دليل هدايت گردد. و امابيان هدايت بندگان از اين آيه استفاده مى شود كه خداى تعالى حكايت كرده است فهديناهم فاستحبوا العمى على الهدى (204)ايشان راهدايت كرديم ولى ايشان كورى را به جاى هدايت دوست داشتند (برگزيدند) و اما اينكه ايشان را به تو توحيد كرامت و در ابتدا ايشان را بر توحيد خلق كرده : فطرة الله التى فطر الناس عليها (205)كه خداى ايشان رابر آن فطرت خلق كرد و سخن رسول خدا (ص ) كل مولود يولد عن الفطرة و انما ابواه يهودانه وينصرانه ويمجسانه : هر فرزند بر فطرت متولد مى شودو ثانيا پدر و مادرش او را يهود يانصارى و يا مجوس مى نمايند. و سپس پيامبران را فرستاد و نور دين و هدايت را گسترانيد و ثالثا تحريض و ترغيب و ترهيب نمود رابعا امداد و الطاف و توفيق بر سعادت و كمك به آن نمود و نيز خداى تعالى است كه همه حيوانات را به مصالح ايشان راهنمايى مى كند و طلب روزى را به ايشان الهام مى نمايد و راه مسرت را به ايشان مى آموزد و اينكه چگونه از آفات و مضار دورى نمايند.

84 الوفى :
به معناى آنست كه به عهد وفا مى كند و وعده اش عمل مى شود.

85 الوكيل :
 متولى ما يعنى كسى كه به حفظ ما برپا خواست و همين معناى وكيل بر مال و ثروت مى باشد و گاهى به معناى معتمد و ملجا و توكل واعتماد والتجا نيز مى آيد و گفتند يعنى كسى كه متكفل ارزاق بندگان است و مصاحل ايشان را بر مى آورد و مى فرمايد: حسبناالله و نعم الوكيل (206)يعنى در امور ما خوب كفيلى است امور را بر مى آورد.

86 الوارث :
 يعنى كسى كه همه ملك ها و مالها بعد از فنا مالكان به وى مسترد مى گردد و خداى تعالى بعد از فناى همه خلق باقى است و املاك و مواريث شان ،بعد از مرگ به خدا مى رسد.
اش به همه خلق مى رسد و گاهى بر به معناى صادق مى آيد چنانكه گويندبرت يمين فلان فلانى در سوگند راستگو است (قسم فلانى راست در آمد) و صدقت فلان و بر، فلانى راست گفت .

88 الباعث :
آنكه خلق را بعد از مرگ زنده مى كند و بعد از وفات باز مى گرداند وايشان براى پاداش و بقا زنده مى گردند.

89 التواب :
آنكه قبول توبه مى كند وقتى بنده توبه كند از گناهان عفو مى نمايد و هر چه توبه تكرار شود، عفو هم تكرار مى گردد.

90 الجليل :
و آن از جلال و عظمت است و معنايش جلال و بزرگى قدر و شان و منزلت است و عظمتى است كه همه بزرگان در مقابل او كوچك هستند.
 
91 الجواد :
او نعمت ده ، نيكى كن و بسيار نعمت بخش و احسان كننده است و فرق بين جواد و كريم اين است كه كريم با در خواست مى دهد و جواد بدون درخواست مى بخشد و گفتند: عكس اين معناى مذكور است . جود به معناى بخشش ‍ و رجل جواد يعنى مرد بخشنده و بر خداى سبحان اطلاق نمى شود، زيرا ريشه سخاوت نرمش است مى گويند ارض  سخاويه و قرطاس سخاوى زمين نرم و كاغذ و سخى را سخى گويند چون به هنگام نيازها نرم است .

92 - الخبير :
كسى است كه به دقايق و رموز اشياء و مشكلات آن واقف است فلانى عالم خبيرى مى باشد يعنى به كنه شى داناست و بر حقيقت آن مطلع است و الخبر يعنى علم مى گويى لى به خبر يعنى من آگاهم .

93 الخالق :
يعنى كسى كه مبدع خلق است و ايشان را اختراع كرده است بدون آنكه نمونه اى داشته باشد خداى تعالى مى فرمايد: هل من خالق غير الله (207)آيا خالقى غير خدا موجود است ؟ و گاهى گويند مراد از خلقت اداره است چنانكه خداى تعالى در حكايت از حضرت عيسى (ع ) مى فرمايد انى اخلق لكم من الطين (208).من گل را به اندازه پرنده درست مى كنم . و خداى تعالى در حقيقت خالق و وجود دهنده آن است .
 
94 خير الناصرين :
زياد و مكرر يارى ونصرت از وى مى رسد ،چنانكه مى گويند : خير الراحمين يعنى زياد رحمت مى كند.

95 الديان :
و وى كسى است كه به بندگان پاداش و جزاى اعمال را مى دهد و الدين به معناى جزاست گفته مى شود : كما تدين تدان يعنى همانطورى كه جزاء و پاداش مى دهى به تو پاداش مى دهند.
كما يدين الفتى يوما يدان به
من يزرع الثوم لا يقلعه ريحانا
هر طور كه جوانمرد جزا مى دهد به او جزا دهند.
هر كس سير بكارد از آن ريحان برداشت نمى كند.

96 الشكور:
آنى است كه طاعت كم را شكر مى گويد و به او ثواب بسيارى مى دهد و نعمت هاى بزرگ و فراوان مى دهد و به كم شكر قناعت مى كند ،خداى تعالى فرمود: ان ربنا لغفور شكور (209)پروردگار ماغفور شكور است . و چون شكر درلغت به معناى اعتراف به احسان است و خداى سبحان به بندگان نيكويى مى نمايد و به ايشان نعمت مى دهد ولى خداى سبحان چون مطيع را به خاطر طاعتش جزا فراوان مى دهد به همين خاطر پاداش به ايشان را مجازا شكر گزارى نسبت به بندگان ناميد، چنانكه به مكافات و پاداش شكر گفتند.

97 العظيم
يعنى داراى عظمت و جلال ، اين اسم غالبا به كسى كه داراى شان و جلالت قدر است گفته مى شود.

98 اللطيف :
يعنى كسى كه به بندگان خود نيكى مى كند و از راهى كه نمى دانند به ايشان لطف مى كنند يعنى نرمى و مدارا مى نمايد و لطف يعنى به خوبى كردن و كرامت دادن و فلانى لطيف به مردم است يعنى به ايشان نيكى مى كند و به ايشان لطف مى نمايد و گاهى لطيف را به معناى لطف در تدبير و فعل مى گيرند، مى گويند: فلانى صنعتگرى لطيف الكف است (يعنى چيره است ) در صورتى كه وى در امر حاذق و ماهر باشد و در خبر در معناى لطيف آمده كه : او خالق مخلوقات لطيف (ظريف ) است چنانكه به عظيم ناميده شده است ، زيرا خالق مخلوقات عظيم است و گفته مى شود: لطيف يعنى هر كس كه فاعل لطف است يعنى بنده با آن به فعل طاعت نزديك مى شود و از فعل معصيت دور مى گردد.

99 الشافى :
يعنى كسى كه تندرستى و شفا را روزى مى دهد بدون آنكه دوايى در كار باشد و بلا را با دعاى اندك برطرف مى كند و بر ابتلاى كوچك پاداش بزرگ مى دهد. خداى تعالى در حكايت از ابراهيم عليه السلام فرمود: و اذا مرضت فهو يشفين (210)وقتى مريض گرديدم او مرا شفاء مى دهد



منبع : اینترنت
خارج شده است

اللهم ادخل علی اهل القبورالسرور(خدایا تو بر اهل قبورشادی عطا کن)،اللهم اغن کل فقیر(خدایافقیران راغنی فرما)،اللهم اشبع کل جائع(خدایا گرسنگان را سیر فرما)
اللهم اکس کل عریان(خدایا لخت ها را لباس عطا فرما)اللهم اقض دین کل مدین(خدایا بدهی بدهکاران را ادا فرما)،اللهم فرج عن کل مکروب(خدایادر کار تمامی گرفتاران گشایش عطا فرما)
اللهم رد کل غریب(خدایا تمامی غریب ها را به وطن شان بازگردان)اللهم فک کل اسیر(خدایا تمامی اسیران را آزاد فرما)،اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین(خدایاتمامی افرادی که در امور مسلمانان فساد میکنند را اصلاح بفرما)
اللهم اشف کل مریض(خدایا تمامی مریض ها را شفا عنایت فرما)اللهم سد فقرنا بغناک(خدایابا غنای خودت برای فقر ما سدی بکش)اللهم غیر سوء حالنا بحسن حالک(خدایا حال بد ما را به حال خوب خودت تغییر بده)
الهم اقض عنا الدین و اغننا من الفقر(خدایابدهکاری ما را پرداخت کن و مارا از فقر بی نیاز فرما)انک علی کل شی قدیر (هماناتو بر همه چیزتوانا و قادر هستی)لینک دعا
صفحه: [1]   بالا
  چاپ صفحه  
 
پرش به :  

Powered by MySQL Powered by PHP

Valid XHTML 1.0! Valid CSS! Dilber MC Theme by HarzeM
این صفحه در 0.7 ثانیه 21 نمایش داده شد.
asraa.com